...
گذشته افعالآموزش رایگان زبان انگلیسیآموزش صرف افعال

گذشته judge چه می شود؟

گذشته Judge چه میشود؟ در این بخش قرار است ساختار و شکل فعل Judge را در زمان گذشته با مثال برای شما بررسی کنیم تا بتوانید از این فعل در مکالمات خود استفاده کنید.

در چند سال اخیر یادگیری زبان انگلیسی برای همه ی افراد اهمیت زیادی پیدا کرده است. ما در آموزشگاه زبان در تهران به شما بهترین و معتبر ترین آموزشگاه زبان انگلیسی تهران را معرفی کرده ایم.

همچنین ما در آموزشگاه زبان انگلیسی در شیراز برای علاقه مندان به یادگیری زبان انگلیسی آموزشگاه های مطرح را معرفی کرده ایم.

گذشته Judge چه می‌ شود؟

گذشته Judge چه میشود؟

فعل Judge در زبان انگلیسی هم به صورت فعل و هم به صورت اسم استفاده میشود. Judge در اسم به معنی قاضی و داور است و در فعل به معنای قضاوت کردن و داوری کردن میباشد.

در اینجا قرار است که این فعل را در زمان های مختلف باهم بررسی کنیم.

فعل Judge در زمان حال و زمان گذشته ساده

این زمان نشان دهنده عادت هایی هستند که در یک زمان مشخص در زمان گذشته شروع شده است و در همان زمان هم به پایان رسیده است.

۱- زمان حال ساده

از زمان حال ساده ما در مواقعی استفاده میکنیم که قرار است یک اتفاق عمومی را در زمان حال بیان کنیم.

He judges the contestants based on their performance, strictly adhering to the published, official scoring guidelines.

(او شرکت کنندگان را بر اساس عملکردشان قضاوت میکند، و به شدت به دستورالعملهای رسمی و منتشر شده امتیازدهی پایبند است.)

She is a fair person who never judges anyone by their appearance, focusing instead on their true underlying character.

(او فردی منصف است که هرگز کسی را از روی ظاهرشان قضاوت نمیکند، و در عوض بر شخصیت واقعی و زیربنایی آنها تمرکز میکند.)

The jury judges the case according to the clear evidence presented in the courtroom, striving for complete justice.

(هیئت منصفه با توجه به شواهد و مدارک، پرونده را قضاوت میکند، و برای عدالت کامل تلاش میکند.)

You should not judge a book by its cover; the content inside is usually much more valuable and completely different from the initial appearance.

(شما نباید یک کتاب را از روی جلد آن قضاوت کنید؛ محتوای داخل معمولا خیلی ارزشمندتر و کاملا متفاوت از ظاهر اولیه است.)

I do not judge you for your choices; I believe every individual has the right to make their own life decisions freely.

(من شما را به خاطر انتخابهایتان قضاوت نمیکنم؛ من اعتقاد دارم هر فرد حق دارد آزادانه تصمیمات زندگی خود را بگیرد.)

۲-زمان گذشته‌ی ساده

زمان گذشته ساده هم اشاره به کاری دارد که در زمان گذشته شروع و به پایان رسیده است.

He judged the contestants based on their performance yesterday, announcing the final, unexpected winner immediately after the intense show.

(او مسابقه دهندگان را بر اساس عملکردشان قضاوت کرد، و فورا برنده نهایی و غیر منتظره را پس از نمایش شدید اعلام کرد.)

She was a fair person who never judged anyone by their appearance when she was alive, leaving behind a legacy of immense kindness and respect.

(او فردی منصف بود که در زمان زنده بودنش هرگز کسی را از روی ظاهرشان قضاوت نکرد، و میراثی از مهربانی گسترده و احترام به جای گذاشت.)

The jury judged the case according to the clear evidence last week, reaching a final, unanimous verdict after days of deliberation.

(هیئت منصفه با توجه به شواهد، هفته گذشته این پرونده را قضاوت کرد، و پس از روزها مشورت به یک حکم نهایی و اجماعی رسید.)

You should not have judged a book by its cover; the actual, unexpected content was incredibly fascinating and highly educational.

(شما نباید یک کتاب را از روی جلد آن قضاوت میکردید؛ محتوای واقعی و غیر منتظره به طور باورنکردنی جذاب و بسیار آموزشی بود.)

I did not judge you for your choices, even though I may have initially disagreed with your final, crucial life decision entirely.

(من شما را به خاطر انتخابهایتان قضاوت نکردم، حتی با وجود اینکه ممکن است در ابتدا با تصمیم نهایی و حیاتی زندگی شما کاملا مخالف بوده باشم.)

فعل Judge در زمانهای استمراری و کامل گذشته

زمانهای استمراری و کامل گذشته بر تداوم یک عمل (قضاوت کردن/داوری کردن) در یک بازه زمانی یا تکمیل آن قبل از یک نقطه دیگر در گذشته تاکید دارند.

۳- زمان گذشته‌ی استمراری

گذشته استمراری برای گفتن حالتی است که در زمان گذشته شروع شده است و در مدت زمان مشخصی ادامه داشته است.

He was judging the contestants based on their performance for two hours when the unexpected and sudden technical malfunction occurred unexpectedly.

(او برای دو ساعت، شرکت کنندگان را بر اساس عملکردشان قضاوت میکرد که نقص فنی ناگهانی و غیر منتظره رخ داد.)

She was judging herself too harshly for her minor, simple mistakes, often causing her unnecessary stress and significant emotional pain.

(او خودش را خیلی سخت به خاطر اشتباهات جزئی و ساده اش قضاوت میکرد، اغلب باعث استرس غیر ضروری و درد عاطفی قابل توجهی برای او میشد.)

The jury was judging the case according to the evidence for three days when the key, crucial witness suddenly disappeared mysteriously.

(هیئت منصفه با توجه به شواهد به مدت سه روز پرونده را قضاوت میکرد که شاهد کلیدی و حیاتی ناگهان به طور مرموزی ناپدید شد.)

You were judging me by my actions without knowing my true, good intentions, which caused a significant and highly unnecessary rift in our friendship.

(تو مرا از روی اعمالم قضاوت میکردی بدون اینکه از قصدم (هدفم) آگاه شوی، که باعث یک شکاف قابل توجه و بسیار غیر ضروری در دوستی ما شد.)

I was judging you for your choices because I cared about you deeply and worried about the severe, potential long term consequences of your final, crucial decisions.

(من تو را به خاطر انتخابهایت قضاوت میکردم چون به تو عمیقا اهمیت میدادم و نگران پیامدهای طولانی مدت و جدی و بالقوه تصمیمات نهایی و حیاتی تو بودم.)

۴- زمان گذشته‌ی کامل استمراری

شکل این زبان به صورت had been judging میباشد. که برای بیان عملی است که در گذشته شروع شده است و تا قبل از عمل دیگری در زمان گذشته ادامه داشته.

He had been judging the contestants based on their performance for two hours before the demanding show finally ended, leaving him exhausted and mentally drained.

(او دو ساعت قبل از پایان نمایش، شرکت کنندگان را بر اساس عملکردشان قضاوت میکرد، و او را خسته و از نظر ذهنی تخلیه کرد.)

She had been judging herself too harshly for her mistakes before she finally decided to forgive herself and seek professional, necessary therapy to overcome her deep rooted insecurities.

(او قبل از اینکه تصمیم بگیرد خودش را ببخشد و به دنبال درمان حرفه ای و لازم برای غلبه بر عدم امنیتهای عمیق خود باشد، خیلی سخت خود را به خاطر اشتباهاتش قضاوت میکرد.)

The jury had been judging the case according to the evidence for three days before they finally reached a verdict that was completely unanimous and highly decisive.

(هیئت منصفه به مدت سه روز قبل از صدور حکم، پرونده را با توجه به شواهد مورد قضاوت قرار داده بود.)

You had been judging me by my actions without knowing my true, good intentions before you finally apologized to me and admitted your severe, unnecessary mistake.

(تو قبل از اینکه از من عذرخواهی کنی و اشتباه جدی و غیر ضروری خود را بپذیری، بدون اینکه از قصدم آگاه شوی، مرا با اعمالم قضاوت میکردی.)

I had been judging you for your choices for months before I realized that you were completely happy and genuinely content with your final, crucial life decisions.

(من ماهها تو را به خاطر انتخابهایت قضاوت میکردم قبل از اینکه فهمیدم شما کاملا خوشحال هستید و واقعا از تصمیمات نهایی و حیاتی زندگی خود راضی هستید.)

۵- زمان گذشته کامل

گذشته کامل هم برای بیان اعمالی استفاده میشود که قبل از عمل دیگری در گذشته اتفاق افتاده است و در همان زمان تمام شده است.

He had judged the contestants based on their performance before the final show ended, submitting his final, official scores to the strict, formal committee.

(او قبل از پایان نمایش نهایی، شرکت کنندگان را بر اساس عملکردشان قضاوت کرده بود، و امتیازات رسمی و نهایی خود را به کمیته سخت و رسمی ارائه داده بود.)

She had judged herself too harshly for her mistakes before she finally decided to forgive herself, realizing that holding onto the guilt was severely unproductive and highly damaging to her long term mental health.

(او قبل از اینکه تصمیم بگیرد خودش را ببخشد، خودش را خیلی سخت به خاطر اشتباهاتش قضاوت کرده بود، و فهمید که نگه داشتن گناه به شدت بی فایده و برای سلامت روان بلند مدت او بسیار آسیب رسان است.)

The jury had judged the case according to the evidence before they finally reached a verdict, ensuring their decision was completely based solely on the presented, objective facts.

(هیئت منصفه قبل از اینکه به رای برسند، این پرونده را با توجه به شواهد قضاوت کرده بودند، و اطمینان حاصل کردند که تصمیم آنها کاملا فقط بر اساس حقایق عینی و ارائه شده است.)

You had judged me by my actions without knowing my true, good intentions before you apologized to me, causing a difficult, unnecessary communication breakdown.

(قبل از اینکه از من معذرت خواهی کنی، بدون اینکه از قصدم خبر داشته باشی، مرا با اعمالم قضاوت کرده بودی، که باعث یک شکست ارتباطی دشوار و غیر ضروری شد.)

I had judged you for your choices before I realized that you were completely happy and genuinely content, causing me to immediately retract my initial, harsh and overly critical comments.

(قبل از اینکه بفهمم خوشحالی تو را به خاطر انتخابت قضاوت کرده بودم، که باعث شد فورا نظرات اولیه، سخت و بیش از حد انتقادی خود را پس بگیرم.)

۶- زمان گذشته‌ی مجهول

ساختار زمان گذشته مجهول به شکل was/were + judged است. ما از این زمان برای بیان کردن کاری که در گذشته انجام شده است ولی فاعل مشخصی ندارد استفاده میشود.

The contestants were judged based on their performance by him yesterday, with the final scores posted immediately on the large, public scoreboard.

(رقبا بر اساس عملکردشان دیروز توسط او داوری شدند، و امتیازات نهایی فورا روی صفحه امتیاز عمومی و بزرگ پست شد.)

She was judged too harshly for her minor, simple mistakes by herself, leading to extreme, prolonged feelings of unnecessary and highly damaging guilt.

(او به خاطر اشتباهات جزئی و ساده اش توسط خودش خیلی سخت قضاوت شد، که منجر به احساسات طولانی مدت و شدید گناه غیر ضروری و بسیار آسیب رسان شد.)

The complex case was judged according to the presented, objective evidence by the jury last week, resulting in a surprising and highly controversial final verdict.

(این پرونده با توجه به شواهد عینی و ارائه شده توسط هیئت منصفه هفته گذشته مورد قضاوت قرار گرفت، که منجر به یک حکم نهایی غافلگیر کننده و بسیار بحث برانگیز شد.)

I was judged by you without knowing my true, good intentions, which caused me a great deal of immediate and highly unnecessary emotional distress and pain.

(من بدون اینکه از قصدم آگاه باشید توسط شما قضاوت شدم، که باعث پریشانی عاطفی و درد شدید و بسیار غیر ضروری برای من شد.)

You were judged by me for your highly controversial choices, not out of malice or spite, but due to my deep, underlying and genuine concern for your overall wellbeing.

(شما به خاطر انتخابهای بسیار بحث برانگیزتان توسط من مورد قضاوت قرار گرفتید، نه از روی بدخواهی یا کینه، بلکه به دلیل نگرانی واقعی، عمیق و زیربنایی من برای سلامت کلی شما.)

۷- زمان آینده در گذشته کامل

این زمان برای عملی است که در زمان گذشته قرار بوده تا قبل از زمانی دیگر در گذشته به پایان برسد اما اتفاق نیفتاده است.

He said he would have judged the contestants based on their performance if he had been there, but his sudden illness unfortunately kept him completely away from the entire event.

(او گفت که اگر در مسابقه حضور داشت، شرکت کنندگان را بر اساس عملکرد آنها قضاوت میکرد، اما بیماری ناگهانی اش متاسفانه او را کاملا از کل رویداد دور نگه داشت.)

She thought she would have judged herself too harshly for her mistakes if she had failed the exam, severely punishing herself with extreme guilt and self-blame.

(او فکر میکرد که اگر در امتحان مردود میشد، خودش را به خاطر اشتباهاتش خیلی سخت قضاوت میکرد، و خود را با گناه شدید و خود سرزنشی شدیدا تنبیه میکرد.)

The jury announced they would have judged the case according to the evidence if they had not been suddenly dismissed due to the unexpected illness of a key, crucial member of the trial.

(هیئت منصفه اعلام کرد که در صورت عدم رد این پرونده با توجه به شواهد و مدارک قضاوت میکردند.)

You promised you would not have judged me by my actions without knowing my true, good intentions if you had only known the full, complete truth about the challenging situation.

(تو قول داده بودی که اگر حقیقت کامل را میدانستی، بدون دانستن اهداف من، مرا از روی اعمالم قضاوت نمیکردی.)

I hoped you would have judged me for your choices if you had cared about me, as I genuinely needed your honest, well informed and truly valuable, insightful final opinion.

(امیدوار بودم اگر به من اهمیت میدادی مرا به خاطر انتخابهایم قضاوت میکردی، زیرا واقعا به نظر نهایی، ارزشمند و کاملا آگاهانه شما نیاز داشتم.)

کلام آخر

Judge از آن دسته کلماتی است که هم به عنوان اسم و هم به عنوان فعل مورد استفاده قرار میگیرد. در این بخش ما ساختار این فعل ها در زمان های مختلف قرار دادیم.

۵/۵ - (۱ امتیاز)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا