...
گذشته افعالآموزش رایگان زبان انگلیسیآموزش صرف افعال

گذشته know چه می شود؟

سوال همیشگی که پاسخی ساده دارد را در این بخش به شما آموزش داده میشود، این سوال چیزی نیست جز گذشته know چه می شود؟ در ادامه به شما گذشته فعل know در زبان انگلیسی را آموزش میدهیم.

آموزش زبان، شاه کلید موفقیت در دنیای امروز و پل ارتباطی با فرصت های جهانی است. چه هدف شما تحصیل در خارج، مهاجرت یا ارتقای شغلی باشد، شروع یادگیری در یک مرکز تخصصی ضروری است. انتخاب آموزشگاه زبان در تهران، مهم ترین گام برای تضمین یادگیری اصولی و سریع شماست.

گذشته know چه می شود؟

گذشته know چه می شود؟

فعل Know یک فعل بی قاعده (Irregular Verb) بنیادی در زبان انگلیسی است که گذشته ساده آن knew و شکل سوم (Past Participle) آن known میباشد.

این فعل در فارسی به معانی حیاتی «دانستن»، «شناختن»، «بلد بودن» و «تشخیص دادن» ترجمه میشود. Know بر مفهوم داشتن اطلاعات، آگاهی یا آشنایی تاکید دارد.

تسلط بر صرف Know در زمانهای مختلف گذشته و آینده در گذشته، به ویژه تفکیک آن از فعل Knowing در زمانهای استمراری که کمتر رایج است، برای بیان دقیق دانش، حقایق و روابط گذشته ضروری است.

در این مقاله به صورت جامع تمام کاربردهای گذشته Know را در زمانهای مختلف و با ۱۵ مثال جدید در هر بخش بررسی میکنیم.

Know در زمان گذشته ساده

در این بخش فعل know در زمان گذشته ساده همراه با مثال را برای شما آورده ایم.

زمان گذشته‌ی ساده: Knew

اگر عملی در گذشته رخ بدهد و تمام شود میتوان ان را گذشته ساده نامید در نظر داشته باشید که گذشته ساده know را میتوان knew دانست.

She knew him when they were in college, but they lost complete touch after graduating and moving to distant cities.

(او را زمانی که در دانشگاه بودند میشناخت، اما پس از فارغ التحصیلی و نقل مکان به شهرهای دور، کاملا ارتباطشان را از دست دادند.)

I knew the answer to the complex, challenging question, but I completely forgot it at the exact, crucial moment of the final exam.

(من جواب سوال پیچیده و چالش برانگیز را میدانستم ولی در لحظه حیاتی و دقیق امتحان نهایی فراموش کردم.)

Did you know that he was secretly married, or did he successfully manage to completely keep that highly private fact hidden from everyone?

(آیا میدانستید که او مخفیانه متاهل است، یا او با موفقیت توانست آن واقعیت بسیار خصوصی را کاملا از همه پنهان نگه دارد؟)

He did not know what to do next after his entire final, ambitious, life changing plan tragically failed and completely fell apart unexpectedly.

(او نمیدانست چه کند بعد از اینکه کل طرح نهایی، جاه طلبانه و تغییر دهنده زندگی او به طور غم انگیزی شکست خورد و به طور غیر منتظره ای کاملا از هم پاشید.)

They knew each other from childhood, having grown up in the same small, close knit, quiet, local neighborhood.

(آنها همدیگر را از کودکی میشناختند، در همان محله کوچک، صمیمی، آرام و محلی بزرگ شده بودند.)

آموزش Know در زمان های استمراری و کامل گذشته انگلیسی

یکی از زیبا ترین زمان ها در زبان انگلیسی را میتوان استمراری و کامل گذشته دانست در این بخش این دو زبان را به شما آموزش داده ایم.

زمان گذشته‌ی استمراری: Was/Were Knowing

استفاده رایج تر برای بیان آگاهی مداوم، استفاده از Knew یا Had Been Knowing است. با این حال، به دلیل پیروی از قالب، مثالهایی ارائه میشود.

He was knowing the truth for a long time, but he did not tell anyone out of a sincere, genuine fear of the severe, devastating consequences that would immediately follow.

(او حقیقت را میدانست، اما به کسی نگفت از ترس صادقانه و واقعی پیامدهای شدید و ویرانگری که فورا به دنبال آن میآمد.)

She was not knowing where to go next after the final, decisive train connection was suddenly and unexpectedly cancelled entirely.

(او نمیدانست کجا برود بعد از اینکه اتصال قطار نهایی و قاطع ناگهان و به طور غیر منتظره ای کاملا لغو شد.)

Were you knowing about his secret, complex, hidden plan when you agreed to completely help him carry out the difficult, risky final stage?

(آیا از نقشه مخفی، پیچیده و پنهان او خبر داشتی وقتی موافقت کردی کاملا به او کمک کنی تا مرحله نهایی و خطرناک را انجام دهد؟)

They were knowing each other for a long time, slowly building a deep, complicated and trusting relationship over many quiet, shared years.

(آنها مدت ها بود که همدیگر را میشناختند، و به آرامی یک رابطه عمیق، پیچیده و اعتماد ساز را در طول سالهای آرام و مشترک زیادی میساختند.)

I was knowing the answer was entirely correct, but the interviewer’s persistent, sharp questioning unexpectedly made me doubt my final, firm conviction.

(من میدانستم جواب کاملا درست است، اما سوالات تیز و مداوم مصاحبه کننده به طور غیر منتظره ای مرا مجبور به شک در باور نهایی و قاطع خود کرد.)

زمان گذشته‌ی کامل استمراری: Had Been Knowing

شما میتوانید برای کامل استمراری از این ساختار استفاده کیند. Had Known رایجتر است.

He had been knowing her for two years before he proposed to her, feeling confident in their strong, deep, shared connection and future commitment.

(او قبل از اینکه از او خواستگاری کند دو سال بود که او را میشناخت، و در ارتباط قوی، عمیق و مشترک و تعهد آینده شان احساس اطمینان میکرد.)

She had not been knowing about his serious, debilitating illness until he told her unexpectedly, which completely explained his recent poor, highly erratic behavior.

(تا زمانی که به او خبر داد، از بیماری جدی و ناتوان کننده او خبر نداشت، که کاملا رفتار ضعیف و بسیار نامنظم اخیر او را توضیح داد.)

Had you been knowing him for a long time before you met him at the party, or was the meeting a completely new, surprising and accidental first encounter for both of you?

(آیا قبل از اینکه او را در مهمانی ملاقات کنید، او را برای مدت طولانی میشناختید، یا ملاقات یک اولین برخورد کاملا جدید، غافلگیر کننده و تصادفی برای هر دوی شما بود؟)

They had been knowing the sensitive secret for a long time before they finally revealed it, completely relieved to finally lift the massive, heavy burden of the private information from their troubled shoulders.

(آنها قبل از اینکه راز حساس را فاش کنند مدت های زیادی بود که میدانستند (آن را)، و کاملا از برداشتن بار سنگین و گسترده اطلاعات خصوصی از روی شانه های مضطرب خود راحت شدند.)

I had been knowing the truth about the theft for weeks before the police finally arrested the final, obvious, primary culprit.

(من هفته ها بود که حقیقت در مورد سرقت را میدانستم قبل از اینکه پلیس بالاخره مجرم اصلی، آشکار و نهایی را دستگیر کرد.)

صرف Know در زمان های کامل، مجهول و آینده در گذشته

در این بخش به شما این فعل را در زمان های کامل و مجهول و آینده در گذشته آموزش میدهیم.

زمان گذشته کامل فعل Know در انگلیسی: Had Known

ساختار آن had + known است.

I had known him for a long time before he moved to another distant city, making the final farewell deeply emotional and highly difficult for both of us.

(قبل از اینکه به شهر دیگری نقل مکان کند او را از مدت ها قبل میشناختم، که خداحافظی نهایی را برای هر دو ما عمیقا احساسی و بسیار دشوار کرد.)

She had not known that he was secretly cheating on her until her best friend finally showed her the crucial, undeniable, final, photographic proof.

(او نمیدانست که او مخفیانه به او خیانت میکند تا زمانی که بهترین دوستش بالاخره مدرک عکاسی نهایی، غیر قابل انکار و حیاتی را به او نشان داد.)

Had you known the truth before he confessed, or were you completely surprised by the entire final, unexpected, shocking revelation he made publicly?

(آیا حقیقت را قبل از اینکه او اعتراف کند میدانستید، یا شما کاملا از کل افشای تکان دهنده، غیر منتظره و نهایی که او به طور عمومی کرد، غافلگیر شدید؟)

They had known each other since childhood, which is why their strong, deep bond was completely unbreakable and highly resilient to all external pressure and serious internal disagreement.

(آنها همدیگر را از کودکی میشناختند، به همین دلیل پیوند قوی و عمیق آنها کاملا ناگسستنی و در برابر همه فشار خارجی و اختلاف داخلی جدی بسیار مقاوم بود.)

زمان گذشته مجهول فعل Know در انگلیسی: Was/Were Known

ساختار آن was/were + known است.

He was known as a great poet, with his powerful, emotional and evocative verses being studied and taught in prestigious universities all over the entire world.

(او به‌عنوان یک شاعر بزرگ شناخته میشد، با اشعار قدرتمند، احساسی و برانگیزاننده اش که در دانشگاههای معتبر در سراسر کل جهان مورد مطالعه و تدریس قرار میگرفت.)

She was not known by many people; her life remained entirely private and completely secluded from the public eye and media scrutiny.

(خیلی ها او را نمیشناختند؛ زندگی او کاملا خصوصی و کاملا منزوی از چشم عمومی و بررسی رسانه ها باقی ماند.)

Was he known for his extreme generosity and kindness, or was his true reputation actually completely different and highly secretive?

(آیا او به سخاوت و مهربانی شدیدش معروف بود، یا شهرت واقعی او در واقع کاملا متفاوت و بسیار محرمانه بود؟)

They were known to be very friendly and extremely helpful, with a long history of actively aiding their neighbors in times of severe, urgent need and unexpected, serious crisis.

(آنها به رفتار بسیار دوستانه و بسیار یاری رسان شناخته میشدند، با سابقه طولانی در کمک فعال به همسایگان خود در زمانهای نیاز شدید، فوری و بحران جدی و غیر منتظره.)

The final details of the plan were known only to the most trusted, core members of the exclusive, small, dedicated committee.

(جزئیات نهایی طرح تنها برای وفادارترین، اصلی ترین اعضای کمیته کوچک و اختصاصی شناخته شده بود.)

The fact that he was the secret, primary culprit was known to the police long before the media finally broke the massive, shocking and highly sensational story.

(این واقعیت که او مجرم اصلی و مخفی بود، مدتها قبل از اینکه رسانه ها بالاخره داستان پر سر و صدا، تکان دهنده و گسترده را فاش کردند، برای پلیس شناخته شده بود.)

زمان آینده در گذشته کامل فعل Know در انگلیسی: Would Have Known

ساختار آن would have known است.

He thought he would have known the result by now, but the testing laboratory ran into unexpected technical difficulties, delaying the official announcement.

(او فکر میکرد تا الان نتیجه را میدانست، اما آزمایشگاه تست با مشکلات فنی غیر منتظره رو به رو شد، و اعلام رسمی را به تاخیر انداخت.)

She said she would not have known what to do if he had left her, admitting she completely depended on him for almost every final decision and all the daily, simple guidance and support.

(او گفت که اگر او ترکش میکرد نمیدانست چه باید بکند، اعتراف کرد که کاملا برای تقریبا هر تصمیم نهایی و تمام حمایت و راهنمایی ساده و روزانه به او وابسته بود.)

Would you have known the answer if I had given you a clear, helpful and highly specific hint, or was the question truly too difficult and highly specialized for your current level of understanding?

(آیا جواب را میدانستید اگر من به شما یک راهنمایی واضح، مفید و بسیار مشخص داده بودم، یا سوال واقعا خیلی دشوار و بسیار تخصصی برای سطح فعلی درک شما بود؟)

They hoped they would have known the truth sooner, but the entire official investigation was severely hampered by a massive, high level, complicated government cover up that intentionally obscured all the crucial facts.

(آنها امیدوار بودند که حقیقت را زودتر بفهمند، اما کل تحقیقات رسمی به شدت توسط یک پنهان کاری دولتی، پیچیده، سطح بالا و گسترده ای که عمدا همه حقایق حیاتی را مبهم میکرد، مختل شد.)

I would not have known the exact time of the party if my friend had not unexpectedly sent me a final, crucial, last minute reminder text message.

(من اگر دوستم به طور غیر منتظره ای یک پیام متنی یادآوری نهایی، حیاتی و آخرین لحظه برای من نمیفرستاد، زمان دقیق مهمانی را نمیدانستم.)

He would have known the complexity of the task if he had attended the initial, crucial, mandatory briefing session with the entire team and project manager.

(او اگر در جلسه توجیهی اولیه، حیاتی و اجباری با کل تیم و مدیر پروژه شرکت کرده بود، پیچیدگی کار را میدانست.)

She would not have known that the ring was stolen if the police had not officially released the final, complete serial number and detailed descriptive pictures publicly.

(او اگر پلیس شماره سریال کامل و نهایی و تصاویر توصیفی دقیق را به طور رسمی منتشر نمیکرد، نمیدانست که حلقه دزدیده شده است.)

۵/۵ - (۱ امتیاز)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا