...
گذشته افعالآموزش رایگان زبان انگلیسیآموزش صرف افعال

گذشته become چه می‌ شود؟

یکی از ساده ترین فعل ها در زبان انگلیسی را میتوان become دانست در نظر داشته باشید که برای شما در این بخش گذشته Become چه می شود؟ را بررسی خواهیم کرد.

تجربه نشان داده است که یادگیری زبان انگلیسی در فضا های آموزشی میتواند بسیار عالی تر از آموزش های انلاین باشد. پیدا کردن بهترین آموزشگاه زبان همیشه دغدغه زبان آموزان بوده است.

ساکنین تهران میتوانند با مراجعه به مقاله بهترین کلاس زبان در تهران با بهترین آموزشگاه های زبان در این شهر در تماس باشند.

در نظر داشته باشید که برای شما در کنار شهر تهران بهترین آموزشگاه زبان در شیراز را معرفی کرده ایم تا با آنها در تماس باشید.

گذشته Become چه می شود؟

گذشته Become چه می شود؟

این فعل در زبان انگلیسی معانی شدن یا تبدیل شدن را منتقل میکند.

فعل Become نه تنها برای توصیف تغییر حالت یا وضعیت استفاده میشود، بلکه در ساختار زمانی خود نیز از قواعد عمومی پیروی نمیکند.

فرم گذشته ساده آن became و شکل سوم فعل آن همانند مصدر، become است. درک چرایی این تغییر شکل (come, came, come) و کاربرد دقیق آن در زمانهای مختلف گذشته، برای تسلط بر تحولات و تغییرات رخ داده در گذشته ضروری است.

۱. گذشته Become در زبان انگلیسی (تحلیل ریشه شناسی و مفهوم اصلی)

این فعل کلا بی قاعده است چون ریشه در زبان ژرمن باستان دارد و همچنین از الگوی تغییر حروف صدادار پیروی میکند.

Become  از ترکیب دو کلمه باستانی be (بودن) و come (آمدن) تشکیل شده و فرم گذشته آن became است. فعل  Become از ترکیب

توضیحات: Became برای بیان یک تحول یا تغییر حالت استفاده میشود که در یک لحظه مشخص در گذشته شروع شده و تکمیل شده است.

مثال ها:

I became a doctor last year, fulfilling my childhood dream.

(من پارسال دکتر شدم، و رویای کودکی ام را به حقیقت تبدیل کردم.)

She became angry when I talked to her about the sensitive issue.

(وقتی با او در مورد مسئله حساس صحبت کردم عصبانی شد.)

They became friends after a long time of initial rivalry and competition.

(آنها بعد از مدتها رقابت و دشمنی اولیه، با هم دوست شدند.)

He became nervous before the exam, feeling the pressure intensely.

(او قبل از امتحان عصبی شد، و فشار را به شدت احساس میکرد.)

The water became ice when the temperature dropped below zero degrees.

(آب وقتی دما به زیر صفر درجه رسید، یخ شد.)

۲. زمان حال ساده و گذشته ساده Become (بیان عادات و تحول تکمیل شده)

در حال ساده، become برای بیان وضعیتهای دائمی یا عادات استفاده میشود. در گذشته ساده، became برای بیان تحولی که در یک لحظه خاص کامل شده، به کار میرود.

زمان ساختار و کاربرد مثال انگلیسی ترجمه فارسی
حال ساده بیان عادت و واقعیت. (s- برای سوم شخص مفرد) She becomes angry when you talk to her. وقتی با او صحبت میکنید عصبانی میشود.
گذشته ساده بیان تحول تکمیل شده در گذشته. She became angry when I talked to her. وقتی با او صحبت کردم عصبانی شد.

مثال ها:

I want to become a doctor, so I am studying hard every day. (حال ساده)

(من میخواهم دکتر شوم، بنابراین هر روز سخت درس میخوانم.)

He becomes nervous before exams, regardless of how much he studies. (حال ساده)

(او قبل از امتحانات عصبی میشود، صرف نظر از اینکه چقدر درس میخواند.)

They become friends after a long time of shared experiences and mutual trust. (حال ساده)

(آنها بعد از مدتها تجربه مشترک و اعتماد متقابل، با هم دوست میشوند.)

The simple question became a complex issue that needed immediate attention. (گذشته ساده)

(سوال ساده به یک مسئله پیچیده تبدیل شد که نیاز به توجه فوری داشت.)

The color of the leaves becomes yellow and red every autumn season. (حال ساده)

(رنگ برگها هر فصل پاییز زرد و قرمز میشود.)

The entire room became silent when the teacher announced the unexpected news. (گذشته ساده)

(کل اتاق ساکت شد وقتی معلم خبر غیر منتظره را اعلام کرد.)

She becomes worried whenever her son is late coming back home from school. (حال ساده)

(او هر زمان که پسرش برای بازگشت از مدرسه دیر میکند، نگران میشود.)

The road became slippery and dangerous after the sudden and heavy snowfall. (گذشته ساده)

(جاده بعد از بارش ناگهانی و سنگین برف، لغزنده و خطرناک شد.)

۳. گذشته استمراری و آینده در گذشته Become (بیان روند و قصد قبلی)

این زمانها بر تداوم روند تغییر (becoming) یا برنامه ریزی قبلی برای تغییر (would become) تاکید دارند.

۳-۱. گذشته استمراری (Past Continuous): Was/Were Becoming

نشان دهنده یک روند یا تحول تدریجی در گذشته است که اغلب توسط عمل دیگری قطع شده است.

ساختار: Subject + was/were becoming + …

I was becoming a doctor when the war started and interrupted my studies abruptly.

(داشتم دکتر میشدم که جنگ شروع شد و تحصیلاتم را به طور ناگهانی قطع کرد.)

She was becoming angry when I interrupted her mid-sentence and changed the topic.

(وقتی حرفش را قطع کردم داشت عصبانی میشد و موضوع را عوض کردم.)

They were becoming friends when they moved to another city and lost contact unexpectedly.

(آنها در حال دوست شدن بودند که به شهر دیگری نقل مکان کردند و به طور غیر منتظره ارتباطشان قطع شد.)

He was becoming nervous while he was waiting for the result of the important final exam.

(او در حالی که منتظر نتیجه امتحان نهایی مهم بود عصبی میشد.)

The room was becoming too hot for comfort as the sun beat down through the large window.

(اتاق در حال تبدیل شدن به محیطی گرم و ناراحت کننده بود، همانطور که خورشید از پنجره بزرگ به داخل میتابید.)

It was becoming clear that the witness was lying to the police about the incident.

(داشت مشخص میشد که شاهد در مورد حادثه به پلیس دروغ میگوید.)

۳-۲. آینده در گذشته (Future in the Past)

برای بیان قصد، برنامه یا پیش بینی در گذشته در مورد یک تحول در آینده.

ساختار: Subject + would become + …

He thought he would become a doctor, but he changed his mind and pursued art instead.

(او فکر میکرد که پزشک خواهد شد؛ اما نظرش را عوض کرد و به دنبال هنر رفت.)

She predicted the weather would become much colder by the end of the week.

(او پیش بینی کرد که هوا تا پایان هفته بسیار سردتر خواهد شد.)

We hoped the simple conversation would become a good opportunity for collaboration.

(ما امیدوار بودیم که مکالمه ساده به یک فرصت خوب برای همکاری تبدیل شود.)

They promised the problem would become manageable once the new software was installed.

(آنها قول دادند که مشکل به محض نصب نرم افزار جدید، قابل مدیریت خواهد شد.)

I knew I would become proficient in the language if I practiced daily for an hour.

(میدانستم اگر روزانه یک ساعت تمرین کنم، در زبان ماهر خواهم شد.)

The investor knew the small stock would become highly valuable within the next few years.

(سرمایه گذار میدانست که سهام کوچک در چند سال آینده بسیار ارزشمند خواهد شد.)

۴. گذشته کامل و گذشته کامل استمراری Become (بیان تحول قبل از یک عمل دیگر)

این زمانها برای بیان تحولاتی استفاده میشوند که قبل از یک عمل دیگر در گذشته شروع شده یا کامل شده اند. شکل سوم فعل become همان become است.

۴-۱. گذشته کامل (Past Perfect): Had Become

نشان دهنده تحولی است که قبل از عمل دیگری در گذشته کامل شده است.

ساختار: Subject + had become + …

Had you become a doctor before you got married, or did you finish school after?

(آیا قبل از ازدواج دکتر شده بودی، یا بعد از آن مدرسه را تمام کردی؟)

Had she become angry before you apologized to her, or did your apology calm her?

(آیا قبل از اینکه از او عذرخواهی کنی عصبانی شده بود، یا عذرخواهی تو او را آرام کرد؟)

I had not become a doctor before I got married, as I was still in medical school then.

(من قبل از ازدواج دکتر نشده بودم، چون هنوز در دانشکده پزشکی بودم.)

She had not become angry before you apologized to her; she was merely disappointed.

(قبل از اینکه از او عذرخواهی کنی عصبانی نشده بود؛ او فقط ناامید بود.)

The room had become completely dark before the caretaker remembered to turn on the lights.

(اتاق قبل از اینکه سرایدار روشن کردن چراغها را به یاد آورد، کاملا تاریک شده بود.)

The children had become accustomed to the new routine before the school year ended.

(بچه ها قبل از پایان سال تحصیلی به روال جدید عادت کرده بودند.)

The simple argument had become a major incident before the supervisor intervened successfully.

(بحث ساده قبل از مداخله موفقیت آمیز سرپرست، به یک حادثه بزرگ تبدیل شده بود.)

It had become evident that the machine was faulty before the technician inspected it.

(قبل از اینکه تکنسین دستگاه را بازرسی کند، واضح شده بود که دستگاه معیوب است.)

۴-۲. گذشته کامل استمراری (Past Perfect Continuous): Had Been Becoming

نشان دهنده یک روند تدریجی طولانی مدت است که تا زمان عمل دیگری در گذشته ادامه داشته است.

ساختار: Subject + had been becoming + … (این ساختار به ندرت استفاده میشود.)

Had you been becoming a doctor for five years before you graduated from medical school?

(آیا پنج سال قبل از فارغ التحصیل شدن از دانشکده پزشکی داشتید پزشک میشدید؟)

Had she been becoming angry since morning before she calmed down for the evening?

(آیا از صبح قبل از اینکه برای عصر آرام شود عصبانی شده بود؟)

She had not been becoming angry since morning; she was simply feeling very exhausted.

(او از صبح عصبانی نشده بود؛ او صرفا احساس خستگی شدید میکرد.)

He had been becoming more confident in his skills until the major setback occurred.

(او داشت در مهارتهای خود با اعتماد به نفس تر میشد تا زمانی که شکست بزرگ رخ داد.)

It had been becoming increasingly difficult to maintain the old software before they replaced it.

(قبل از اینکه نرم افزار قدیمی را جایگزین کنند، حفظ آن به طور فزاینده ای دشوار میشد.)

۵. ساخت جملات منفی و سوالی با گذشته Become (راهنمای افعال کمکی)

برای ساخت جملات منفی و سوالی با became از فعل کمکی Did در گذشته ساده استفاده میکنیم و در زمانهای کامل از Had.

زمان کمکی منفی کمکی سوالی مثال منفی (انگلیسی/فارسی)
گذشته ساده did not become Did … become? I did not become a doctor last year. (من پارسال دکتر نشدم.)
گذشته استمراری was/were not becoming Was/Were … becoming? She was not becoming angry. (او عصبانی نمیشد.)
گذشته کامل had not become Had … become? I had not become a doctor before. (من قبلا دکتر نشده بودم.)

مثال ها:

Did the argument become more heated after the mediator left the room?

(آیا بحث بعد از اینکه میانجی اتاق را ترک کرد، داغتر شد؟)

The situation did not become clear until the final witness testified truthfully.

(وضعیت تا زمانی که آخرین شاهد به درستی شهادت داد، روشن نشد.)

Was she becoming suspicious when you asked about the money so suddenly?

(آیا او وقتی شما اینقدر ناگهانی در مورد پول پرسیدید، مشکوک میشد؟)

The simple meal had not become cold yet, so we could still enjoy it immediately.

(غذای ساده هنوز سرد نشده بود، بنابراین ما میتوانستیم فورا از آن لذت ببریم.)

Had they become successful before they moved their headquarters to the new building?

(آیا آنها قبل از اینکه دفتر مرکزی خود را به ساختمان جدید منتقل کنند، موفق شده بودند؟)

The children were not becoming bored; they were actually enjoying the long car ride.

(بچه ها حوصله شان سر نمیرفت؛ آنها در واقع از رانندگی طولانی لذت میبردند.)

۶. جملات شرطی با گذشته Become (نوع دوم و سوم)

Become در جملات شرطی برای بیان تحولات فرضی (نوع دوم) یا تحولاتی که میتوانست در گذشته اتفاق بیفتد (نوع سوم)، به کار میرود.

۶-۱. جملات شرطی نوع دوم (غیر واقعی)

برای بیان تحولات فرضی در زمان حال یا آینده.

ساختار: If + Subject + became (گذشته ساده), Subject + would/could/might + become (شکل ساده).

If the problem became clearer, we would easily become more focused on the solution.

(اگر مشکل واضح تر میشد، ما به راحتی روی راه حل متمرکز تر میشدیم.)

If he became the manager, the rules would become much stricter than before.

(اگر او مدیر میشد، قوانین بسیار سختگیرانه تر از قبل میشدند.)

If I became fluent in French, I could become a translator at the embassy.

(اگر من به زبان فرانسه مسلط میشدم، میتوانستم یک مترجم در سفارت شوم.)

If the weather became sunny, the entire street would become crowded with happy people.

(اگر هوا آفتابی میشد، کل خیابان پر از افراد خوشحال میشد.)

If she became aware of the opportunity, she might become successful in her new field.

(اگر او از این فرصت آگاه میشد، ممکن بود در زمینه جدیدش موفق شود.)

If the small venture became profitable, it would become a major part of the company.

(اگر سرمایه گذاری کوچک سودآور میشد، به بخش مهمی از شرکت تبدیل میشد.)

۶-۲. جملات شرطی نوع سوم (غیر ممکن)

برای بیان تحولاتی که میتوانست در گذشته اتفاق بیفتد اما نیفتاد.

ساختار: If + Subject + had become (گذشته کامل), Subject + would have/could have/might have + become.

If he had become the manager, the rules would not have become so flexible.

(اگر او مدیر شده بود، قوانین اینقدر انعطاف پذیر نشده بودند.)

If the water had become contaminated, the entire community would have become sick.

(اگر آب آلوده شده بود، کل جامعه بیمار شده بودند.)

If I had become aware of the mistake earlier, the problem would not have become so big.

(اگر من زودتر از اشتباه آگاه شده بودم، مشکل اینقدر بزرگ نشده بود.)

If she had become a doctor, her life would have become much more stressful.

(اگر او دکتر شده بود، زندگی اش بسیار استرس زا تر شده بود.)

If the road had become icy, the car might have become uncontrollable and crashed.

(اگر جاده یخبندان شده بود، ماشین ممکن بود غیر قابل کنترل شده و تصادف کرده باشد.)

۷. گذشته Become در ساختار مجهول (Past Simple Passive)

فعل Become به عنوان یک فعل لازم (Intransitive) معمولا به طور مستقیم در ساختار مجهول استفاده نمیشود، زیرا مفعول نمیپذیرد.

اما میتوان در ساختارهای مجهول عبارتهای فعلی از آن استفاده کرد که مفهوم تحول را با فعل دیگری بیان میکند.

ساختار: Subject + was/were considered/deemed to have become…

The issue was considered to have become less important after the main problem was solved.

(تصور میشد که مسئله پس از حل مشکل اصلی، اهمیت کمتری پیدا کرده است.)

The area was deemed to have become safe for public entry only after the final inspection.

(منطقه تنها پس از بازرسی نهایی، برای ورود عمومی امن تلقی شده بود.)

The final report was made to become public knowledge by the end of the year.

(گزارش نهایی قرار بود تا پایان سال به دانش عمومی تبدیل شود.)

The new style was recognized to have become the dominant trend in the fashion world.

(سبک جدید به عنوان روند غالب در دنیای مد شناخته شده بود.)

His silence was interpreted to have become a sign of his deep disagreement with the verdict.

(سکوت او به عنوان نشانه ای از مخالفت عمیق او با حکم تعبیر شده بود.)

توضیحات: در این حالت، فعل اصلی مجهول (was considered, was deemed) است نه become.

مثال ها:

The technology was expected to have become widespread by the time the film was released.

(انتظار میرفت که فناوری تا زمان اکران فیلم گسترده شده باشد.)

The city was declared to have become a disaster zone after the severe earthquake.

(شهر پس از زلزله شدید، منطقه فاجعه اعلام شد.)

The simple misunderstanding was reported to have become a major conflict between the two nations.

(گزارش شد که سو تفاهم ساده به یک درگیری بزرگ بین دو ملت تبدیل شده است.)

His influence was judged to have become negligible after the sudden change in government.

(نفوذ او پس از تغییر ناگهانی دولت، ناچیز تلقی شده بود.)

The ruins were preserved so that they would not become completely lost to history.

(ویرانه ها حفظ شدند تا کاملا برای تاریخ از دست نروند.)

The new employee was instructed to become familiar with the company is protocol immediately.

(به کارمند جدید دستور داده شد که فورا با پروتکل شرکت آشنا شود.)

The simple recipe was refined to become the signature dish of the entire restaurant.

(دستور غذای ساده اصلاح شد تا به غذای اصلی کل رستوران تبدیل شود.)

The small group was encouraged to become an official non-profit organization soon.

(گروه کوچک تشویق شد که به زودی به یک سازمان غیر انتفاعی رسمی تبدیل شود.)

The old currency was ordered to become obsolete by the end of the year.

(دستور داده شد که واحد پول قدیمی تا پایان سال منسوخ شود.)

The property was believed to have become highly valuable after the new development project.

(اعتقاد بر این بود که ملک پس از پروژه توسعه جدید بسیار ارزشمند شده است.)

The simple task was simplified further to become automated and more efficient.

(کار ساده بیشتر ساده سازی شد تا خودکار و کارآمدتر شود.)

۸. ترکیب Became با حروف اضافه و قیدهای تخصصی (بیان نحوه و سرعت تحول)

فعل became اغلب با قیدها برای توصیف نحوه یا سرعت تحول، یا با حروف اضافه در عباراتی مانند become of (چه بر سر چیزی آمد) همراه میشود.

The house became immediately dark when the electricity was suddenly cut off.

(خانه فورا تاریک شد وقتی برق ناگهان قطع شد.)

She became instantly suspicious when she saw the stranger standing by her car.

(او فورا مشکوک شد وقتی غریبه را دید که کنار ماشینش ایستاده است.)

The water became gradually colder throughout the evening.

(آب به تدریج در طول عصر سردتر شد.)

The difficult problem became surprisingly easy once we found the missing formula.

(مشکل دشوار به طور شگفت آوری آسان شد وقتی فرمول گمشده را پیدا کردیم.)

He became suddenly famous after his video went completely viral on social media.

(او به طور ناگهانی مشهور شد پس از اینکه ویدیوی او کاملا در رسانه های اجتماعی ویروسی شد.)

The politician became overwhelmingly popular after his decisive and successful speech.

(سیاستمدار پس از سخنرانی قاطع و موفقیت آمیزش، به شدت محبوب شد.)

The sky became darker and darker as the eclipse slowly approached its maximum point.

(آسمان تاریکتر و تاریکتر شد همانطور که کسوف به آرامی به نقطه اوج خود نزدیک میشد.)

I wondered what became of my old high school friends after all these years.

(من تعجب کردم که چه بر سر دوستان قدیمی دبیرستانم بعد از این همه سال آمد.)

۵/۵ - (۱ امتیاز)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا