...
گذشته افعالآموزش رایگان زبان انگلیسیآموزش صرف افعال

گذشته hang چه می‌ شود؟

گذشته hang چه می‌ شود؟ پاسخ این سوال به طور کامل و واضح برای شما همراه با ساختار گذشته فعل hang و مثال های کاربرد قرار داده شده است.

اگر شما به یادگیری حرفه ای زبان انگلیسی علاقه دارید ما در آموزشگاه زبان انگلیسی تهران بهترین آموزشگاه زبان انگلیسی که زبان انگلیسی را به طور حرفه ای آموزش میدهند معرفی کرده ایم.

در شهر شیراز هم آموزشگاه های زبان زیادی وجو دارد که ما بهترین آموزشگاه ها را در آموزشگاه زبان شیراز معرفی کرده ایم.

گذشته hang چه می‌ شود؟

گذشته Hang در زبان انگلیسی چه میشود؟

فعل hang در زبان انگلیسی دو شکل متفاوت گذشته دارد که به ترتیب (hung و hanged) است.

مصدر این فعل to hang است، اما شکل گذشته آن بسته به معنایش تغییر میکند:

Hung: برای معنای «آویزان کردن» یا «معلق بودن» (چیزی به چیزی). (شکل سوم نیز hung است).

Hanged: برای معنای «به دار آویختن» یا «حلق آویز کردن» (برای مجازات یا خودکشی). (شکل سوم نیز hanged است).

زمانهای مختلف گذشته این فعل، برای رساندن معنای دقیق در مکالمه است. در این مقاله،  صرف گذشته Hang در زمانهای مختلف را بررسی میکنیم.

فعل Hang برای زمان حال و گذشته ساده

این زمان ها برای زمانی استفاده میشود که ما قصد داشته باشیم به عملی اشاره کنیم که در یک زمان مشخص در زمان گذشته شروع و به پایان رسیده است.

۱. زمان حال ساده با فعل (Hang )

She hangs her clothes on the line every day before starting her morning routine.

(او لباسهایش را هر روز قبل از شروع برنامه صبحگاهی اش روی طناب آویزان میکند.)

They do not hang out with us anymore since they moved to the new neighborhood.

(آنها دیگر با ما وقت نمیگذرانند چون به محله جدید نقل مکان کرده اند.)

Do you hang your keys on the hook immediately after you enter the apartment?

(آیا کلیدهای خود را بلافاصله پس از ورود به آپارتمان به قلاب آویزان میکنید؟)

The large painting hangs right above the fireplace in the main living room.

(تابلوی بزرگ درست بالای شومینه در اتاق نشیمن اصلی آویزان است.)

The store owner hangs a new banner outside his shop every weekend for promotions.

(صاحب فروشگاه هر آخر هفته یک بنر جدید بیرون مغازه اش برای تبلیغات آویزان میکند.)

۲. زمان گذشته ساده با فعل (Hung )

این زمان برای حالتی است که در زمان گذشته شروع شده و تمام شده است. انتخاب بین hung و hanged کاملا به معنا بستگی دارد.

He hung a large picture of his family on his desk the day he started the new job.

(او عکس بزرگی از خانواده اش را روزی که کار جدید را شروع کرد روی میزش آویزان کرد.)

The convicted murderer was hanged for his heinous crime after a lengthy trial.

(قاتل محکوم شده به خاطر جنایت فجیعش پس از یک محاکمه طولانی به دار آویخته شد.)

They did not hang around for long after the concert ended suddenly and without warning.

(آنها خیلی طولانی نماندند بعد از اینکه کنسرت ناگهانی و بدون هشدار تمام شد.)

Did she hang up the phone immediately after hearing the bad news from the hospital?

(آیا او بلافاصله پس از شنیدن خبر بد از بیمارستان، تلفن را قطع کرد؟)

I hung the wet towels outside on the line to dry quickly in the warm afternoon sun.

(من حوله های خیس را بیرون روی بند آویزان کردم تا به سرعت در آفتاب گرم بعد از ظهر خشک شوند.)

فعل Hang در زمانهای استمراری و کامل گذشته

در مکالمه از زمان های استمراری و کامل گذشته برای تداوم داشتن یک کار یا تکمیل آن قبل از کار دیگری استفاده میشود.

۳. زمان گذشته استمراری با فعل (Was/Were Hanging)

زمان گذشته استمراری برای حالتی که در گذشته در اتفاق افتادن بوده است و توسط حالت دیگری قطع شده، مورد استفاده قرار میگیرد.

She was hanging the curtains when the phone rang loudly, interrupting her work immediately.

(او داشت پرده ها را آویزان میکرد که تلفن با صدای بلند زنگ زد و کار او را بلافاصله قطع کرد.)

They were not hanging out with their friends last night because they had to study for the exam.

(آنها شب گذشته با دوستانشان بیرون نرفتند زیرا باید برای امتحان درس میخواندند.)

Were you hanging on the edge of the cliff when the rescue helicopter finally spotted you?

(آیا در لبه صخره آویزان بودید وقتی بالگرد نجات بالاخره شما را دید؟)

He was hanging pictures in the hallway when the unexpected guest suddenly knocked on the door.

(او داشت عکسها را در راهرو آویزان میکرد که مهمان غیر منتظره ناگهان در زد.)

The banner was hanging loosely from the balcony before the strong wind finally blew it away.

(بنر قبل از اینکه باد شدید بالاخره آن را ببرد، شل از بالکن آویزان بود.)

۴. زمان گذشته کامل استمراری با فعل (Had Been Hanging)

این زمان برای تداوم داشتن عملی است که تا قبل از یک زمان مشخص در گذشته ادامه داشته است.

He had been hanging around the mall for hours before he saw her and approached her cautiously.

(قبل از اینکه او را ببیند و با احتیاط به او نزدیک شود، ساعتها در مرکز خرید پرسه میزد.)

They had not been hanging their coats in the closet, which is why the hallway was so messy and cluttered.

(آنها کت های خود را در کمد آویزان نکرده بودند، به همین دلیل راهرو اینقدر نامرتب و شلوغ بود.)

Had she been hanging by a thread emotionally before the kind intervention of her close friends?

(آیا او قبل از مداخله مهربانانه دوستان نزدیکش، از نظر احساسی به نخ آویزان شده بود؟)

The clothes had been hanging on the line for three days, waiting for the rain to finally stop completely.

(لباسها سه روز بود که روی بند آویزان بودند، منتظر بودند تا باران بالاخره کاملا قطع شود.)

He had been hanging onto the ledge for fifteen minutes before the firefighter managed to reach him safely.

(او به مدت پانزده دقیقه به لبه چسبیده بود قبل از اینکه آتش نشان توانست با خیال راحت به او برسد.)

 

فعل Hang در زمانهای کامل و مجهول گذشته و آینده در گذشته

این زمان ها ساختار پیچیده تری نسبت به بقیه زمن ها دارند و معمولا برای ذکر زمان های دقیق در گذشته است.

۵. زمان گذشته کامل با فعل (Had Hung / Had Hanged)

He had hung his diploma on the wall before he left the house to attend the prestigious graduation party.

(او دیپلمش را قبل از اینکه خانه را ترک کند تا در جشن فارغ التحصیلی معتبر شرکت کند، روی دیوار آویزان کرده بود.)

They had not hung the lights for the party, so the room remained dark and gloomy for the guests.

(آنها چراغها را برای مهمانی آویزان نکرده بودند، بنابراین اتاق برای مهمانها تاریک و دلگیر باقی ماند.)

Had she hung up on him right before he was about to reveal the important secret to her?

(آیا او درست قبل از اینکه او میخواست راز مهم را برایش فاش کند، تلفن را روی او قطع کرده بود؟)

The man had been hanged for treason before the king granted a final, last minute pardon.

(مرد به خاطر خیانت به دار آویخته شده بود قبل از اینکه پادشاه عفو نهایی، در آخرین لحظه، را صادر کند.)

I had hung all the decorations before the children woke up, surprising them with the festive setting.

(من همه دکوراسیونها را قبل از بیدار شدن بچه ها آویزان کرده بودم، و آنها را با محیط جشن شگفت زده کردم.)

۶. زمان گذشته مجهول با فعل (Was/Were Hung / Hanged)

زمان گذشته مجهول اغلب برای گفتن اتفاقی است که در گذشته توسط شخص یا چیز نامعلومی انجام شده است.

The beautiful painting was hung on the wall by the renowned, mysterious artist himself.

(این نقاشی زیبا توسط خود هنرمند مشهور و مرموز به دیوار آویخته شد.)

He was not hanged for his crime because the judge showed mercy and reduced the sentence drastically.

(او به خاطر جنایتش به دار آویخته نشد زیرا قاضی ترحم نشان داد و مجازات را به شدت کاهش داد.)

Was the heavy coat hung in the closet or was it left carelessly on the back of the chair in the corner?

(آیا کت سنگین در کمد آویزان بود یا با بی احتیاطی پشت صندلی در گوشه رها شده بود؟)

The criminal was hanged in the public square to serve as a harsh warning to all potential lawbreakers.

(مجرم در میدان عمومی به دار آویخته شد تا به عنوان یک هشدار شدید برای همه قانون شکنان بالقوه عمل کند.)

The large mirror was hung at the perfect height to reflect the beautiful sunlight coming through the window.

(آینه بزرگ در ارتفاع ایده آل آویزان شد تا نور خورشید زیبایی را که از پنجره میآید منعکس کند.)

۷. زمان آینده در گذشته کامل با فعل (Would Have Hung / Hanged)

این زمان برای کاری است که در گذشته قبل از کار دیگری در گذشته قرار بود در آینده رخ دهد، اما دیگر آن زمان به عنوان گذشته در نظر گرفته میشود.

He thought he would have hung the banner by noon, but he encountered unexpected technical difficulties.

(فکر میکرد که او تا ظهر بنر را آویزان میکرد، اما با مشکلات فنی غیر منتظره رو به رو شد.)

They would not have hung around if they had known the truth about the surprise secret party waiting for them.

(آنها اگر حقیقت را میدانستند نمی ماندند در مورد مهمانی غافلگیر کننده ای که منتظرشان بود.)

Would she have hung on to her dream of becoming a writer, even if she had faced repeated initial rejections?

(آیا او به رویای خود برای تبدیل شدن به نویسنده چسبیده بود، حتی اگر با رد شدنهای مکرر اولیه رو به رو میشد؟)

I believed he would have hung his hopes on that one final solution, but he chose a different, safer path.

(من اعتقاد داشتم که او امید خود را به آن یک راه حل نهایی گره میزد، اما او مسیر متفاوت و امن تری را انتخاب کرد.)

She calculated that the clothes would have hung dry by sunset if the sun had stayed out strongly all day long.

(او محاسبه کرد که لباسها تا غروب آفتاب آویزان میماندند و خشک میشدند اگر خورشید تمام روز قوی میماند.)

سخن پایانی

با توجه به اینکه فعل Hang برای زمان گذشته دو شکل متفاوت دارد باید دقت بیشتری برای استفاده از آن ها داشته باشیم. در اینجا ما این فعل را در زمان های مختلف برای شما تحلیل کرده ایم.

اگر این محتوا مفید بوده امتیاز بده

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا