گذشته love چه می شود؟
همیشه سوال این بوده که گذشته love چه می شود؟ در این مقاله سعی داریم برای شما عزیزان گذشته این فعل پرکابرد را بررسی کنیم.
اگر میخواهید زبان انگلیسی را در کوتاه ترین زمان با بهترین استاد های زبان یاد بگیرید بهتر است در یک آموزشگاه زبان دوره های زبان را شرکت کنید.
اما باید این مورد را در این بخش اضافه کرد که پیدا کردن بهترین آموزشگاه زبان در تهران شاید کمی سخت باشد اما ما به شما عزیزان بهترین ها را معرفی کرده ایم.
گذشته love چه می شود؟
فعل Love یک فعل باقاعده (Regular Verb) در زبان انگلیسی است که گذشته ساده و شکل سوم (Past Participle) آن هر دو loved میباشد.
Love عمدتا یک فعل حالتی (Stative Verb) است و به ندرت در زمانهای استمراری استفاده میشود، مگر برای تاکید بر فرآیند یا لذت موقت.
آموزش صرف فعل Love در گذشته ساده
در این بخش سعی شده به شما تمامی بخش های زمان گذشته ساده فعل Love را آموزش بدهیم.
زمان گذشته ساده: Loved
Loved در تمام فاعل ها یکسان است و با فعل کمکی did برای منفی و سوالی کردن همراه میشود.
He loved her very much, a deeply intense, honest, genuine and strong emotion that lasted his entire long, satisfying life.
(او را خیلی دوست داشت، یک احساس قوی، واقعی، صادقانه و عمیقا شدید که کل زندگی طولانی و رضایت بخش او را دوام آورد.)
They did not love the final, crucial movie at all; they found the entire plot confusing, the acting completely terrible and the entire ending highly disappointing and utterly meaningless.
(آنها فیلم نهایی و حیاتی را دوست نداشتند؛ آنها کل طرح را گیج کننده، بازیگری را کاملا وحشتناک و کل پایان را بسیار ناامید کننده و مطلقا بی معنی یافتند.)
Did she love him back, or was her feeling merely a simple, fleeting, temporary and casual affection that tragically faded away quickly over a short, brief period of time?
(آیا او هم دوستش داشت (متقابلا دوست داشت)، یا احساس او صرفا یک علاقه معمولی، موقت و زودگذر ساده بود که به طور غم انگیزی به سرعت در طی یک دوره زمانی کوتاه محو شد؟)
She loved the unexpected final surprise party that her entire close family and all her friends threw for her, genuinely appreciating the thoughtful, caring gesture and the extreme effort involved.
(او مهمانی غافلگیر کننده نهایی و غیر منتظره ای را که کل خانواده نزدیک و همه دوستانش برای او برگزار کردند دوست داشت، و واقعا از ژست متفکرانه، دلسوزانه و تلاش شدید درگیر قدردانی کرد.)
I loved the city’s quiet, peaceful, serene atmosphere before the massive, widespread, loud and noisy construction began completely, ruining the entire entire relaxing environment.
(من حال و هوای آرام، صلح آمیز و بی سر و صدای شهر را قبل از شروع کامل ساخت و ساز پر سر و صدا، گسترده و بزرگ دوست داشتم، و کل محیط آرامش بخش را کاملا خراب کرد.)
آموزش صرف فعل Love در زمان های استمراری و کامل گذشته
زمان گذشتهی استمراری (Was/Were Loving)
ساختار آن was/were + loving است.
She was loving the entire beautiful, serene view when he suddenly and unexpectedly proposed to her, making the final, crucial, unforgettable moment even more highly emotional and deeply significant for her entire life.
(وقتی از او خواستگاری کرد، عاشق این منظره زیبا و آرام بود (در حال لذت بردن بود).)
He was not loving the massive, crowded, noisy party, so he quietly left early, preferring the quiet solitude and the complete peace of his own comfortable home instead.
(او مهمانی پر سر و صدا، شلوغ و بزرگ را دوست نداشت (در حال لذت بردن نبود)، بنابراین بی سر و صدا زودتر رفت، و آرامش کامل و انزوای آرام خانه راحت خودش را ترجیح داد.)
Were you loving the book before you unexpectedly lost it, or were you only reading it to politely pass the tedious, long and very boring time away?
(آیا قبل از اینکه کتاب را گم کنید عاشق آن بودید (در حال لذت بردن بودید)، یا فقط آن را برای گذراندن وقت خسته کننده، طولانی و بسیار کسل کننده میخواندید؟)
The entire audience was loving the high energy, captivating, final performance, giving the grateful, talented performers continuous, massive and loud, sustained applause throughout the entire show.
(کل مخاطب از اجرای نهایی، پر انرژی و اسیر کننده لذت میبرد، و به بازیگران با استعداد و سپاسگزار کف زدن مداوم، گسترده و بلند میداد.)
I was loving the feeling of complete and total freedom I experienced during the long, adventurous and entirely solo road trip across the entire massive continent.
(من از احساس آزادی کامل و مطلق که در طول سفر جاده ای کاملا انفرادی، پر ماجرا و طولانی در سراسر کل قاره بزرگ تجربه کردم، لذت میبردم.)
زمان گذشته کامل استمراری: Had Been Loving
در این بخش به شما گذشته کامل استمرای فعل Love در زبان انگلیسی را آموزش میدهیم.
They had been loving each other for five full years when they finally got married, formalizing their strong, deeply emotional, lifelong commitment to each other publicly and officially.
(زمانی که ازدواج کردند پنج سال بود که همدیگر را دوست داشتند، و تعهد عاطفی، عمیق و مادام العمر خود را به یکدیگر به طور رسمی و عمومی کردند.)
She had not been loving her life at all until she met him, which completely changed her entire negative perspective and entire unhappy existence entirely.
(تا زمانی که او را ملاقات نکرده بود زندگی خود را دوست نداشت، که کاملا کل دیدگاه منفی و کل وجود ناراحت او را کاملا تغییر داد.)
Had he been loving his demanding, difficult job before he quit, or was he merely pretending to enjoy the entire demanding task and entire stressful daily routine to completely please his strict, demanding boss?
(آیا قبل از ترک کارش عاشق کارش بود (در حال لذت بردن بود)، یا صرفا وانمود میکرد از کل کار سخت و کل برنامه روزانه پر استرس لذت میبرد تا کاملا رئیس سختگیر و پر توقع خود را راضی کند؟)
The entire audience had been loving the entire performance for over an hour before the severe, unexpected sudden fire alarm forced a complete and immediate evacuation of the entire massive venue.
(کل مخاطبان بیش از یک ساعت بود که از کل اجرا لذت میبردند قبل از اینکه زنگ خطر آتش سوزی ناگهانی و غیر منتظره، تخلیه فوری و کامل کل محل بزرگ را تحمیل کرد.)
He had been loving the quiet, peaceful atmosphere of the remote, small countryside town until the massive, sudden, unexpected new highway was unexpectedly constructed nearby.
(او فضای آرام، صلح آمیز و بی سر و صدای شهر کوچک و دورافتاده حومه شهر را دوست داشت (در حال لذت بردن بود) تا زمانی که بزرگراه جدید، گسترده و ناگهانی به طور غیر منتظره ای در نزدیکی ساخته شد.)
آموزش صرف فعل Love در زمان های کامل، مجهول و آینده در گذشته
در این بخش تمامی زمان های کامل و مجهول و آینده در گذشته را بررسی خواهیم کرد.
زمان گذشته کامل (Had Loved)
ساختار آن had + loved است.
She had loved him deeply before she met her husband, but her new marriage completely replaced the entire old, less intense, casual affection entirely.
(او قبل از اینکه شوهرش را ببیند او را دوست داشت، اما ازدواج جدید او کاملا کل علاقه قبلی، کمتر شدید و معمولی را کاملا جایگزین کرد.)
He had not loved anyone until he finally saw her, which completely changed his entire cold, highly detached and emotionally isolated, entire cynical perspective on relationships entirely.
(تا زمانی که او را ندیده بود، کسی را دوست نداشت، که کاملا کل دیدگاه بدبینانه، کامل، بسیار جدا شده و احساسی منزوی او را در مورد روابط کاملا تغییر داد.)
Had you loved this song before you heard it live, or did the massive, huge, energetic, captivating live performance finally make you completely fall in love with the entire popular tune?
(آیا این آهنگ را قبل از اینکه زنده بشنوید دوست داشتید، یا اجرای زنده، پر انرژی، اسیر کننده و بزرگ و گسترده بالاخره شما را کاملا عاشق کل آهنگ محبوب کرد؟)
She had loved the entire quiet life of the countryside before she realized she completely missed the intense, constant, vibrant chaos of the massive, wide spread, crowded city environment entirely.
(او زندگی آرام و بی سر و صدای کل حومه شهر را دوست داشت قبل از اینکه فهمید کاملا دلتنگ هرج و مرج پر جنب و جوش، ثابت و شدید محیط شهر شلوغ، گسترده و بزرگ است.)
He had loved the feeling of complete and total control in the entire office before the new, strict, demanding manager was unexpectedly brought in and completely took away all his final, crucial, sole authority entirely.
(او احساس کنترل کامل و مطلق در کل اداره را دوست داشت قبل از اینکه مدیر جدید، سختگیر و پر توقع به طور غیر منتظره ای آورده شد و کاملا تمام اقتدار نهایی، حیاتی و تکی او را کاملا گرفت.)
زمان گذشته مجهول: Was/Were Loved
ساختار آن was/were + loved است.
She was loved by everyone in the entire village due to her extreme kindness, gentle nature, unwavering spirit and immense, constant and highly noticeable generosity to all the poor and needy local citizens.
(او را همه در کل روستا دوست داشتند (مورد علاقه بود) به دلیل مهربانی شدید، طبیعت ملایم، روحیه ثابت و سخاوت گسترده، ثابت و بسیار قابل توجه او نسبت به همه شهروندان محلی فقیر و نیازمند.)
He was not loved by his parents; he grew up in a very cold, highly detached and completely emotionless, severe and highly restrictive household environment.
(پدر و مادرش به او عشق نورزیدند (مورد علاقه نبود)؛ او در یک محیط خانگی بسیار محدود کننده، شدید، کاملا بی احساس و بسیار جدا شده و سرد بزرگ شد.)
Were you loved by your friends in school, or were you the target of constant, aggressive, repetitive and entire unending bullying and social isolation and highly persistent, cruel and entirely unnecessary social ridicule?
(آیا شما مورد علاقه دوستانتان بودید (آیا دوستانت به تو علاقه داشتند) در مدرسه، یا شما هدف قلدری و انزوای اجتماعی بی پایان، کامل و تکراری، پرخاشگرانه و مداوم و تمسخر اجتماعی کاملا غیر ضروری و بسیار مداوم بودید؟)
The old, traditional, local recipe was loved by all the diners at the crowded, popular, famous and highly renowned local restaurant.
(دستور غذای محلی، سنتی و قدیمی مورد پسند همه مشتریان در رستوران محلی، مشهور، محبوب و شلوغ قرار گرفت.)
The final, emotional, crucial and heart touching song was loved by the entire audience, who loudly demanded an immediate, massive, complete and total encore performance.
آهنگ نهایی، احساسی و حیاتی مورد پسند کل مخاطبان قرار گرفت، که با صدای بلند خواستار اجرای مجدد کامل، مطلق، گسترده و فوری شدند.
زمان آینده در گذشته کامل: Would Have Loved
ساختار آن would have loved است.
He said he would have loved her until he died, but she unexpectedly and suddenly left him, completely shattering his final, ultimate, sincere and entire honest lifelong romantic dream entirely.
(او گفت تا زمان مرگ او را دوست داشت، اما او به طور ناگهانی و غیر منتظره ای ترکش کرد، و رویای عاشقانه مادام العمر، کامل، صادقانه و نهایی او را کاملا در هم شکست.)
She told me she would not have loved him even if he had stayed, as her feelings had completely faded entirely and were tragically and utterly non existent by the time he decided to completely return to her entire life.
(او گفت که حتی اگر میماند، او را دوست نداشت، زیرا احساسات او کاملا محو شده بود و تا زمانی که او تصمیم گرفت کاملا به کل زندگی او بازگردد، به طور غم انگیزی و مطلقا وجود نداشت.)
Would you have loved me if I had come back, or would your feelings have already been completely committed and entirely transferred to the highly aggressive, much better and extremely available, dominant, much more successful rival who quickly took my final place?
(اگر من برگشته بودم آیا قصد داشتی مرا دوست بداری، یا احساسات شما قبلا کاملا متعهد و کاملا به رقیب بسیار موفق تر، غالب، خیلی بهتر و بسیار در دسترس که به سرعت جای نهایی من را گرفت، منتقل شده بود؟)
He would have loved the entire challenging, complex, demanding, highly technical and highly difficult job if the pay had been slightly higher and the final, crushing workload had been significantly and drastically lower.
(او شغل بسیار سخت، بسیار فنی، دشوار، پیچیده و چالش برانگیز را دوست داشت اگر حقوق کمی بالاتر بود و حجم کار خرد کننده و نهایی به طور قابل توجهی و به شدت پایین تر بود.)
They would have loved the new, modern house if the architect had not completely forgotten to include the necessary, crucial, important, much needed large swimming pool in the final, ultimate, complete design entirely.
(آنها خانه مدرن و جدید را دوست داشتند اگر معمار کاملا فراموش نکرده بود که استخر بزرگ، بسیار مورد نیاز، مهم و حیاتی را در طرح نهایی، مطلق و کامل بگنجاند.)
سخن پایانی
در نظر داشته باشید که شما میتوانید با این مطلب از گذشته فعل Love در زبان انگلیسی استفاده کنید. اگر میخواهید زبان انگلیسی را به روش ساده و بدون هزینه یاد بگیرید میتوانید به آموزش رایگان زبان انگلیسی مراجعه کنید.




