گذشته fight چه می شود؟
یادگیری فعل Fight میتواند خیلی کاربردی باشد برای تعریف فیلم و سریال های سینمایی در نظر داشته باشید که شما میتوانید با یادگیری زبان انگلیسی به صورت رایگان بدون هیچ هزینه ای یک مهارت به مهارت های فردی خود اضافه کنید.
اگر میخواهید در یک آموزشگاه زبان انگلیسی در شیراز شروع به یادگیری زبان کنید به شما بهترین ها را معرفی کرده ایم تا به راحتی با آنها در تماس باشید.
در شهر تهران نیز آموزشگاه های زبان بسیاری هستند در نظر داشته باشید که برای شما لیست بهترین اموزشگاه زبان تهران را آماده کرده ایم.
گذشته Fight چه می شود؟
این فعل تنها به معنای “مبارزه کردن” نیست؛ بلکه طیف گستردهای از مفاهیم از جمله “تلاش پیگیر” و “رقابت” (مانند بوکس) را در بر میگیرد. صرف آن کاملاً بیقاعده است: Fight / Fought / Fought.
این بدان معناست که هر دو شکل زمان گذشته ساده و اسم مفعول (Past Participle)، یکسان و به صورت fought هستند. تسلط بر نحوه به کارگیری دقیق fought در ساختارهای گوناگون گذشته، برای روایت وقایع، درگیریها و کوششهای پیشین، حیاتی است. در این بررسی، ما به صورت کامل کاربردهای زمان گذشته این فعل را در زمانهای مختلف (مانند گذشته ساده، حال کامل و گذشته کامل)، ساختارهای شرطی و حالت مجهول، واکاوی خواهیم کرد.
۱: گذشته ساده برای فعل Fight (Fought)
زمان گذشته ساده برای یک عمل استفاده میشود که در گذشته شروع میشود و در همان زمان هم به پایان میرسد.
۱-۱: ساختار مثبت و کاربردها
He fought in the war bravely, earning several medals for his courage and dedication.
(او در جنگ شجاعانه جنگید، و چندین مدال برای شجاعت و فداکاری خود کسب کرد.)
They fought a lot yesterday over a trivial, small misunderstanding that quickly escalated.
(آنها دیروز خیلی با هم دعوا کردند بر سر یک سوء تفاهم کوچک و بی اهمیت که به سرعت تشدید شد.)
She fought back against her attacker and managed to escape the dangerous situation safely.
(او در مقابل مهاجمش مقابله کرد و موفق شد از موقعیت خطرناک به سلامت فرار کند.)
The lawyer fought tirelessly for his client is innocence and finally won the complex, difficult case. (معنای تلاش کردن)
(وکیل خستگی ناپذیر برای بی گناهی موکلش مبارزه کرد و بالاخره در پرونده پیچیده و دشوار برنده شد.)
He fought his way through the massive, angry crowd to reach the safety of the stage.
(او راه خود را از میان جمعیت انبوه و عصبانی باز کرد تا به امنیت صحنه برسد.)
۱-۲: ساختار سوالی و منفی
. برای سوالی و منفی کردن در گذشته مورد استفاده قرار میگیرد.
Did you fight with him yesterday, or was it just a minor, friendly disagreement between the two of you?
(آیا تو با او دیروز دعوا کردی، یا فقط یک اختلاف جزئی و دوستانه بین شما دو نفر بود؟)
She did not fight back; she quietly accepted the unfair criticism and chose to remain silent.
(او مقابله نکرد؛ او بی سر و صدا انتقاد ناعادلانه را پذیرفت و ترجیح داد ساکت بماند.)
Did he fight bravely in the war or did he attempt to avoid the direct conflict entirely?
(آیا او شجاعانه در جنگ جنگید یا سعی کرد کاملا از درگیری مستقیم دوری کند؟)
They did not fight a lot yesterday; they were actually getting along quite well for once.
(آنها دیروز زیاد دعوا نکردند؛ آنها در واقع برای یک بار هم که شده کاملا با هم کنار می آمدند.)
Why did they fight over such a simple, trivial matter that holds no real importance?
(چرا آنها بر سر یک مسئله ساده و بی اهمیت که هیچ اهمیت واقعی ندارد، دعوا کردند؟)
۲: گذشته استمراری و کامل برای فعل Fight
زمان گذشته استمراری برای کامل کردن یک اتفاق مورد استفاده قرار میگیرد.
۲-۱. گذشته استمراری برای (Past Continuous: was/were fighting)
این زمان هم برای گفتن عملی که در زمان گذشته برای مذتی در حال انجام بوده استفاده میشود.
He was fighting with his friend when I saw him near the school gate, shouting loudly.
(او با دوستش دعوا میکرد که دیدمش نزدیک دروازه مدرسه، و با صدای بلند فریاد میزد.)
They were fighting for their rights as workers when the police suddenly arrived and ordered them to disperse immediately.
(آنها برای حقوق خود به عنوان کارگر مبارزه میکردند وقتی پلیس ناگهان رسید و به آنها دستور داد فورا متفرق شوند.)
Were you fighting with her over the final piece of cake, or was the disagreement purely verbal and minor?
(آیا تو در حال دعوا با او بر سر آخرین تکه کیک بودی، یا اختلاف صرفا کلامی و جزئی بود؟)
She was not fighting alone; her entire family was supporting her throughout the difficult legal battle she was enduring.
(او تنها در حال جنگیدن نبود؛ کل خانواده اش در طول نبرد حقوقی دشواری که تحمل میکرد، از او حمایت میکردند.)
I was fighting off the terrible temptation to eat the entire cake, knowing I should not consume so much sugar.
(من با وسوسه وحشتناک خوردن کل کیک مبارزه میکردم، در حالی که میدانستم نباید اینقدر شکر مصرف کنم.)
۲-۲: گذشته کامل برای (Past Perfect: had fought)
زمان گذشته کامل برای گفتن عملی استفاده میشود که در زمان گذشته قبل از عمل دیگری اتفاق افتاده است.
He had fought in many battles before he retired and decided to become a quiet, peaceful, country farmer.
(او قبل از بازنشستگی و تصمیم به تبدیل شدن به یک کشاورز آرام و صلح طلب، در نبردهای زیادی شرکت کرده بود.)
They had fought hard but they lost the game, which is why they were so severely disappointed when the final buzzer sounded.
(آنها سخت جنگیده بودند اما بازی را باختند، به همین دلیل وقتی سوت پایان به صدا درآمد، اینقدر به شدت ناامید بودند.)
Had you fought with him before or was this your very first, chaotic disagreement?
(قبلا باهاش دعوا کرده بودی یا این اولین و آشفته ترین اختلاف شما بود؟)
She had not fought in a long time, so her combat skills were understandably rusty and slow.
(خیلی وقت بود که نجنگیده بود، بنابراین مهارتهای رزمی او به طور قابل درکی نابلد و کند بود.)
The soldiers had fought bravely to secure the hill before the enemy finally launched the major, decisive counterattack.
(سربازان شجاعانه جنگیده بودند تا تپه را ایمن کنند قبل از اینکه دشمن بالاخره ضد حمله اصلی و قاطع را آغاز کرد.)
۳: گذشته کامل استمراری، آینده در گذشته و مجهول برای فعل Fight
این زمان عمل fight را در زمینه تداوم در گذشته، قصد قبلی و تمرکز بر عمل انجام شده.
۳-۱: گذشته کامل استمراری برای (Past Perfect Continuous: had been fighting)
برای گفتن عملی استفاده میشود که در گذشته شروع میشود و تا قبل از عملی دیگری در زمان گذشته ادامه دارد.
He had been fighting for an hour when the police finally arrived and immediately broke up the chaotic, violent brawl.
(یک ساعتی بود که داشت دعوا میکرد که پلیس بالاخره رسید و فورا نزاع آشفته و خشونت آمیز را بر هم زد.)
They had been fighting since morning, so they were completely exhausted and ready to surrender when the final order came through.
(آنها از صبح در حال جنگیدن بودند، بنابراین کاملا خسته بودند و آماده تسلیم وقتی دستور نهایی رسید.)
Had you been fighting with him constantly over that trivial, simple issue before you finally decided to seek professional help?
(آیا تو به طور مداوم با او بر سر آن مسئله بی اهمیت و ساده دعوا میکردی قبل از اینکه بالاخره تصمیم بگیری به دنبال کمک حرفه ای بروی؟)
She had not been fighting for long; she had just started to defend herself when the attacker suddenly backed away.
(او مدت زیادی بود که دعوا نکرده بود؛ او فقط شروع به دفاع از خود کرده بود که مهاجم ناگهان عقب رفت.)
I had been fighting the intense jet lag for days before I finally felt well enough to leave the house and go back to work.
(من روزها بود که با جت لگ شدید مبارزه میکردم قبل از اینکه بالاخره احساس سلامتی کافی برای ترک خانه و بازگشت به کار کردم.)
۳-۲: زمان آینده در گذشته و مجهول برای فعل Fighi
He said he would fight for his country, but he failed the medical examination and was rejected from the military service immediately. (آینده در گذشته)
(او گفت که برای کشورش میجنگد، اما در معاینه پزشکی مردود شد و فورا از خدمت سربازی رد شد.)
They thought they would fight better with a new coach, but the new training methods proved to be surprisingly ineffective. (آینده در گذشته)
(آنها فکر میکردند با مربی جدید بهتر میجنگند، اما روشهای تمرینی جدید به طور غافلگیر کننده ای بی اثر بودند.)
Would you fight with me if I dared you to engage in a silly, non-serious duel? (آینده در گذشته سوالی)
(با من دعوا میکنی اگر تو را به شرکت در یک دوئل احمقانه و غیر جدی تحریک کنم؟)
She would not fight with anyone; she was known throughout the town for her quiet, peaceful, and entirely non-confrontational nature. (آینده در گذشته منفی)
(او با کسی دعوا نمیکرد؛ او در سراسر شهر به خاطر طبیعت آرام، صلح آمیز و کاملا غیر تهاجمی اش شناخته میشد.)
He was fought by his enemies with great intensity and malice throughout the long, brutal civil war. (گذشته مجهول)
(او توسط دشمنانش با شدت و بدخواهی زیادی در طول جنگ داخلی طولانی و وحشیانه مورد حمله قرار گرفت.)
The battle was fought to a bloody, bitter end by the two opposing armies who refused to surrender. (گذشته مجهول)
(نبرد توسط دو ارتش متخاصم که از تسلیم شدن خودداری میکردند، تا پایان خونین و تلخی جنگیده شد.)




