...
گذشته افعالآموزش رایگان زبان انگلیسیآموزش صرف افعال

گذشته knock چه می شود؟

در این مقاله برای شما گذشته knock چه می شود؟ را همراه با مثال های بسیار بررسی خواهیم کرد تا بتوانید به راحتی از این فعل استفاده کنید.

یادگیری زبان انگلیسی در بهترین آموزشگاه زبان میتواند خیلی موثر تر از آموزش آنلاین زبان انگلیسی باشد. ساکنین کلان شهر تهران میتوانند با شرکت در بهترین آموزشگاه زبان تهران، زبان انگلیسی خود را تقویت کنند.

گذشته knock چه می شود؟

گذشته knock چه می شود؟

فعل Knock یک فعل باقاعده (Regular Verb) در زبان انگلیسی است که گذشته ساده و شکل سوم (Past Participle) آن هر دو knocked میباشد.

این فعل در فارسی به معانی اصلی «در زدن» یا «کوبیدن» ترجمه میشود، اما کاربردهای گسترده ای شامل «برخورد کردن» (Knock into)، «سرنگون کردن» (Knock over/down) و «به شدت تپیدن» (برای قلب) نیز دارد.

در ادامه برای شما تمامی بخش های گذشته knock را بررسی خواهیم کرد.

Knock در زمان گذشته ساده

در نظر داشته باشید یکی از ساده ترین صرف فعل knock در زمان گذشته ساده است.

زمان گذشته ساده: Knocked

شما میتوانید برای گذشته ساده از ed در اخر فعل استفاده کنید و حتی میتوانید برای سوالی کردن و منفی کردن از فعل کمکی did استفاده کنید.

He knocked on the door loudly, but nobody answered the repeated, urgent request, so he eventually walked away quickly.

(او در را زد اما کسی جواب نداد، بنابراین او در نهایت به سرعت دور شد.)

She knocked over the fragile vase, causing it to fall and break into sharp pieces all over the wooden floor immediately.

(او گلدان شکننده را سرنگون کرد، و باعث شد آن بیفتد و فورا به قطعات تیز در سراسر کف چوبی بشکند.)

The car knocked into the wall hard after the driver lost control on the sharp, unexpected icy patch and damaged the front bumper.

(ماشین بعد از اینکه راننده کنترل را روی لکه یخی تیز و غیر منتظره از دست داد، محکم به دیوار برخورد کرد و به سپر جلو آسیب رساند.)

The massive storm knocked down the entire old, weak tree, which tragically landed directly on the roof of the small, nearby house.

(طوفان گسترده کل درخت قدیمی و ضعیف را به زمین کوبید، که به طور غم انگیزی مستقیما روی سقف خانه کوچک و نزدیک فرود آمد.)

I knocked back (سریع نوشیدم) the medicine immediately, trying to quickly alleviate the throbbing, severe and constant headache pain.

(من بلافاصله دارو را سریع نوشیدم، و سعی کردم به سرعت درد سردرد شدید، ضربان دار و مداوم را تسکین دهم.)

بخش دوم: صرف Knock در زمانهای استمراری و کامل گذشته

زمانهای استمراری و کامل گذشته بر تداوم یک عمل (کوبیدن/سرنگون کردن) در یک بازه زمانی یا تکمیل آن قبل از یک نقطه دیگر در گذشته تاکید دارند.

زمان گذشته‌ی استمراری (Was/Were Knocking)

ساختار آن was/were + knocking است.

He was knocking on the door loudly when the police unexpectedly arrived, immediately asking him to quietly state his full name and the precise reason for his persistent, loud noise.

(او داشت در را با صدای بلند میزد که پلیس به طور غیر منتظره ای رسید، و فورا از او خواست نام کامل و دلیل دقیق سر و صدای مداومش را به آرامی بگوید.)

She was knocking over the cups carelessly while she was cleaning the large table, which caused the entire mess to spill all over the clean, wooden floor.

(او در حالی که میز بزرگ را تمیز میکرد، فنجانها را با بی دقتی می انداخت (سرنگون میکرد)، که باعث شد کل کثیفی در سراسر کف چوبی و تمیز بریزد.)

The strong wind was knocking down the branches while we were walking, creating a highly dangerous path full of falling debris and sharp, broken wood.

(باد شاخه ها را در حالی که ما داشتیم قدم میزدیم، به زیر میانداخت، و یک مسیر بسیار خطرناک پر از آوارهای در حال سقوط و چوب شکسته و تیز ایجاد میکرد.)

He was knocking his head gently against the wall out of sheer frustration, completely unable to solve the complex, demanding mathematical equation.

(او داشت سرش را به آرامی به دیوار میکوبید از سر ناامیدی محض، و کاملا ناتوان از حل معادله ریاضی پیچیده و سخت بود.)

زمان گذشته کامل استمراری: Had Been Knocking

ساختار آن had been knocking است.

He had been knocking on the door for an entire hour before he finally gave up and realized the occupants were definitely not home and had likely gone out of town completely.

(او یک ساعت قبل از اینکه تسلیم شود، در را میزد، و فهمید که ساکنان قطعا خانه نیستند و احتمالا کاملا از شهر رفته اند.)

She had been knocking over the bottles all night long in her sleep, which is why her roommate finally decided to move them all safely to the floor and away from the bed.

(او تمام شب بطریها را در خواب می انداخت، به همین دلیل هم اتاقی اش بالاخره تصمیم گرفت همه آنها را به طور ایمن به زمین و دور از تخت منتقل کند.)

The wind had been knocking down the old, damaged fences until it finally stopped, leaving a trail of visible destruction and mess in the surrounding, quiet, local neighborhood.

(باد حصارها را خراب میکرد تا اینکه قطع شد، و یک مسیر از تخریب و آشفتگی قابل مشاهده در محله محلی و آرام اطراف به جا گذاشت.)

He had been knocking around the idea of a career change for weeks before he finally shared the ambitious, complex thought with his trusted, reliable wife and family.

(او هفته ها بود که ایده یک تغییر شغل را بررسی میکرد قبل از اینکه بالاخره فکر جاه طلبانه و پیچیده را با همسر و خانواده قابل اعتماد خود به اشتراک گذاشت.)

The children had been knocking on the glass of the fish tank all morning, which is why the stressed, anxious fish finally started swimming wildly and quickly in frantic circles.

(بچه ها تمام صبح به شیشه آکواریوم میزدند، به همین دلیل ماهیهای مضطرب و تحت فشار بالاخره شروع به شنا کردن سریع و وحشیانه در دایره های دیوانه وار کردند.)

Knock در زمان های کامل، مجهول و آینده در گذشته

یادگیری Knock در زمان های کامل، مجهول و آینده در گذشته میتواند بسیار اهمیت داشته باشد.

زمان گذشته کامل: Had Knocked

ساختار آن had + knocked است.

He had knocked on the door before he entered the house, ensuring he completely followed the strict, formal rules of basic etiquette and respect.

(او قبل از اینکه وارد خانه شود در را زده بود، و اطمینان حاصل کرد که کاملا از قوانین سخت و رسمی آداب و احترام اساسی پیروی میکند.)

She had knocked over the lamp and left it on the floor, which is why the maid was so angry when she arrived and immediately saw the dangerous, broken mess.

(او لامپ را سرنگون کرده بود و آن را روی زمین رها کرده بود، به همین دلیل خدمتکار وقتی رسید اینقدر عصبانی بود و فورا آشفتگی خطرناک و شکسته را دید.)

The strong wind had knocked down the power lines and caused a blackout across the entire city before the storm even finally hit the coastline and dissipated.

(باد خطوط برق را خراب کرده بود و باعث خاموشی برق در سراسر کل شهر شده بود قبل از اینکه طوفان حتی بالاخره به خط ساحلی رسید و از بین رفت.)

He had knocked off (ترک کرده بود) work early, which is why he was already completely home and safely relaxing when the huge, massive snowstorm suddenly began.

(او کار را زود ترک کرده بود، به همین دلیل او قبلا کاملا در خانه بود و با خیال راحت استراحت میکرد وقتی طوفان برف بزرگ و گسترده ناگهان شروع شد.)

The boxer had knocked out his opponent in the third round, so the entire match was already completely over before the late arriving crowd even finally took their seats.

(بوکسور حریف خود را در راند سوم ناک اوت کرده بود، بنابراین کل مسابقه قبلا کاملا تمام شده بود قبل از اینکه جمعیت دیر رسیده حتی بالاخره صندلیهای خود را گرفتند.)

زمان آینده در گذشته کامل: Would Have Knocked

ساختار آن would have knocked است.

He would have knocked on the door before he left, but he was in an incredibly big hurry and completely forgot the simple, necessary rule of basic etiquette.

(او حتما قبل از رفتن در را میزد، اما عجله باورنکردنی بزرگی داشت و قانون ساده و ضروری آداب اساسی را کاملا فراموش کرد.)

She would have knocked over the chess pieces if she had lost the game, but her opponent unexpectedly resigned, granting her the final, highly desired, easy victory.

(او اگر باخته بود مهره های شطرنج را به هم میزد، اما حریفش به طور غیر منتظره ای استعفا داد، و پیروزی آسان و بسیار مطلوب نهایی را به او اعطا کرد.)

The wind would have knocked down the tent if we had not secured it with the extra long, highly durable, heavy duty ropes, but we had prepared well.

(اگر ما چادر را محکم نکرده بودیم باد آن را واژگون میکرد، اما ما به خوبی آماده شده بودیم.)

سخن پایانی

یادگیری زبان انگلیسی میتواند در آینده به شما بسیار کمک کند در نظر داشته باشید که برای شما آموزش رایگان زبان انگلیسی را قرار داده ایم تا هرکسی که علاقه به این زبان دارد بدون هیچ هزینه ای یاد بگیرد.

۵/۵ - (۱ امتیاز)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا