در جواب perfect چه بگوییم؟
همواره پاسخ دادن به برخی از جواب های زبان انگلیسی میتوانید سخت باشد. در این مقاله به در جواب perfect چه بگوییم؟ میپردازیم تا شما بتوانید به راحتی در مکالمه های زبان انگلیسی از این جواب ها استفاده کنید.
یادگیری تمامی جواب جملات انگلیسی به شما این امکان را میدهد تا مکالمه طولانی تر و پایدار تری داشته باشید. زبان آموزان در شهر تهران به دنبال بهترین آموزشگاه زبان هستند تا بتوانند زبان انگلیسی را در این شهر به خوبی یاد بگیرند.
در نظر داشته باشید برای شما لیست بهترین آموزشگاه زبان تهران را قرار داده ایم، تا بتوانید در بهترین دوره های زبان شرکت کنید.
معنی واژه perfect چیست؟
در دنیای وسیع زبان انگلیسی، برخی کلمات مانند یک هنرمند چند بعدی عمل میکنند. Perfect یکی از آنهاست. این واژه نه تنها یک معنی ثابت ندارد، بلکه بسته به جایگاهش در جمله و نقشی که ایفا میکند، معانی متفاوتی پیدا میکند.
فهمیدن این نقش ها برای هر زبانآموز حیاتی است تا بتواند در مکالمات خود دقیق و حرفه ای عمل کند. از یک توصیف ساده تا یک مفهوم پیچیده گرامری، perfect به طور پیوسته در حال تغییر است. در این مقاله به صورت مفصل به هر یک از این نقشها، تفاوت ها و کاربردهایشان خواهیم پرداخت تا ابهامی در استفاده از این کلمه باقی نماند.
۱. Perfect در نقش صفت
نقش صفت (Adjective) رایجترین و شناختهشدهترین کاربرد perfect است. یک صفت، همانطور که میدانید، وظیفهاش توصیف یک اسم است. وقتی perfect در این نقش ظاهر میشود، میتواند معانی مختلفی را منتقل کند که هر یک در جای خود بسیار کاربردی هستند.
۱-۱. به معنای «کامل»، «بی نقص» و «عالی»
این معنی، همان چیزی است که اغلب با شنیدن کلمه perfect به ذهنمان میآید. این واژه برای توصیف چیزهایی استفاده میشود که هیچ عیب، نقص یا کمبودی ندارند. یک شرایط آب و هوایی، یک عملکرد هنری یا حتی یک انتخاب میتواند با این صفت توصیف شود.
مثال ها:
The weather was perfect for a picnic, sunny and warm without a cloud in sight.
(هوا برای پیکنیک عالی بود، آفتابی و گرم و بدون حتی یک ابر.)
Her performance was absolutely perfect, she didn’t miss a single note.
(اجرای او کاملاً بینقص بود، حتی یک نت را هم از دست نداد.)
This is the perfect place to build a house, the view is stunning and the land is flat.
(این بهترین مکان برای ساختن خانه است، منظره خیرهکننده و زمین مسطح است.)
Your timing was perfect, we were just about to leave when you arrived.
(زمانبندی شما بینقص بود، ما دقیقاً وقتی که شما رسیدید داشتیم میرفتیم.)
The temperature of the soup is perfect, neither too hot nor too cold.
(دمای سوپ عالی است، نه خیلی گرم و نه خیلی سرد.)
This photo is a perfect example of his work, capturing his unique style.
(این عکس یک نمونه عالی از کار اوست، که سبک منحصربهفردش را به تصویر میکشد.)
The ending of the movie was perfect, it tied up all the loose ends beautifully.
(پایان فیلم عالی بود، همه گرههای داستان را به زیبایی به هم وصل کرد.)
He has a perfect record of attendance, he has never missed a single day.
(او سابقه حضور و غیاب بینقصی دارد، حتی یک روز هم غیبت نکرده است.)
This dress is a perfect fit for me, it feels like it was custom-made.
(این لباس کاملاً اندازه من است، انگار برایم دوخته شده است.)
The view from the window is simply perfect, you can see the entire city.
(منظره از پنجره به سادگی بینظیر است، میتوانید کل شهر را ببینید.)
They found the perfect solution to the problem, it was simple and effective.
(آنها راهحل عالی برای مشکل پیدا کردند، ساده و مؤثر بود.)
The lighting in the room is perfect for reading, it’s not too bright or too dim.
(نور اتاق برای مطالعه عالی است، نه خیلی روشن و نه خیلی کمنور است.)
She made a perfect choice for the gift, it was exactly what I wanted.
(او یک انتخاب عالی برای هدیه انجام داد، دقیقاً همان چیزی بود که میخواستم.)
The perfect score on the test is 100, which is what she got.
(نمره کامل در آزمون ۱۰۰ است، که او آن را به دست آورد.)
It was a perfect day for a walk in the park, quiet and peaceful.
(روز عالی برای قدم زدن در پارک بود، ساکت و آرام.)
۱-۲. به معنای «مطلق» و «تمامعیار» (برای تأکید)
در این کاربرد، perfect به معنای «کامل بودن» به کار نمیرود، بلکه برای تأکید روی ویژگی یا حالت یک اسم از آن استفاده میشود. این کاربرد غالباً در اصطلاحات و عبارتهای خاص دیده میشود و نشان میدهد که آن ویژگی به بالاترین حد خود رسیده است.
مثال ها:
He’s a perfect stranger to me, I have never seen him before.
(او یک غریبه تمامعیار برای من است، من قبلاً هرگز او را ندیدهام.)
This is a perfect waste of time, we are getting nothing done.
(این یک اتلاف وقت تمامعیار است، ما هیچ کاری انجام نمیدهیم.)
The meeting was a perfect disaster from beginning to end.
(جلسه از اول تا آخر یک فاجعه تمامعیار بود.)
You made a perfect fool of yourself at the party.
(تو در مهمانی کاملاً خودت را مسخره کردی.)
It’s a perfect mystery how she did it so fast.
(این یک راز تمامعیار است که او چطور آن را اینقدر سریع انجام داد.)
That was a perfect lie, no one could tell the difference.
(آن یک دروغ تمامعیار بود، هیچکس نمیتوانست تفاوتش را تشخیص دهد.)
He is the perfect image of his father.
(او تصویر تمامعیار پدرش است.)
The room was in perfect darkness, you couldn’t see a thing.
(اتاق در تاریکی مطلق بود، شما نمیتوانستید چیزی ببینید.)
She has a perfect resemblance to her mother.
(او شباهت تمامعیاری به مادرش دارد.)
He is a perfect example of kindness, always helping others.
(او نمونه تمامعیار مهربانی است، همیشه به دیگران کمک میکند.)
The car was in perfect condition, it looked brand new.
(ماشین در شرایط کاملاً عالی بود، انگار نو بود.)
The food was a perfect mess, everything was mixed together.
(غذا یک ترکیب درهمریخته تمامعیار بود، همه چیز با هم قاطی شده بود.)
This plan is a perfect failure, nothing worked.
(این طرح یک شکست تمامعیار است، هیچچیز کار نکرد.)
That’s a perfect illusion, it looks so real.
(این یک توهم تمامعیار است، خیلی واقعی به نظر میرسد.)
The room was in perfect order, everything was neatly arranged.
(اتاق در نظم مطلق بود، همه چیز به دقت چیده شده بود.)
۲. Perfect در نقش فعل و اسم
کلمه perfect تنها به توصیف محدود نمیشود و میتواند به عنوان یک فعل (Verb) یا اسم (Noun) نیز در جمله ظاهر شود. این نقشها نشاندهنده پیچیدگی و انعطافپذیری این کلمه هستند.
۲-۱. در نقش فعل (به معنی «کامل کردن» و «بهبود بخشیدن»)
وقتی perfect در نقش فعل به کار میرود، به معنای «کامل کردن»، «بیعیب کردن» یا «بهبود بخشیدن» به یک چیز است. این کاربرد اغلب زمانی اتفاق میافتد که شما در حال تمرین یا اصلاح یک مهارت خاص برای رسیدن به بالاترین سطح آن هستید.
مثالها:
He’s busy perfecting his bowling technique by watching videos.
(او با تماشای فیلمها مشغول کامل کردن تکنیک بولینگ خود است.)
The chef is perfecting his new recipe by adding and subtracting ingredients.
(آشپز با اضافه و کم کردن مواد، دستور غذای جدیدش را بیعیب میکند.)
She is perfecting her speech before the presentation to ensure it’s flawless.
(او قبل از ارائه، سخنرانی خود را کامل میکند تا بینقص باشد.)
They spent years perfecting their product before launching it to the market.
(آنها سالها صرف بینقص کردن محصول خود کردند قبل از اینکه آن را به بازار عرضه کنند.)
You need to perfect your dance moves if you want to win the competition.
(باید حرکات رقص خود را کامل کنی اگر میخواهی در مسابقه پیروز شوی.)
۲-۲. در نقش اسم (در گرامر)
کاربرد اسمی perfect بیشتر در مباحث گرامری دیده میشود و به زمانهای کامل (Perfect Tenses) اشاره دارد. این زمانها برای بیان کارهایی به کار میروند که در گذشته شروع شده و به زمان حال یا آینده مرتبط هستند.
مثال: The grammar lesson was all about the use of the perfect tense. (درس گرامر در مورد استفاده از زمان کامل بود.)
در جواب perfect چه بگوییم؟
در مکالمات روزمره، شنیدن کلمه perfect یک اتفاق خوشایند است که نشان از تحسین و رضایت فرد مقابل دارد. اما نحوه پاسخدادن به آن به طور مستقیم به موقعیتی بستگی دارد که در آن قرار گرفتهاید. اینکه در یک محیط رسمی هستید یا با دوستانتان صحبت میکنید، لحن و کلمات پاسخ شما را تعیین میکند.
در پاسخ به تعریف از خودتان یا کاری که انجام دادهاید (پاسخهای عمومی و رایج)
این پاسخها برای موقعیتهای دوستانه و غیررسمی مناسباند و نشاندهنده فروتنی و قدردانی شما هستند. این پاسخها اغلب کوتاه و صریحاند و نیاز به توضیح بیشتری ندارند.
Thank you.
(ممنون.)
Thank you very much.
(خیلی از شما متشکرم.)
I appreciate you saying that.
(از اینکه این را گفتی قدردانی میکنم.)
That’s very kind of you.
(این خیلی از لطف شماست.)
I’m happy to hear that.
(خوشحالم که این را میشنوم.)
It means a lot coming from you.
(این جمله از طرف شما خیلی برایم ارزشمند است.)
Thanks, I’m glad you think so.
(ممنون، خوشحالم که اینطور فکر میکنی.)
I’m happy with how it turned out.
(از نتیجهاش خوشحالم.)
Thank you for the compliment.
(ممنون برای تعریف.)
I appreciate the kind words.
(از کلمات محبتآمیزت قدردانی میکنم.)
That’s so nice of you to say.
(چه حرف قشنگی زدی.)
I’m glad you liked it.
(خوشحالم که دوست داشتی.)
Thanks for the encouragement.
(ممنون بابت تشویق.)
Your words mean a lot to me.
(حرفهای شما برای من ارزش زیادی دارد.)
It was a team effort.
(این یک کار گروهی بود.)
در پاسخ perfect در روابط کاری
در محیط های رسمیتر، مثل محل کار، پاسخها باید حرفهای، قدرشناسانه و گاهی متواضعانه باشند. این پاسخها نشان میدهند که شما تلاشهای دیگران را نیز در نظر میگیرید.
Thank you for recognizing my efforts.
(از اینکه تلاشهایم را به رسمیت شناختید، متشکرم.)
Thank you for your guidance.
(ممنون از راهنمایی شما.)
I appreciate your trust in me.
(از اعتمادی که به من داشتید، قدردانی میکنم.)
Your feedback is very valuable to me.
(بازخورد شما برای من بسیار ارزشمند است.)
I’m grateful for your support.
(از حمایت شما سپاسگزارم.)
Thank you for the opportunity to work on this.
(ممنون از اینکه فرصت کار روی این را به من دادید.)
I’m glad my work met your expectations.
(خوشحالم که کارم انتظارات شما را برآورده کرد.)
It was a great learning experience.
(تجربه یادگیری فوقالعادهای بود.)
I couldn’t have completed this without the team.
(بدون تیم نمیتوانستم این را تکمیل کنم.)
Thank you, I worked hard on this.
(ممنون، برای این کار سخت تلاش کردم.)
Your words are truly motivating.
(سخنان شما واقعاً انگیزهبخش است.)
I’m happy to receive your appreciation.
(خوشحالم که قدردانی شما را دریافت میکنم.)
This was a collaborative effort, thank you.
(این یک تلاش مشترک بود، متشکرم.)
I appreciate your encouragement.
(از تشویق شما قدردانی میکنم.)
Thank you for this compliment.
(ممنون برای این تعریف.)
جملات طنزآمیز در پاسخ perfect
این پاسخ ها فقط برای روابط بسیار صمیمی و دوستانه مناسب هستند و باید با احتیاط استفاده شوند تا سوءتفاهم ایجاد نکنند. این جملات نشان میدهند که شما از شوخطبعی برخوردار هستید و رابطه نزدیکی با طرف مقابل دارید.
It isn’t easy to achieve such perfection.
(رسیدن به چنین کمالی آسان نیست.)
What took you so long to notice?
(چرا اینقدر طول کشید تا متوجه شوی؟)
Is that your best compliment?
(این بهترین تعریفت بود؟)
I can’t believe you said that!
(باورم نمیشه اینو گفتی!)
Well, it’s in the genes.
(خب، ژنتیکیه.)
Are you always so honest?
(همیشه همینقدر صادقی؟)
Yeah, I get that a lot.
(آره، زیاد اینو میشنوم.)
Mind repeating that?
(میشه دوباره تکرار کنی؟)
I needed to hear that.
(لازم داشتم که اینو بشنوم.)
Gosh! Tell me something I don’t know.
(وای! یه چیزی بهم بگو که خودم ندونم.)
My aesthetic doctor said the same.
(دکتر زیبایی من هم همین را میگفت.)
Thank you, and vote for me in the next election.
(ممنون، و در انتخابات بعدی به من رأی بده.)
I woke up like this.
(من همینطوری از خواب بیدار شدم.)
I’m just a natural.
(من فقط ذاتاً همینطوریام.)
I’m the best, I know.
(من بهترینم، میدانم.)
جمع بندی
در این مقاله برای شما تمامی بخش های واژه perfect را بررسی کردیم تا شما بتوانید از این واژه در مکالمه های روزمره استفاده کنید. اگر میخواهید بدانید که در جواب hello چه باید گفت این مقاله را نیز آماده کرده ایم.
اما باید در نظر داشته باشید که برای پاسخ سریع به perfect میتوانید از thank you و Thank you very much و I like you استفاده کنید.
سوالات متداول
۱. بهترین جواب به perfect چیست؟
شما میتوانید برای جواب پرفکت از جملات مانند مرسی، مرسی خیلی لطف دارید، ممنونم استفاده کنید.





