...
گذشته افعالآموزش رایگان زبان انگلیسیآموزش صرف افعال

گذشته Feel در زبان انگلیسی چه می شود؟

اگر شما نیز میخواهید بدانید که گذشته Feel در زبان انگلیسی چه می شود؟ در نظر داشته باشید که برای شما در این مقاله این فعل را بررسی کرده ایم.

اگر میخواهید زبان انگلیسی را در کوتاه ترین زمان یاد بگیرید در نظر داشته باشید که میتوانید در بهترین آموزشگاه زبان شرکت کنید. در شهر های تهران و شیراز ما به شما بهترین ها را معرفی کرده ایم.

شما میتوانید برای شرکت در دوره های زبان در شهر شیراز با بهترین اموزشگاه زبان انگلیسی در شیراز در تماس باشید.

اگر میخواهید با بهترین آموزشگاه زبان در شهر های بزرگ مانند تهران در تماس باشید برای شما لیست بهترین کلاس زبان در تهران را نیز آماده کرده ایم.

گذشته Feel در زبان انگلیسی چه می شود؟

گذشته Feel در زبان انگلیسی چه می شود؟

فعل Feel یکی از افعال بی قاعده و پرکاربرد در زبان انگلیسی است که معنای اصلی آن «احساس کردن» یا «لمس کردن» میباشد.

این فعل همچنین در مفاهیمی چون «نظر داشتن»، «دنبال چیزی گشتن» (به صورت اصطلاحی) و «تجربه کردن» نیز به کار میرود.

الگوی صرف این فعل بی قاعده به صورت Feel / Felt / Felt است؛ یعنی شکل گذشته ساده و شکل سوم (اسم مفعول) آن هر دو یکسان و به صورت felt میباشند.

تسلط بر نحوه استفاده از felt در زمانهای مختلف گذشته برای بیان دقیق حالات روحی و تجربیات حسی گذشته ضروری است. در این مقاله به صورت جامع تمام کاربردهای گذشته Feel را در زمانهای مختلف و همچنین ساختارهای شرطی و مجهول تحلیل میکنیم.

(۱) گذشته ساده در فعل Feel (Felt)

گذشته ساده فعل Feel به صورت felt است. این زمان برای اشاره به یک عمل احساس کردن یا تجربه کردن استفاده میشود که در گذشته شروع شده و در همان گذشته به پایان رسیده است.

۱-ساختار مثبت و کاربردها برای فعل Feel

She felt a sharp pain in her chest, so she immediately called for emergency medical help.

(او درد شدیدی در سینه اش احساس کرد، بنابراین فورا درخواست کمک پزشکی اضطراری کرد.)

He felt sorry for what he had done, and sincerely apologized for his poor, selfish behavior.

(او از کاری که کرده بود احساس پشیمانی کرد، و صادقانه برای رفتار بد و خودخواهانه اش عذرخواهی کرد.)

I felt a sudden sense of relief when I finally handed in the difficult, time consuming project.

(من یک حس ناگهانی تسکین را احساس کردم وقتی بالاخره پروژه دشوار و زمان بر را تحویل دادم.)

They felt comfortable in that place because the atmosphere was calm, inviting and very welcoming.

(آنها در آن مکان احساس راحتی میکردند زیرا جو آرام، جذاب و بسیار خوشایند بود.)

We felt the rough texture of the old stone wall with our hands as we slowly walked past it. (معنای لمس کردن)

(ما با دستهایمان بافت خشن دیوار سنگی قدیمی را لمس کردیم همانطور که به آرامی از کنار آن رد شدیم.)

۲- ساختار سوالی و منفی

How did you feel when you saw him suddenly appear at your front door?

(وقتی او را دیدی که ناگهان جلوی در خانه ات ظاهر شد چه احساسی داشتی؟)

They did not feel comfortable in that place because the lights were too bright and the music was too loud.

(آنها در آن مکان احساس راحتی نمیکردند زیرا چراغها خیلی روشن و موسیقی خیلی بلند بود.)

Did she feel a strange sensation before she fainted and lost consciousness entirely?

(آیا او قبل از اینکه بیهوش شود و کاملا هوشیاری اش را از دست دهد، احساس عجیبی کرد؟)

He did not feel any sympathy for the villain in the movie, as his actions were purely evil and malicious.

(او هیچ همدردی با تبهکار در فیلم احساس نکرد، زیرا اعمال او صرفا شیطانی و بدخواهانه بود.)

Did you feel the earth move when the small, minor earthquake occurred early this morning?

(آیا شما حرکت زمین را احساس کردید وقتی زلزله کوچک و جزئی امروز صبح زود رخ داد؟)

(۲) گذشته استمراری و کامل فعل Feel

زمان گذشته استمراری و کامل برای تداوم داشتن یک عمل یا کار قبل از یک عمل دیگر استفاده میشود.

۱- گذشته استمراری (Past Continuous: was/were feeling)

این زمان برای گفتن عملی استفاده میشود که در گذشته برای مدتی در حال انجام شدن بوده است.

He was feeling nervous before the exam, constantly pacing back and forth across the entire study hall.

(او قبل از امتحان عصبی بود، و مدام در سراسر سالن مطالعه به عقب و جلو قدم میزد.)

She was feeling the fabric of the dress to determine its quality and overall softness before buying it.

(او پارچه لباس را حس میکرد تا کیفیت و نرمی کلی آن را قبل از خرید تعیین کند.)

Were you feeling sick yesterday or was it just a minor, temporary headache that quickly went away?

(دیروز احساس بیماری داشتی یا فقط یک سردرد جزئی و موقت بود که به سرعت از بین رفت؟)

They were not feeling the music; they were merely standing awkwardly in the corner of the crowded room.

(آنها موسیقی را حس نمی کردند؛ آنها صرفا به طور ناجور در گوشه اتاق شلوغ ایستاده بودند.)

I was feeling optimistic about the project is final outcome when the bad news suddenly arrived without warning.

(من در مورد نتیجه نهایی پروژه احساس خوش بینی میکردم وقتی خبر بد ناگهان بدون هشدار رسید.)

۲- گذشته کامل (Past Perfect: had felt)

این زمان برای گفتن کاری است که در گذشته قبل از کار دیگری اتفاق افتاده و تمام شده است.

She had felt a strange sensation before she fainted, and the doctors later discovered the cause of her sudden collapse.

(قبل از اینکه بیهوش شود، احساس عجیبی کرده بود، و پزشکان بعدا علت سقوط ناگهانی او را کشف کردند.)

He had felt proud of his achievement long before the official ceremony even took place in the grand hall.

(او از موفقیت خود احساس غرور کرده بود خیلی قبل از اینکه مراسم رسمی حتی در سالن بزرگ برگزار شود.)

Had you felt any pain before the surgery began, or were you completely comfortable due to the strong anesthetic?

(آیا قبل از شروع جراحی دردی احساس کرده اید، یا به دلیل بی حسی قوی کاملا راحت بودید؟)

They had not felt any love for each other for years, which is why their painful breakup was completely inevitable and unavoidable.

(آنها هیچ عشقی نسبت به یکدیگر برای سالها احساس نکرده بودند، به همین دلیل جدایی دردناک آنها کاملا اجتناب ناپذیر بود.)

I had felt the need to apologize immediately after my harsh words were spoken, but the perfect moment never came entirely.

(من احساس نیاز کرده بودم که فورا بعد از صحبت کردن کلمات تندم عذرخواهی کنم، اما لحظه عالی هرگز کاملا پیش نیامد.)

(۳) گذشته کامل استمراری، آینده در گذشته و مجهول فعل Feel

این زمان ها  قصد قبلی و تمرکز بر عمل انجام شده نشان میدهند.

۱- گذشته کامل استمراری (Past Perfect Continuous: had been feeling)

این زمان هم برای بیان عملی است که در زمان گذشته شروع شده و تا قبل از عمل دیگری در گذشته ادامه داشته است.

She had been feeling depressed for a long time before she finally sought professional medical help for her severe mental illness.

(او مدت زیادی افسرده بود قبل از اینکه بالاخره برای بیماری روانی شدید خود به دنبال کمک پزشکی حرفه ای رفت.)

He had been feeling the effects of the medication for days before the doctor advised him to stop the powerful treatment immediately.

(او روزها بود که اثرات دارو را احساس کرده بود قبل از اینکه دکتر به او توصیه کرد فورا درمان قوی را متوقف کند.)

Had you been feeling any pressure before the incident, or were you completely calm and totally unaffected by the recent, chaotic changes?

(آیا قبل از حادثه فشاری احساس میکردید، یا کاملا آرام و از تغییرات آشفته اخیر کاملا بی تاثیر بودید؟)

They had not been feeling well lately, so they decided to see a doctor who immediately ran a battery of necessary tests.

(آنها اخیرا حال خوبی نداشتند، بنابراین تصمیم گرفتند به دکتر مراجعه کنند که فورا مجموعه ای از آزمایشهای لازم را انجام داد.)

I had been feeling dizzy and nauseous for hours before I realized I was suffering from severe food poisoning.

(من ساعتها بود که احساس سرگیجه و تهوع میکردم قبل از اینکه متوجه شوم از مسمومیت غذایی شدید رنج میبرم.)

۲- زمان آینده در گذشته و مجهول فعل Feel

She thought she would feel better after a nap, but she woke up feeling much worse and more nauseous than before. (آینده در گذشته)

(او فکر میکرد پس از خوابیدن حالش بهتر میشود، اما از خواب بیدار شد در حالی که احساس خیلی بدتر و تهوع بیشتری نسبت به قبل داشت.)

He said he would feel honored to work with me, but he turned down the prestigious job offer a day later. (آینده در گذشته)

(او گفت که از همکاری با من احساس افتخار خواهد کرد، اما یک روز بعد پیشنهاد شغلی معتبر را رد کرد.)

Would you feel comfortable staying here alone all night if the power went out unexpectedly? (آینده در گذشته سوالی)

(آیا احساس راحتی میکردی که اگر برق به طور غیرمنتظره قطع میشد، تمام شب را تنها اینجا بمانی؟)

The door was felt by someone in the darkness, who was trying to quietly enter the room without making any noise. (گذشته مجهول)

(در توسط کسی در تاریکی لمس شد، که سعی میکرد بی صدا و بدون ایجاد هیچ سر و صدایی وارد اتاق شود.)

A strong earthquake was felt in the city, but thankfully it only caused minor structural damage to the older buildings. (گذشته مجهول)

(زلزله شدیدی در این شهر احساس شد، اما خوشبختانه فقط خسارت ساختاری جزئی به ساختمانهای قدیمی تر وارد کرد.)

۵/۵ - (۱ امتیاز)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا