گذشته fly در انگلیسی چه می شود؟
یادگیری گذشته fly در انگلیسی چه می شود؟ به شما کمک میکند تا بتوانید به راحتی مکالمه های خود را به زبان انگلیسی ادامه دهید و با دوستان صحبت کنید.
ما برای شما آموزش رایگان زبان انگلیسی را قرار داده ایم، تا بتوانید به راحتی زبان انگلیسی را یاد بگیرید. اگر میخواهید زبان انگلیسی را در فضا درس یاد بگیرید باید در بهترین آموزشگاه زبان شرکت کنید.
در شهر تهران آموزشگاه های زبان بسیاری است در نظر داشته باشید که ما برای شما لیست بهترین آموزشگاه زبان در تهران را قرار داده ایم.
گذشته fly در انگلیسی چه می شود؟
فعل Fly یکی از افعال بی قاعده و بسیار پویا در زبان انگلیسی است که معنای اصلی آن «پرواز کردن» یا «سفر با هواپیما» است.
این فعل همچنین در مفاهیمی چون «راندن» (هواپیما یا فضاپیما)، «سریع سپری شدن» (زمان یا شایعه) و «فرار کردن» نیز به کار می رود.
الگوی صرف این فعل بی قاعده به صورت Fly / Flew / Flown است؛ یعنی شکل گذشته ساده آن Flew و شکل سوم (اسم مفعول) آن Flown است.
تسلط بر نحوه استفاده از Flew و Flown در زمانهای مختلف گذشته برای بیان دقیق وقایع گذشته ضروری است. در این مقاله به صورت جامع تمام کاربردهای گذشته Fly را در زمانهای مختلف و همچنین ساختارهای شرطی و مجهول تحلیل می کنیم.
۱. گذشته ساده فعل Fly (Flew)
گذشته ساده فعل Fly به صورت flew است. این زمان برای اشاره به یک عمل پرواز یا حرکت سریع استفاده میشود که در گذشته شروع شده و در همان گذشته به پایان رسیده است.
۱-۱. ساختار مثبت و کاربردها
We flew to Amsterdam last week for a major international business conference.
(ما هفته گذشته برای یک کنفرانس مهم تجاری بین المللی به آمستردام پرواز کردیم.)
Superman flew faster than a bullet to save the innocent victims from the terrible, imminent danger.
(سوپرمن سریع تر از گلوله پرواز کرد تا قربانیان بی گناه را از خطر قریب الوقوع و وحشتناک نجات دهد.)
She flew across the Atlantic Ocean in a hot air balloon as part of her record setting attempt.
(او با بالون هوای گرم از اقیانوس اطلس عبور کرد به عنوان بخشی از تلاش او برای ثبت رکورد.)
The time flew by quickly when we were enjoying the fun, lively party together. (معنای سریع سپری شدن)
(زمان به سرعت سپری شد وقتی ما از مهمانی شاد و سرزنده با هم لذت می بردیم.)
He flew into a rage when he heard the shocking news of the betrayal and theft. (اصطلاح: عصبانی شدن)
(او وقتی خبر تکان دهنده خیانت و سرقت را شنید، به شدت عصبانی شد.)
The baseball flew over the outfield fence, scoring a home run for the entire excited team.
(توپ بیس بال از روی نرده اوت فیلد پرواز کرد، و یک امتیاز خانگی برای کل تیم هیجان زده به ثمر رساند.)
A rumor flew around the entire office that the company was going to announce massive, sudden layoffs.
(یک شایعه در سراسر دفتر پخش شد که شرکت قرار است اخراج گسترده و ناگهانی را اعلام کند.)
The flag flew at half mast to honor the passing of the distinguished, respected former president.
(پرچم برای احترام به درگذشت رئیس جمهور سابق محترم و برجسته، نیمه افراشته شد.)
He flew down the stairs two at a time, afraid he was going to be late for the important doctor is appointment.
(او دو پله دو پله از پله ها پایین پرید، در حالی که می ترسید برای قرار مهم دکتر دیر کند.)
I flew to Paris every month last year for work, making the journey a regular, tedious commute.
(من هر ماه سال گذشته برای کار به پاریس پرواز کردم، و این سفر را به یک رفت و آمد منظم و خسته کننده تبدیل کردم.)
She flew a single engine aircraft for the army, performing dangerous surveillance missions daily.
(او یک هواپیمای تک موتوره را برای ارتش راند، و هر روز ماموریتهای نظارتی خطرناکی را انجام می داد.)
The window pane flew into pieces when the strong gust of wind suddenly slammed the door shut.
(شیشه پنجره وقتی باد شدید ناگهان در را محکم بست، خرد شد.)
We flew into a small, remote mountain town, escaping the intense, chaotic noise of the large city center.
(ما به یک شهر کوچک و دورافتاده کوهستانی پرواز کردیم، و از سر و صدای شدید و آشفته مرکز شهر بزرگ فرار کردیم.)
The letter flew to him by a small carrier pigeon that was trained to find his exact remote location.
(نامه توسط یک کبوتر حامل کوچک برای او فرستاده شد که برای پیدا کردن محل دقیق و دورافتاده او آموزش دیده بود.)
He flew into a panic when he realized he had lost his entire passport and all his money.
(او وقتی متوجه شد کل پاسپورت و تمام پولش را گم کرده است، دچار وحشت شد.)
۱-۲. ساختار سوالی و منفی
یکی از ساده ترین ساختار ها در زبان انگلیسی سوالی کردن و منفی کردن گذشته است. شما میتوانید برای سوالی کردن و منفی کردن میتوانید از فعل کمکی did استفاده کنید در نظر داشته باشید که اگر میخواهید از این فعل کمکی استفاده کیند باید فعل اصلی به صورت ساده آورده شود.
Did you fly by yourself or were you traveling with the rest of your large family?
(خودت پرواز کردی یا با بقیه خانواده بزرگت سفر می کردی؟)
He did not fly very far; he only circled the nearby, local airport a few times for practice.
(او خیلی دور پرواز نکرد؛ او فقط چند بار دور فرودگاه محلی و نزدیک برای تمرین چرخید.)
Did the entire process fly by quickly or did it feel like the project took an eternity to finally complete?
(آیا کل فرآیند به سرعت سپری شد یا احساس کردی پروژه برای اتمام نهایی یک ابدیت طول کشید؟)
She did not fly the plane herself; she was only a passenger on the large commercial jet.
(او هواپیما را خودش هدایت نکرد؛ او فقط یک مسافر در هواپیمای تجاری بزرگ بود.)
Why did the rumors fly around the office so quickly after the manager is sudden, unexpected resignation?
(چرا شایعات پس از استعفای ناگهانی و غیرمنتظره مدیر، اینقدر سریع در اطراف دفتر پخش شد؟)
Did the fighter jet fly over the mountains or did it take the safer, lower route around the entire range?
(آیا جت جنگنده از روی کوهها پرواز کرد یا مسیر امن تر و پایین تر را در اطراف کل رشته کوه انتخاب کرد؟)
The time did not fly by; I was bored and restless throughout the entire, long, tiring journey.
(زمان به سرعت سپری نشد؛ من در طول کل سفر طولانی و خسته کننده، خسته و بی قرار بودم.)
Did the flag fly at full mast or was it lowered to half mast for the entire official mourning period?
(آیا پرچم در ارتفاع کامل به پرواز درآمد یا برای کل دوره عزاداری رسمی نیمه افراشته شد؟)
He did not fly into a rage; he merely looked mildly disappointed at the surprising, negative result.
(او به شدت عصبانی نشد؛ او صرفا به نتیجه منفی و غافلگیر کننده کمی ناامید به نظر می رسید.)
Did they fly kites in the park all afternoon, or did the wind suddenly die down completely?
(آیا آنها تمام بعدازظهر در پارک بادبادک بازی کردند، یا باد ناگهان کاملا خوابید؟)
She did not fly to Paris every month; she only made the expensive trip twice a year for the major, required meetings.
(او هر ماه به پاریس پرواز نکرد؛ او فقط دو بار در سال برای جلسات بزرگ و مورد نیاز سفر گران قیمت را انجام داد.)
Did the drone fly over the prohibited, restricted airspace or did it remain safely within the permitted boundaries?
(آیا پهپاد از فراز فضای هوایی ممنوعه پرواز کرد یا با خیال راحت در مرزهای مجاز باقی ماند؟)
I did not fly the plane; the instructor was the one who controlled the entire emergency landing procedure.
(من هواپیما را هدایت نکردم؛ مربی کسی بود که کل فرآیند فرود اضطراری را کنترل کرد.)
Did the letter fly to him by a carrier pigeon or did you send the important message via a secure email instead?
(آیا نامه توسط یک کبوتر حامل برای او فرستاده شد یا در عوض پیام مهم را از طریق یک ایمیل امن ارسال کردید؟)
He did not fly out of the country; he merely moved to a different city and remained in the entire nation.
(او از کشور پرواز نکرد؛ او صرفا به یک شهر دیگر نقل مکان کرد و در کل ملت باقی ماند.)
۲. گذشته استمراری و کامل فعل Fly
در ادامه گذشته استمراری و کامل فعل fly را برسی خواهیم کرد.
۲-۱. گذشته استمراری (Past Continuous: was/were flying)
اگر میخواهید برای بیان عمل پرواز کردن (fly) که در گذشته برای مدتی در حال انجام بوده است میتوانید از was/were flying استفاده کیند.
I was flying to London when the plane had some technical problems and had to suddenly reroute to a new, unexpected airport.
(در حال پرواز به لندن بودم که هواپیما دچار مشکلات فنی شد و مجبور شد به طور ناگهانی مسیر خود را به یک فرودگاه جدید و غیرمنتظره تغییر دهد.)
They were flying kites in the park when the wind died down and the toys suddenly dropped to the ground.
(آنها در پارک بادبادک بازی میکردند وقتی باد خوابید و اسباب بازیها ناگهان روی زمین افتادند.)
She was flying over the mountains when she saw a beautiful rainbow stretching across the entire valley below her.
(او وقتی که یک رنگین کمان زیبا دید در حال پرواز روی کوهها بود که در سراسر دره زیر او کشیده شده بود.)
Were you flying all night, or did you manage to get some rest during the long, overnight journey?
(آیا تو تمام شب پرواز میکردی، یا توانستی در طول سفر طولانی و شبانه کمی استراحت کنی؟)
He was not flying very high; he was only skimming the treetops in his small, light aircraft.
(او خیلی بلند پرواز نمیکرد؛ او فقط در حال چریدن بالای نوک درختان در هواپیمای کوچک و سبکش بود.)
The debris was flying everywhere when the explosion suddenly rocked the old warehouse building violently.
(آوارها وقتی انفجار ناگهان ساختمان انبار قدیمی را به شدت تکان داد، همه جا پخش میشد.)
The flags were flying proudly from every single window as the parade marched past the cheering, excited crowd.
(پرچمها با افتخار از هر پنجره به پرواز در می آمدند همانطور که رژه از کنار جمعیت شاد و هیجان زده عبور می کرد.)
I was flying the drone over the lake when the battery suddenly died and the device crashed into the cold, deep water.
(من داشتم پهپاد را بر فراز دریاچه هدایت می کردم که باتری ناگهان تمام شد و دستگاه در آب سرد و عمیق سقوط کرد.)
Were they flying their small, private plane into the restricted airspace without obtaining the necessary official permission?
(آیا آنها هواپیمای کوچک و خصوصی خود را به فضای هوایی ممنوعه بدون اخذ مجوز رسمی و لازم هدایت می کردند؟)
She was not flying the helicopter; she was merely monitoring the complex control panel closely.
(او هلیکوپتر را هدایت نمی کرد؛ او صرفا داشت پنل کنترل پیچیده را از نزدیک نظارت می کرد.)
We were flying low over the jungle when the turbulence suddenly hit the small, unstable aircraft violently.
(ما داشتیم در ارتفاع پایین بر فراز جنگل پرواز می کردیم که تلاطم ناگهان هواپیمای کوچک و بی ثبات را به شدت تکان داد.)
He was flying into a fit of anger when his phone was suddenly taken away by the strict security guard.
(او در حال فرو رفتن در یک حمله خشم بود وقتی تلفنش ناگهان توسط نگهبان امنیتی سختگیر گرفته شد.)
The time was flying by quickly as the children played joyfully in the park, unaware of the passing hours.
(زمان به سرعت سپری میشد همانطور که بچه ها شادمانه در پارک بازی می کردند، و از گذشت ساعتها بی خبر بودند.)
Were the rumors flying around the office about the sudden, unexpected policy changes?
(آیا شایعات در اطراف دفتر در مورد تغییرات ناگهانی و غیرمنتظره سیاست پخش میشد؟)
They were flying back from their long vacation when the sudden volcano eruption caused all the nearby airports to shut down completely.
(آنها داشتند از تعطیلات طولانی خود برمی گشتند که فوران ناگهانی آتشفشان باعث شد تمام فرودگاههای نزدیک کاملا بسته شوند.)
۲-۲. گذشته کامل (Past Perfect: had flown)
برای استفاده از گذشته کامل میتوانید از ساختار آورده شده استفاده کنید. شکل سوم فعل Fly به صورت Flown است.
I had flown to Paris before I met you, so the journey was no longer a complete, thrilling novelty for me.
(قبل از اینکه شما را ببینم به پاریس پرواز کرده بودم، بنابراین سفر دیگر کاملا یک چیز جدید و هیجان انگیز برای من نبود.)
They had flown three times that day before their final, exhausting flight was unfortunately canceled entirely.
(آنها آن روز سه بار پرواز کرده بودند قبل از اینکه پرواز نهایی و خسته کننده شان کاملا لغو شد.)
She had flown the plane herself, so the captain immediately handed her the official, required logbook to sign.
(او خودش هواپیما را هدایت کرده بود، بنابراین کاپیتان فورا دفترچه رسمی و مورد نیاز را برای امضا به او داد.)
Had you flown in a helicopter before or was the entire experience new and entirely intimidating for your nerves?
(آیا قبلا با هلیکوپتر پرواز کرده بودید یا کل تجربه جدید و کاملا ترسناک برای اعصاب شما بود؟)
He had not flown very well; he had only managed to keep the small, light plane in the air for a brief, ten minute span.
(او خیلی خوب پرواز نکرده بود؛ او فقط توانسته بود هواپیمای کوچک و سبک را برای یک دوره کوتاه ده دقیقه ای در هوا نگه دارد.)
The plane had been flown by a professional pilot for years before the owner finally decided to sell the old aircraft. (مجهول)
(این هواپیما سالها توسط یک خلبان حرفه ای هدایت شده بود قبل از اینکه صاحبش بالاخره تصمیم به فروش هواپیمای قدیمی بگیرد.)
The rumor had flown around the entire city before the official newspaper even had a chance to confirm the vague facts.
(شایعه قبل از اینکه روزنامه رسمی حتی فرصتی برای تایید حقایق مبهم داشته باشد، در سراسر شهر پخش شده بود.)
They had flown into a complete panic when they realized they had locked their keys inside the high security car.
(آنها دچار وحشت کامل شده بودند وقتی متوجه شدند کلیدهایشان را داخل ماشین با امنیت بالا قفل کرده اند.)
She had flown the complicated route before, so she was completely confident when the co-pilot suddenly fell ill.
(او مسیر پیچیده را قبلا پرواز کرده بود، بنابراین وقتی کمک خلبان ناگهان بیمار شد، کاملا مطمئن بود.)
We had flown to the remote island months ago, so the location was not entirely new when we visited again.
(ما ماهها پیش به جزیره دورافتاده پرواز کرده بودیم، بنابراین مکان وقتی دوباره بازدید کردیم کاملا جدید نبود.)
The balloons had been flown in the air for the duration of the entire colorful festival before the organizers finally brought them down. (مجهول)
(بالنها برای کل مدت جشنواره رنگارنگ در هوا به پرواز در آمده بودند قبل از اینکه برگزار کنندگان بالاخره آنها را پایین بیاورند.)
He had not flown for over a decade, so the recent airport procedures were entirely new and confusing for him.
(او بیش از یک دهه پرواز نکرده بود، بنابراین رویه های اخیر فرودگاه کاملا جدید و گیج کننده برای او بودند.)
Had the drone been flown over the restricted, no fly zone or was the pilot careful enough to avoid the entire prohibited area? (مجهول سوالی)
(آیا پهپاد بر فراز منطقه ممنوعه پرواز داده شده بود یا خلبان به اندازه کافی محتاط بود که از کل منطقه ممنوعه دوری کند؟)
The entire day had flown by quickly before I realized I had not eaten any food since the early morning breakfast.
(کل روز به سرعت سپری شده بود قبل از اینکه متوجه شوم از صبحانه اول صبح هیچ غذایی نخورده ام.)
Had you flown internationally before, or was this your very first time leaving the entire nation?
(آیا قبلا به صورت بین المللی پرواز کرده بودید، یا این اولین بار بود که کل کشور را ترک می کردید؟)
۳. گذشته کامل استمراری، آینده در گذشته و مجهول
برای شما در این بخش گذشته کامل استمراری فعل پرواز کردن را بررسی خواهیم کرد.
۳-۱. گذشته کامل استمراری (Past Perfect Continuous: had been flying)
یک زمانی که در گذشته شروع شده است و تا قبل از عمل دیگر در حال انجام بوده است.
I had been flying for six hours when I arrived in New York, so I was incredibly tired and ready for immediate, deep sleep.
(شش ساعت بود که در حال پرواز بودم که به نیویورک رسیدم، بنابراین به طرز باورنکردنی خسته و آماده خواب عمیق و فوری بودم.)
They had been flying drones for a while when one of them crashed, forcing them to retrieve the expensive, broken device from the dense, dark woods.
(آنها مدتی بود که با پهپادها پرواز می کردند که یکی از آنها سقوط کرد، و آنها را مجبور به بازیابی دستگاه گران قیمت و شکسته از جنگل تاریک و متراکم کرد.)
She had been flying around the world for a year when she decided to settle down and finally stop the constant, exhausting travel.
(او یک سال بود که به دور دنیا پرواز می کرد که تصمیم گرفت ساکن شود و بالاخره سفر مداوم و خسته کننده را متوقف کرد.)
Had you been flying long before you got your license or were you only taking your very first flight instruction lessons?
(آیا مدت ها قبل از گرفتن گواهینامه پرواز می کردید یا فقط اولین دروس آموزش پرواز خود را می گرفتید؟)
He had not been flying very fast; he had been maintaining a low, slow speed to conserve his rapidly depleting fuel supply.
(او خیلی سریع پرواز نمی کرد؛ او سرعت پایین و آهسته ای را حفظ می کرد تا سوخت رو به اتمام خود را حفظ کند.)
The rumors had been flying around the office all week before the manager finally called an emergency meeting to address the sudden, troubling situation.
(شایعات تمام هفته در اطراف دفتر پخش میشد قبل از اینکه مدیر بالاخره یک جلسه اضطراری برای رسیدگی به وضعیت ناگهانی و آزاردهنده فراخواند.)
We had been flying kites for hours until the strong, sudden gust of wind unexpectedly broke the fragile string.
(ما ساعتها بود که بادبادک بازی می کردیم تا زمانی که وزش باد قوی و ناگهانی به طور غیرمنتظره ای رشته شکننده را شکست.)
She had been flying the same old, reliable plane for years before the company finally bought her a new, modern one.
(او سالها بود که همان هواپیمای قدیمی و قابل اعتماد را هدایت می کرد قبل از اینکه شرکت بالاخره یک هواپیمای جدید و مدرن برای او خرید.)
Had they been flying low over the prohibited, restricted area for long before the air traffic control tower finally issued a stern warning?
(آیا آنها برای مدت طولانی در ارتفاع پایین بر فراز منطقه ممنوعه پرواز می کردند قبل از اینکه برج کنترل ترافیک هوایی بالاخره یک هشدار جدی صادر کرد؟)
He had not been flying very high; he had been trying to stay below the dangerous, thick cloud cover to maintain visibility.
(او خیلی بلند پرواز نمی کرد؛ او سعی می کرد زیر پوشش ابر ضخیم و خطرناک بماند تا دید خود را حفظ کند.)
I had been flying constantly for a week, so the severe, debilitating jet lag was entirely expected and unavoidable.
(من به طور مداوم برای یک هفته پرواز می کردم، بنابراین جت لگ شدید و ناتوان کننده کاملا مورد انتظار و اجتناب ناپذیر بود.)
The flag had been flying continuously from the flagpole since the early morning announcement.
(پرچم به طور مداوم از میله پرچم از زمان اعلام صبح زود در حال پرواز بود.)
We had been flying a search pattern for hours when we finally spotted the missing, small boat floating on the vast, empty ocean surface.
(ما ساعتها بود که یک الگوی جستجو را پرواز می کردیم وقتی بالاخره قایق کوچک و گمشده را که روی سطح اقیانوس وسیع و خالی شناور بود، دیدیم.)
Had the pilot been flying the plane safely before the sudden, serious engine failure occurred unexpectedly?
(آیا خلبان قبل از اینکه خرابی ناگهانی و جدی موتور به طور غیرمنتظره رخ دهد، هواپیما را با خیال راحت هدایت می کرد؟)
They had not been flying for pleasure; they were on a serious, time sensitive mission for the government.
(آنها برای لذت پرواز نمی کردند؛ آنها در یک ماموریت جدی و حساس به زمان برای دولت بودند.)
۳-۲. زمان آینده در گذشته و مجهول
I would fly to Hawaii if I had enough money and a long, needed vacation time from my demanding job. (آینده در گذشته)
(اگر پول کافی داشتم و یک زمان مرخصی طولانی و مورد نیاز از شغل پر تقاضایم داشتم به هاوایی پرواز می کردم.)
They would fly back home the next day, but the unexpected major airport closure forced them to find a hotel nearby. (آینده در گذشته)
(آنها روز بعد به خانه برمی گشتند، اما تعطیلی بزرگ و غیرمنتظره فرودگاه آنها را مجبور کرد یک هتل در نزدیکی پیدا کنند.)
Would you fly with me if I booked the tickets and promised to bring your favorite snacks for the entire long journey? (آینده در گذشته سوالی)
(آیا تو با من پرواز می کردی اگر من بلیطها را رزرو می کردم و قول میدادم میان وعده های مورد علاقه ات را برای کل سفر طولانی بیاورم؟)
He would not fly without a parachute; he knew the inherent dangers of the entire risky activity. (آینده در گذشته منفی)
(او بدون چتر نجات پرواز نمی کرد؛ او خطرات ذاتی کل فعالیت پر ریسک را میدانست.)
The plane was flown by a professional pilot with over twenty years of experience in flying large commercial aircraft. (گذشته مجهول)
(این هواپیما توسط یک خلبان حرفه ای با بیش از بیست سال تجربه در هدایت هواپیماهای تجاری بزرگ هدایت می شد.)
The balloons were flown in the air as part of the spectacular, massive opening ceremony for the important international sports event. (گذشته مجهول)
(بالنها در هوا به پرواز درآمدند به عنوان بخشی از مراسم افتتاحیه بزرگ و دیدنی برای رویداد مهم ورزشی بین المللی.)
The letter was flown to him by a carrier pigeon, a traditional and surprisingly quick method of communication in the remote area. (گذشته مجهول)
(نامه توسط یک کبوتر حامل برای او فرستاده شد، یک روش ارتباطی سنتی و به طور غافلگیر کننده سریع در منطقه دورافتاده.)
Was the drone flown by you or was it being controlled by a member of your large, expert technical team? (گذشته مجهول سوالی)
(آیا پهپاد توسط شما به پرواز درآمد یا توسط یک عضو از تیم فنی بزرگ و متخصص شما کنترل می شد؟)
He was not flown to the hospital immediately; the paramedics had to stabilize his critical condition on the scene first before transporting him safely. (گذشته مجهول منفی)
(او را فورا به بیمارستان منتقل نکردند؛ امدادگران ابتدا مجبور بودند وضعیت بحرانی او را در صحنه تثبیت کنند قبل از انتقال امن او.)
The goods would be flown to the remote island if the weather conditions were completely safe for the small, unstable aircraft. (آینده در گذشته مجهول)
(کالاها به جزیره دورافتاده پرواز داده میشدند اگر شرایط آب و هوایی برای هواپیمای کوچک و بی ثبات کاملا امن بود.)
If he had flown less, he would have saved a fortune in unnecessary air travel expenses over the long term. (شرطی نوع سوم)
(اگر او کمتر پرواز کرده بود، ثروت زیادی در هزینه های غیر ضروری سفر هوایی در طولانی مدت صرفه جویی می کرد.)
The banner was being flown over the stadium by a small plane when the strong wind suddenly broke the attached cable. (گذشته استمراری مجهول)
(بنر توسط یک هواپیمای کوچک بر فراز استادیوم در حال پرواز بود که باد شدید ناگهان کابل متصل شده را شکست.)
Would the passengers be flown to the final destination or would they be forced to take an uncomfortable, long bus ride instead? (آینده در گذشته مجهول سوالی)
(آیا مسافران به مقصد نهایی پرواز داده می شدند یا مجبور می شدند در عوض یک سفر طولانی و ناراحت کننده با اتوبوس را طی کنند؟)
I thought the letter was going to be flown by drone, but the strict local regulations forbade the use of the new, modern technology entirely. (آینده در گذشته مجهول)
(من فکر می کردم نامه توسط پهپاد فرستاده میشود، اما مقررات محلی سختگیرانه استفاده از فناوری جدید و مدرن را کاملا ممنوع کرد.)
The entire circus tent was flown away by the unexpected, sudden powerful gust of wind, scattering debris everywhere. (گذشته مجهول)
(کل چادر سیرک توسط وزش باد قوی، ناگهانی و غیرمنتظره به پرواز درآمد، و آوار را همه جا پراکنده کرد.)
سخن پایانی
در این مقاله برای شما گذشته فعل fly در زبان انگلیسی را بررسی کردیم تا شما بتوانید به راحتی از این فعل استفاده کنید. شما میتوانید با بهترین آموزشگاه زبان انگلیسی شیراز در تماس باشید و در دوره های زبان انگلیسی شرکت کنید.




