...
گذشته افعالآموزش رایگان زبان انگلیسیآموزش صرف افعال

گذشته get up در انگلیسی چه می‌ شود؟

اگر هنوز هم برای شما سوال هست که گذشته get up در انگلیسی چه می‌ شود؟ با ما همراه باشید زیرا در این مقاله میخواهیم برای شما آموزش get up در زبان انگلیسی را به صورت کلی بدهیم.

شما عزیزان میتوانید با آموزش رایگان زبان انگلیسی، این زبان را بدون هیچ هزینه ای یاد بگیرید. در نظر داشته باشید که شما میتوانید با این آموزش به صورت پیشرفته زبان انگلیسی را یاد بگیرید.

یادگیری زبان در کلاس های زبان میتواند بسیار موثر تر باشد، اگر میخواهید در شهر تهران در بهترین آموزشگاه زبان شرکت کنید بهتر است با تمامی آموزشگاه زبان در تهران در تماس باشید و بهترین ها را انتخاب کنید.

گذشته get up در انگلیسی چه می‌ شود؟

گذشته get up در انگلیسی چه می‌ شود؟

فعل Get Up یک فعل دو قسمتی (Phrasal Verb) و بی قاعده در زبان انگلیسی است که معنای اصلی آن «بیدار شدن»، «بلند شدن» (از بستر یا صندلی) یا «بیدار کردن» میباشد.

الگوی صرف این فعل بی قاعده به صورت Get Up / Got Up / Got Up (در انگلیسی بریتانیایی و رایج) یا Get Up / Got Up / Gotten Up (در انگلیسی آمریکایی، برای شکل سوم) است.

تسلط بر نحوه استفاده از Got Up و Gotten Up در زمانهای مختلف گذشته برای بیان اقدامات مربوط به برخاستن از خواب یا سطح ضروری است.

در این مقاله به صورت جامع تمام کاربردهای گذشته Get Up را در زمانهای مختلف و همچنین ساختارهای شرطی و مجهول تحلیل می کنیم.

۱. گذشته ساده فعل Get Up (Got Up)

گذشته ساده فعل Get Up به صورت got up است. این زمان برای اشاره به یک عمل بیدار شدن یا بلند شدن استفاده میشود که در گذشته شروع شده و در همان گذشته به پایان رسیده است.

۱-۱. ساختار مثبت و کاربردها

I got up late yesterday because I had worked until the very early morning hours.

(من دیروز دیر بیدار شدم زیرا تا ساعتهای اولیه صبح کار کرده بودم.)

She got up with a terrible headache, so she immediately took some strong painkillers.

(او با سردرد بیدار شد، بنابراین فورا مقداری مسکن قوی مصرف کرد.)

The children got up before the sun rose to open their exciting Christmas presents.

(بچه ها قبل از طلوع خورشید بلند شدند تا هدایای کریسمس هیجان انگیز خود را باز کنند.)

He got up from the couch when his favorite movie finally ended on the television.

(او از روی کاناپه بلند شد وقتی فیلم مورد علاقه اش بالاخره در تلویزیون تمام شد.)

I got up immediately when the telephone rang loudly, startling me from my deep sleep.

(من فورا بلند شدم وقتی تلفن با صدای بلند زنگ زد، و مرا از خواب عمیقم ترساند.)

The entire crowd got up to give the speaker a standing ovation after his powerful, moving speech.

(کل جمعیت بلند شدند تا پس از سخنرانی قدرتمند و تاثیرگذار سخنران، او را ایستاده تشویق کنند.)

She got up on the stage to accept the award she had won after years of dedication.

(او روی صحنه بلند شد تا جایزه ای را که پس از سالها فداکاری برده بود، بپذیرد.)

We got up at dawn to catch the sunrise over the majestic, snow covered mountains.

(ما در سپیده دم بیدار شدیم تا طلوع خورشید را بر فراز کوههای باشکوه و پوشیده از برف ببینیم.)

He got up from his chair and walked out of the tense meeting without saying a single word.

(او از صندلی اش بلند شد و بدون گفتن حتی یک کلمه از جلسه متشنج خارج شد.)

The patient got up from the hospital bed to try walking for the very first time since his major surgery.

(بیمار از تخت بیمارستان بلند شد تا برای اولین بار پس از عمل جراحی بزرگش، سعی کند راه برود.)

I got up early and surprised my family with a huge, homemade pancake breakfast.

(من زود بیدار شدم و خانواده ام را با یک صبحانه بزرگ پنکیک خانگی غافلگیر کردم.)

She got up the ladder to clean the high gutters before the severe, unexpected rainstorm hit the area.

(او از نردبان بالا رفت تا ناودانهای بلند را قبل از اینکه طوفان بارانی شدید و غیرمنتظره به منطقه بزند، تمیز کند.)

They got up to leave the crowded theatre immediately when the movie turned out to be terribly disappointing.

(آنها بلند شدند تا فورا تئاتر شلوغ را ترک کنند وقتی فیلم به طرز وحشتناکی ناامید کننده از آب درآمد.)

You got up from the floor after the fall and brushed the dust off your trousers quickly.

(تو بعد از زمین خوردن از روی زمین بلند شدی و به سرعت گرد و غبار را از شلوارت تکاندی.)

He got up and immediately rushed to the phone when he heard his son is unexpected, urgent voice on the line.

(او بلند شد و فورا به سمت تلفن هجوم برد وقتی صدای غیرمنتظره و فوری پسرش را روی خط شنید.)

۱-۲. ساختار سوالی و منفی

برای سوالی کردن و منفی کردن در گذشته ساده، از فعل کمکی did استفاده میشود و فعل اصلی (Got Up) به شکل ساده خود یعنی Get Up باز میگردد.

Did you get up early this morning or did you sleep in until the very last minute?

(امروز صبح زود بیدار شدی یا تا آخرین لحظه خوابیدی؟)

He did not get up in time for the meeting, so he missed the key, crucial initial decisions.

(او به موقع برای جلسه بیدار نشد، بنابراین تصمیمات اولیه و حیاتی را از دست داد.)

Did she get up with a headache or was she feeling perfectly fine when she started her day?

(آیا او با سردرد بیدار شد یا وقتی روزش را شروع کرد حالش کاملا خوب بود؟)

They did not get up until noon because they were exhausted from working a double shift the night before.

(آنها تا ظهر بیدار نشدند زیرا از کار دو شیفته شب قبل خسته بودند.)

Why did he get up and leave the room so abruptly in the middle of the quiet, serious meeting?

(چرا او اینقدر ناگهان بلند شد و اتاق را در وسط جلسه آرام و جدی ترک کرد؟)

Did the children get up at dawn to open their presents or did they wait patiently until the correct time?

(آیا بچه ها در سپیده دم بلند شدند تا هدایای خود را باز کنند یا صبورانه تا زمان صحیح صبر کردند؟)

I did not get up from the couch for hours; I was too engrossed in the amazing book I was reading intently.

(من ساعتها از روی کاناپه بلند نشدم؛ من خیلی غرق در کتاب شگفت انگیزی بودم که با دقت می خواندم.)

Did she get up the nerve to finally ask her boss for a much needed raise and promotion? (Get up the nerve: شجاعت پیدا کردن)

(آیا او شجاعت لازم را برای بالاخره درخواست افزایش حقوق و ترفیع مورد نیاز از رئیسش پیدا کرد؟)

He did not get up until I woke him up with a loud shout and the startling sound of a cold bucket of water.

(هنوز بلند نشده بود تا اینکه با یک فریاد بلند و صدای تکان دهنده یک سطل آب سرد بیدارش کردم.)

Did they get up to give the speaker a standing ovation or did they remain seated out of sheer disapproval?

(آیا آنها بلند شدند تا به سخنران تشویق ایستاده بدهند یا صرفا از روی نارضایتی کامل نشسته باقی ماندند؟)

She did not get up the stairs easily; she needed help because of her recent, painful knee injury.

(او به راحتی از پله ها بالا نرفت؛ او به دلیل آسیب زانوی دردناک اخیرش نیاز به کمک داشت.)

Did you get up quickly when the fire alarm started ringing loudly, or did you wait to check the actual cause first?

(آیا وقتی زنگ آتش ناگهان با صدای بلند شروع به زنگ زدن کرد، به سرعت بلند شدی، یا صبر کردی تا اول علت واقعی را بررسی کنی؟)

He did not get up from the final chess match until his opponent finally admitted his defeat openly.

(او تا زمانی که حریفش بالاخره شکست خود را علنا اعتراف کرد، از مسابقه نهایی شطرنج بلند نشد.)

Did the truth get up and leave the town after the initial shocking rumor was finally confirmed as entirely true? (استعاره)

(آیا حقیقت بلند شد و شهر را ترک کرد بعد از اینکه شایعه تکان دهنده اولیه بالاخره به عنوان کاملا درست تایید شد؟)

They did not get up from the table until the last dish was completely cleared and taken away by the busy, attentive waiters.

(آنها تا زمانی که آخرین ظرف کاملا تمیز شد و توسط گارسونهای مشغول و با دقت برده شد، از سر میز بلند نشدند.)

 

۲. گذشته استمراری و کامل فعل Get Up

این زمانها بر تداوم عمل بلند شدن یا وقوع آن قبل از یک عمل دیگر در گذشته تاکید دارند.

۲-۱. گذشته استمراری (Past Continuous: was/were getting up)

این زمان برای بیان عملی استفاده میشود که در گذشته برای مدتی در حال انجام بوده است. شکل ing دار فعل Get Up به صورت getting up است.

I was getting up when the phone rang loudly and suddenly interrupted my movement.

(داشتم بلند میشدم که تلفن با صدای بلند زنگ خورد و ناگهان حرکت من را قطع کرد.)

She was getting up when she heard a loud noise coming from the kitchen, which immediately alerted her.

(داشت بلند میشد که صدای بلندی شنید که از آشپزخانه می آمد، که فورا او را هوشیار کرد.)

Were you getting up when I knocked on the door or were you still sleeping peacefully in your warm, comfortable bed?

(وقتی در را زدم داشتی بلند میشدی یا هنوز در رختخواب گرم و راحتت آرام میخوابیدی؟)

He was not getting up when I saw him; he was merely rolling over and trying to go back to his deep sleep.

(وقتی دیدمش بلند نمیشد؛ او صرفا داشت غلط میزد و سعی میکرد دوباره به خواب عمیقش برگردد.)

They were getting up slowly from the floor after the fall, rubbing their bruised knees and elbows gently.

(آنها داشتند به آرامی بعد از زمین خوردن از روی زمین بلند میشدند، و زانوها و آرنجهای کبود شده خود را به آرامی ماساژ میدادند.)

The children were getting up their courage to tell their parents the entire truth about the broken vase. (Getting up courage: شجاعت پیدا کردن)

(بچه ها داشتند شجاعت خود را برای گفتن کل حقیقت در مورد گلدان شکسته جمع میکردند.)

She was getting up late that week because she was not feeling well and needed extra, prolonged rest to recover her energy.

(او آن هفته دیر بلند میشد زیرا حالش خوب نبود و برای بازیابی انرژی خود نیاز به استراحت طولانی و اضافی داشت.)

I was getting up my belongings from the table when the waiter arrived with the final bill and immediately presented it to me.

(داشتم وسایلم را از روی میز جمع میکردم که گارسون با صورتحساب نهایی رسید و فورا آن را به من ارائه داد.)

Were they getting up to dance when the DJ suddenly announced that the entire party was over entirely?

(آیا آنها داشتند بلند میشدند تا برقصند وقتی دی جی ناگهان اعلام کرد که کل مهمانی کاملا تمام شده است؟)

He was not getting up until the very last possible minute, hoping to avoid the heavy morning traffic on the busy, chaotic highway.

(او تا آخرین دقیقه ممکن بلند نمیشد، به امید اجتناب از ترافیک سنگین صبحگاهی در بزرگراه شلوغ و آشفته.)

She was getting up the steps to the stage slowly, feeling incredibly nervous before her major, demanding performance.

(او داشت پله های صحنه را به آرامی بالا میرفت، و قبل از اجرای بزرگ و پر تقاضای خود به شدت احساس عصبی بودن میکرد.)

We were getting up to leave the crowded theatre when the director suddenly appeared on the stage for an unexpected question and answer session.

(ما داشتیم بلند میشدیم تا تئاتر شلوغ را ترک کنیم که کارگردان ناگهان روی صحنه برای یک جلسه پرسش و پاسخ غیرمنتظره ظاهر شد.)

Was he getting up the nerve to finally ask her out on a romantic date or was he just practicing his confident speech in the quiet, empty room?

(آیا او داشت شجاعت لازم را برای بالاخره درخواست قرار عاشقانه از او پیدا میکرد یا فقط داشت سخنرانی با اعتماد به نفس خود را در اتاق ساکت و خالی تمرین میکرد؟)

They were not getting up from the table; they were still enjoying the long conversation and the delicious, lingering after dinner drinks.

(آنها از سر میز بلند نمیشدند؛ آنها هنوز از گفتگوی طولانی و نوشیدنیهای خوشمزه و ماندگار بعد از شام لذت می بردند.)

I was getting up my things and preparing to leave the entire town when I received the unexpected, positive final phone call.

(داشتم وسایلم را جمع میکردم و آماده ترک کل شهر میشدم وقتی تماس تلفنی نهایی و غیرمنتظره مثبت را دریافت کردم.)

۲-۲. گذشته کامل (Past Perfect: had got up / had gotten up)

این زمان برای بیان عملی استفاده میشود که در گذشته قبل از عمل دیگر در گذشته تکمیل شده است. شکل سوم فعل Get Up بسته به گویش got up یا gotten up است.

I had gotten up before the sun rose, so I had enough quiet time to prepare for the long, stressful day ahead of me.

(من قبل از طلوع خورشید بیدار شده بودم، بنابراین زمان آرام کافی برای آماده شدن برای روز طولانی و پر استرس پیش رویم داشتم.)

She had got up after her husband left for work, which is why she was surprised to find his forgotten wallet on the kitchen table.

(او بعد از رفتن شوهرش بلند شده بود، به همین دلیل از دیدن کیف پول فراموش شده اش روی میز آشپزخانه غافلگیر شد.)

Had you gotten up when I called you early this morning or were you still sleeping peacefully in your deep slumber?

(وقتی بهت زنگ زدم بلند شده بودی یا هنوز در خواب عمیق خود آرام میخوابیدی؟)

He had not gotten up until I woke him up with a loud shout and the shocking sound of a cold bucket of water.

(هنوز بلند نشده بود تا اینکه بیدارش کردم.)

They had gotten up before the alarm clock even had a chance to ring loudly, anticipating the exciting day is start.

(آنها قبل از اینکه ساعت زنگ دار حتی فرصت زنگ زدن بلند را داشته باشد، بلند شده بودند، و شروع روز هیجان انگیز را پیش بینی میکردند.)

The entire room had gotten up to leave before the final speaker even took the podium to begin his crucial presentation.

(کل اتاق قبل از اینکه سخنران نهایی حتی برای شروع ارائه حیاتی اش جایگاه را بگیرد، بلند شده بودند تا ترک کنند.)

She had gotten up the nerve to ask for the raise before the budget was officially finalized by the senior management.

(او شجاعت لازم را برای درخواست افزایش حقوق قبل از اینکه بودجه رسما توسط مدیریت ارشد نهایی شود، پیدا کرده بود.)

I had not gotten up the ladder yet when the severe storm warning suddenly came over the loud radio.

(من هنوز از نردبان بالا نرفته بودم که هشدار طوفان شدید ناگهان از رادیو بلند پخش شد.)

Had the patient gotten up from the hospital bed to walk before the doctor formally approved his necessary physiotherapy session?

(آیا بیمار قبل از اینکه دکتر رسما جلسه فیزیوتراپی لازم را تایید کند، از تخت بیمارستان بلند شده بود تا راه برود؟)

He had not got up from the table until the very last, lingering guest finally decided to pack up and leave the house entirely.

(او تا زمانی که آخرین مهمان ماندگار بالاخره تصمیم به جمع کردن و ترک کامل خانه گرفت، از سر میز بلند نشده بود.)

She had gotten up early and surprised her entire family with a freshly baked, delicious cake and coffee for their important anniversary.

(او زود بیدار شده بود و کل خانواده اش را با یک کیک تازه پخته شده و خوشمزه و قهوه برای سالگرد مهمشان غافلگیر کرده بود.)

We had gotten up to leave the crowded theatre before the fire alarm suddenly forced the mass evacuation of all the surprised patrons.

(ما بلند شده بودیم تا تئاتر شلوغ را ترک کنیم قبل از اینکه آژیر آتش ناگهان تخلیه انبوه همه حامیان غافلگیر شده را تحمیل کند.)

Had the entire crowd gotten up to cheer before the final, winning goal was officially scored in the last minute of the game?

(آیا کل جمعیت بلند شده بودند تا قبل از اینکه گل پیروزی نهایی رسما در دقیقه آخر بازی به ثمر رسید، تشویق کنند؟)

They had not gotten up from their seats; they remained seated quietly until the curtains finally closed and the show completely ended.

(آنها از صندلیهای خود بلند نشده بودند؛ آنها بی سر و صدا نشسته باقی ماندند تا زمانی که پرده ها بالاخره بسته شدند و نمایش کاملا تمام شد.)

He had gotten up from his chair and walked out of the entire room before the manager even finished announcing the final, difficult decisions.

(او از صندلی اش بلند شده بود و از کل اتاق خارج شده بود قبل از اینکه مدیر حتی اعلام تصمیمات نهایی و دشوار را تمام کند.)

۳. گذشته کامل استمراری، آینده در گذشته و مجهول

این ساختارها، عمل get up را در زمینه تداوم در گذشته، قصد قبلی و تمرکز بر عمل انجام شده نشان میدهند.

۳-۱. گذشته کامل استمراری (Past Perfect Continuous: had been getting up)

این زمان برای بیان عملی استفاده میشود که در گذشته شروع شده و تا قبل از عمل دیگری در گذشته ادامه داشته است.

I had been getting up early for a month before I quit my job, realizing the early mornings were entirely unsustainable in the long term.

(قبل از اینکه کارم را ترک کنم یک ماه زود بیدار میشدم، و متوجه شدم صبحهای زود در بلند مدت کاملا غیرقابل تحمل هستند.)

She had been getting up late for a week before she got sick, which the doctor later linked to her severe lack of sleep and poor health.

(او یک هفته قبل از اینکه مریض شود دیر بیدار میشد، که دکتر بعدا آن را به کمبود شدید خواب و سلامتی ضعیف او مرتبط دانست.)

Had you been getting up at dawn before you moved to this city or was that entirely a new, unwanted habit you recently developed?

(آیا قبل از اینکه به این شهر نقل مکان کنید، سحر از خواب بیدار می شدید یا آن کاملا یک عادت جدید و ناخواسته بود که اخیرا ایجاد کردید؟)

He had not been getting up on time before he changed his alarm clock, so he was late for work every single day for the whole month.

(او قبل از اینکه ساعت زنگ دارش را عوض کند به موقع بیدار نمیشد، بنابراین هر روز برای کل ماه برای کار دیر کرد.)

They had been getting up late for weeks, so the manager finally decided to move them to the later afternoon shift to accommodate their schedule.

(آنها هفته ها بود که دیر بیدار میشدند، بنابراین مدیر بالاخره تصمیم گرفت آنها را به شیفت بعدازظهر دیرتر منتقل کند تا با برنامه آنها سازگار شود.)

She had been getting up the nerve to finally speak to her boss about the difficult, ongoing issue for days.

(او روزها بود که شجاعت لازم را برای بالاخره صحبت کردن با رئیسش در مورد مشکل دشوار و مداوم جمع میکرد.)

The entire audience had been getting up to leave the theatre slowly before the final, last curtain call.

(کل تماشاچیان قبل از آخرین تعظیم نهایی، داشتند به آرامی بلند میشدند تا تئاتر را ترک کنند.)

I had been getting up early for the gym until the sudden, severe injury to my leg forced me to entirely stop all strenuous physical activity.

(من تا زمانی که آسیب ناگهانی و شدید به پایم مرا مجبور به توقف کامل تمام فعالیت بدنی شدید کرد، برای باشگاه زود بلند میشدم.)

Had the children been getting up from their chairs repeatedly during the quiet, serious lecture?

(آیا بچه ها در طول سخنرانی آرام و جدی مکررا از صندلیهای خود بلند میشدند؟)

He had not been getting up from the table for hours, enjoying the long, satisfying conversation with his entire family.

(او ساعتها بود که از سر میز بلند نمیشد، و از گفتگوی طولانی و رضایت بخش با کل خانواده اش لذت می برد.)

They had been getting up every morning at dawn to practice the complex routine before the major, international competition.

(آنها هر روز صبح در سپیده دم بلند میشدند تا قبل از رقابت بزرگ و بین المللی، روال پیچیده را تمرین کنند.)

She had been getting up the courage to ask him out for weeks before her best friend finally did it for her instead.

(او هفته ها بود که شجاعت لازم را برای درخواست قرار از او جمع میکرد قبل از اینکه بهترین دوستش بالاخره این کار را برای او انجام داد.)

We had been getting up our tent very slowly, due to the confusing instructions, before the strong, sudden wind finally blew it away.

(ما داشتیم چادر خود را به آرامی به دلیل دستورالعملهای گیج کننده برپا میکردیم، قبل از اینکه باد قوی و ناگهانی بالاخره آن را برد.)

I had not been getting up very often because the severe pain in my back made even simple movement incredibly difficult and agonizing.

(من خیلی مکررا بلند نمیشدم زیرا درد شدید در کمرم حتی حرکت ساده را به طرز باورنکردنی دشوار و عذاب آور میکرد.)

Had she been getting up to check on the sick child every single hour before the final, exhausted doctor finally arrived at the house?

(آیا او هر ساعت بلند میشد تا حال کودک بیمار را بررسی کند قبل از اینکه دکتر خسته و نهایی بالاخره به خانه رسید؟)

۳-۲. زمان آینده در گذشته و مجهول

I would get up early the next day, but the unexpected late night phone call forced me to sleep in and miss the early meeting. (آینده در گذشته)

(من قرار بود فردا صبح زود بیدار شوم، اما تماس تلفنی غیرمنتظره آخر شب مرا مجبور کرد بیشتر بخوابم و جلسه زود هنگام را از دست بدهم.)

She was going to get up late on Sunday, but the noisy, disruptive construction outside her apartment began at 6 am instead. (آینده در گذشته)

(او قصد داشت یکشنبه دیر بیدار شود، اما ساخت و ساز پر سر و صدا و مختل کننده بیرون آپارتمانش در عوض ساعت ۶ صبح شروع شد.)

Would you get up if I asked you to help me move this heavy, antique furniture right now? (آینده در گذشته سوالی)

(اگه ازت بخوام به من کمک کنی این مبلمان سنگین و عتیقه را همین الان جابجا کنم بلند میشی؟)

He was not going to get up until he felt better and the severe, painful headache had completely subsided and disappeared. (آینده در گذشته منفی)

(تا زمانی که احساس بهتری نکند، قرار نبود بلند شود و سردرد شدید و دردناک کاملا فروکش کرده و ناپدید شود.)

I was gotten up by the alarm clock, but the loud, irritating sound did not completely wake me up fully. (گذشته مجهول)

(با زنگ ساعت بیدار شدم، اما صدای بلند و آزاردهنده مرا کاملا بیدار نکرد.)

She was gotten up by her mother after the severe thunderstorm, as the loud, crashing noises scared the entire family. (گذشته مجهول)

(او توسط مادرش بلند شد بعد از رعد و برق شدید، زیرا صداهای بلند و کوبنده کل خانواده را ترسانده بود.)

Were you gotten up by the storm or did you manage to sleep through the entire chaotic, violent weather event? (گذشته مجهول سوالی)

(آیا شما توسط طوفان بیدار شدید یا موفق شدید در طول کل رویداد آب و هوایی آشفته و خشونت آمیز بخوابید؟)

He was not gotten up by anyone; he woke up entirely on his own after sleeping for a very full, satisfying eight hours of deep sleep. (گذشته مجهول منفی)

(او توسط هیچ کس بیدار نشد؛ او کاملا به تنهایی بعد از خوابیدن برای یک هشت ساعت کامل و رضایت بخش خواب عمیق بیدار شد.)

I thought I would have gotten up early today, but I overslept and missed my important early flight entirely. (آینده در گذشته کامل)

(فکر میکردم امروز زود بیدار میشوم؛ اما زیاد خوابیدم و پرواز مهم صبح زودم را کاملا از دست دادم.)

She said she would have gotten up at 6 a.m., but her alarm did not go off at all, and she missed the entire start of the entire busy day. (آینده در گذشته کامل)

(او گفت که ساعت ۶ صبح از خواب بیدار میشود؛ اما زنگ ساعت او اصلا به صدا در نیامد، و او کل شروع روز شلوغ را از دست داد.)

The crowd was gotten up by the enthusiastic speaker is sudden, loud, and surprising request. (گذشته مجهول)

(جمعیت توسط درخواست ناگهانی، بلند و غافلگیر کننده سخنران مشتاق بلند شد.)

He would not have gotten up if the fire alarm had not rung so loudly and persistently throughout the entire building complex. (شرطی نوع سوم)

(او بلند نمیشد اگر زنگ آتش اینقدر بلند و مصرانه در سراسر مجتمع ساختمانی زنگ نمی زد.)

I thought the children were going to be gotten up by the babysitter, but the parents decided to let them sleep in instead. (آینده در گذشته مجهول)

(من فکر میکردم بچه ها قرار بود توسط پرستار بچه بیدار شوند، اما والدین تصمیم گرفتند در عوض اجازه دهند بیشتر بخوابند.)

Would you have gotten up early if you had known about the incredible, rare, beautiful sunrise that occurred that morning? (شرطی نوع سوم سوالی)

(آیا اگر از طلوع خورشید باورنکردنی، نادر و زیبا که آن صبح رخ داد با خبر بودی، زود بیدار میشدی؟)

The final vote was gotten up by the angry minority to protest the entire, flawed decision. (گذشته مجهول)

(رای نهایی توسط اقلیت عصبانی برای اعتراض به کل تصمیم معیوب بلند شد.)

سخن پایانی

در این مقاله برای شما گذشته get up در انگلیسی چه می‌ شود؟ را بررسی کردیم در نظر داشته باشید که شما میتوانید این گذشته فعل را در جملات انگلیسی استفاده کنید.

اگر در شهر شیراز ساکن هستید و به دنبال بهترین آموزشگاه زبان در شیراز هستید به شما بهترین آموزشگاه ها را معرفی کرده ایم.

مطلب مرتبط

گذشته get در انگلیسی چه می‌ شود؟

گذشته give در زبان انگلیسی چه می‌ شود؟

گذشته afraid در زبان انگلیسی چه می شود؟

۵/۵ - (۳ امتیاز)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا