گذشته leave چه می شود؟
اگر شما نیز جز آن دسته از زبان اموزان هستید که همیشه میپرسند گذشته leave چه می شود؟ برای شما در این مقاله گذشته leave در زبان انگلیسی را بررسی کرده ایم.
اگر میخواهید در کلاس های زبان شرکت کنید بهتر است یک آموزشگاه زبان پیدا کنید. در نظر داشته باشید که در شهر تهران به دلیل زیاد بودن آموزشگاه های زبان به شما بهترین آموزشگاه زبان در تهران را معرفی کرده ایم.
در شیراز آموزشگاه زبان انگلیسی زیادی وجود دارد در آموزشگاه زبان انگلیسی شیراز بهترین و معتبر ترین آموزشگاه زبان انگلیسی شیراز را برای علاقه مندان به یادگیری این زبان معرفی کرده ایم.
گذشته leave چه می شود؟
فعل Leave یک فعل بی قاعده (Irregular Verb) بسیار مهم در زبان انگلیسی است که مفهوم بنیادین آن «ترک کردن» یا «به جا گذاشتن» است.
این فعل در حوزه های معنایی گستردهتری نیز به کار میرود که شامل:
- «جا گذاشتن» یا «باقی گذاشتن»
- «به عهده کسی گذاشتن» (انتقال مسئولیت)
- «به ارث گذاشتن» (انتقال مالکیت)
- «مجوز دادن» یا «اجازه دادن».
الگوی صرف این فعل از این قرار است:
- شکل پایه (مصدر): Leave
- گذشته ساده: Left
- شکل سوم (اسم مفعول): Left
یادگیری دقیق نحوه کاربرد Left در زمان های مختلف گذشته (مانند گذشته ساده، حال کامل و گذشته کامل) و در ساختار های مربوط به آینده در گذشته، برای توصیف دقیق عزیمت، غیبتها و انتقالهای گذشته، کاملاً ضروری است.
بخش اول: صرف Leave در زمان حال و گذشته ساده
یادگیری زمان های حال و گذشته ساده در زبان انگلیسی بسیار اهمیت بالایی دارد به شما این زمان ها را معرفی کرده ایم.
زمان حال ساده (Leave / Leaves)
این زمان برای توصیف عادتها، واقعیتهای عمومی و کارهای تکراری استفاده میشود.
شکل فعل:
برای فاعل های I, You, We, They، از شکل اصلی فعل یعنی Leave استفاده میشود.
برای فاعل سوم شخص مفرد (He, She, It)، به انتهای فعل -s اضافه میشود و به صورت Leaves به کار میرود.
منفی و سؤالی کردن:
برای ساخت جملات منفی یا سؤالی، از افعال کمکی do و does استفاده میشود.
Do برای فاعل های I, You, We, They استفاده میشود.
Does برای فاعل های سوم شخص مفرد (He, She, It) استفاده میشود. (در این حالت، -s از فعل اصلی Leaves حذف شده و شکل اصلی Leave به کار میرود.)
She leaves all her wealth to charity when she passes away, having no immediate family or close, living relatives left.
(او تمام ثروت خود را وقتی از دنیا میرود به خیریه به ارث میگذارد، و هیچ خانواده نزدیک یا خویشاوند زنده ای ندارد.)
The dog leaves a trail of muddy paw prints all over the clean, white kitchen floor every single time it rains heavily outside.
(سگ هر بار که در بیرون شدید باران میبارد، یک مسیر از رد پاهای گلی در سراسر کف آشپزخانه تمیز و سفید باقی میگذارد.)
He leaves the difficult decision entirely up to his wise, old and highly respected business partner.
(او تصمیم دشوار را کاملا به عهده شریک تجاری قدیمی، عاقل و بسیار مورد احترام خود میگذارد.)
We leave the lights on in the front room to make it appear that someone is still safely and securely at home, even when we are away on a short, small trip.
(ما چراغهای اتاق جلو را روشن میگذاریم تا به نظر برسد که هنوز کسی با خیال راحت در خانه است، حتی وقتی در یک سفر کوتاه هستیم.)
She does not leave any room for negotiation once her mind is completely and finally made up on the matter.
(او هیچ جایی برای مذاکره باقی نمیگذارد وقتی نظرش کاملا و نهایتا در مورد موضوع گرفته شده است.)
Does the plane leave on time, or is the flight usually severely delayed due to heavy air traffic congestion or unforeseen, challenging weather conditions?
(آیا هواپیما به موقع ترک میکند (میرود)، یا پرواز معمولا به دلیل ترافیک هوایی سنگین یا شرایط آب و هوایی چالش برانگیز و غیر منتظره به شدت تاخیر دارد؟)
I leave all my professional worries and intense stress at the office door; I refuse to bring them home to my peaceful, quiet family.
(من تمام نگرانیهای حرفه ای و استرس شدید خود را در درب اداره رها میکنم؛ من از آوردن آنها به خانه ام و خانواده آرام و صلح آمیز خودداری میکنم.)
The final thought leaves him utterly speechless, completely unable to articulate his strong, overwhelming feelings and final, complex ideas.
(فکر نهایی او را کاملا بی زبان میکند، و کاملا ناتوان از بیان احساسات قوی و گسترده و ایده های پیچیده و نهایی خود میکند.)
زمان گذشته ساده (Left)
این زمان برای اشاره به عملی که در گذشته شروع و به پایان رسیده است، به کار میرود.
شکل گذشته ساده فعل بیقاعده Leave، یعنی Left، برای همه فاعل ها (اول شخص، دوم شخص، سوم شخص، مفرد و جمع) ثابت و یکسان است و تغییری نمیکند.
برای منفی کردن و سؤالی کردن جملات در این زمان، از فعل کمکی did به همراه شکل اصلی فعل (Leave) استفاده میشود.
She left the party early last night after feeling completely ill and highly overwhelmed by the massive, loud, unruly crowd.
(او زود از مهمانی رفت (ترک کرد) بعد از احساس بیماری کامل و تحت فشار شدید توسط جمعیت بزرگ، پر سر و صدا و بی قانون.)
They left a final, urgent note on the door, asking the visitor to immediately call them back right away about the crucial, sensitive matter.
(آنها یک یادداشت نهایی و فوری روی در گذاشتند، و از بازدید کننده خواستند فورا در مورد موضوع حساس و حیاتی با آنها تماس بگیرد.)
He left his car keys carelessly in the car’s ignition, which led to the entire vehicle being stolen unexpectedly later that same night.
(او کلیدهایش را با بی دقتی در سوییچ ماشین جا گذاشت، که منجر به سرقت کل وسیله نقلیه به طور غیر منتظره ای در همان شب شد.)
I left the office before he arrived, ensuring I completely missed the awkward, tense and highly uncomfortable confrontation entirely.
(من قبل از آمدن او دفتر را ترک کردم، و اطمینان حاصل کردم که کاملا از رویارویی ناخوشایند، متشنج و بسیار ناراحت کننده کاملا جلوگیری کردم.)
Did you leave a generous tip for the waiter, or did you forget to pay the final, necessary amount after the meal?
(آیا شما یک انعام سخاوتمندانه برای پیشخدمت گذاشتی، یا فراموش کردی مبلغ نهایی و ضروری را بعد از غذا پرداخت کنی؟)
The will left all his fortune to his old, loyal, beloved friend, much to the massive, angry and highly vocal surprise of his entire extended family.
(وصیت نامه تمام ثروت او را به دوست قدیمی، وفادار و محبوبش به ارث گذاشت، که باعث تعجب بزرگ، عصبانی و بسیار علنی کل خانواده بزرگش شد.)
She left the difficult decision entirely up to her highly competent, experienced, professional business partner.
(او تصمیم دشوار را کاملا به عهده شریک تجاری حرفه ای، باتجربه و بسیار شایسته خود گذاشت.)
صرف فعل Leave در زمان های استمراری و کامل گذشته
اگر میخواهید زمان های استمراری و کامل گذشته فعل leave را بدانید برای شما تمامی این موارد را در این بخش از مقاله گذشته leave در زبان انگلیسی بررسی کرده ایم.
زمان گذشته استمراری (Was/Were Leaving)
ساختار آن was/were + leaving است.
I was leaving the house when the phone rang loudly, immediately forcing me to stop and quickly rush back inside to answer the important call.
(وقتی گوشی زنگ خورد داشتم از خونه بیرون میرفتم (ترک میکردم) که تلفن با صدای بلند زنگ زد، و فورا مرا مجبور کرد متوقف شوم و سریع به داخل بشتابم.)
They were leaving the cinema when they suddenly saw the massive, unexpected fire that had broken out in the crowded nearby office building.
(وقتی آتش را دیدند در حال خروج از سینما (ترک کردن) بودند که آتش سوزی گسترده و غیر منتظره را دیدند که در ساختمان اداره شلوغ و نزدیک رخ داده بود.)
She was leaving for the airport when she suddenly realized she forgot her crucial, necessary passport, immediately causing a massive wave of panic and total distress.
(او در حال عزیمت به فرودگاه بود که متوجه شد پاسپورت حیاتی خود را فراموش کرده است، فورا باعث یک موج گسترده وحشت و پریشانی کامل شد.)
He was not leaving any generous tip for the waiter because he felt the entire service had been incredibly slow and highly inadequate.
(او هیچ انعام سخاوتمندانه ای برای پیشخدمت نمیگذاشت زیرا احساس میکرد کل سرویس به طور باورنکردنی کند و بسیار ناکافی بوده است.)
We were leaving the entire complicated problem entirely up to the highly specialized, experienced, professional consultant to solve completely.
(ما داشتیم کل مشکل پیچیده را کاملا به عهده مشاور حرفه ای، باتجربه و بسیار تخصصی میگذاشتیم تا کاملا حل کند.)
زمان گذشته کامل استمراری (Had Been Leaving)
ساختار آن had been leaving است.
He had been leaving messages for her all day long, trying desperately to reach her before her final flight departed late that very evening.
(تمام روز را برای او پیام میگذاشت (در حال گذاشتن بود)، و ناامیدانه سعی میکرد قبل از حرکت پرواز نهایی او در آن عصر دیر به او برسد.)
They had been leaving the country secretly when the severe, unexpected war suddenly broke out, forcing them to quickly take immediate and necessary shelter in the dangerous border town.
(آنها در حال ترک کردن کشور به صورت مخفیانه بودند که جنگ شدید و غیر منتظره ناگهان شروع شد، و آنها را مجبور کرد فورا در شهر مرزی خطرناک پناه بگیرند.)
She had been leaving subtle, clever hints for him about her desire for marriage, but he tragically did not get the entire obvious message at all.
(او نکات ظریف و زیرکانه ای را برای او میگذاشت در مورد میل خود به ازدواج، اما او به طور غم انگیزی کل پیام واضح را اصلا متوجه نشد.)
I had been leaving the final, crucial decision entirely up to the project manager until he finally admitted he was highly unqualified and hopelessly unable to make the final, crucial call himself.
(من داشتم تصمیم نهایی و حیاتی را کاملا به عهده مدیر پروژه میگذاشتم تا زمانی که او بالاخره اعتراف کرد که بسیار فاقد صلاحیت و ناامیدانه ناتوان از گرفتن تصمیم نهایی خودش است.)
He had been leaving all the dirty dishes in the sink for days, which is why his roommate finally reached his absolute breaking point and angrily ordered him to completely clean up the entire disgusting mess immediately.
(او روزها بود که همه ظروف کثیف را در سینک میگذاشت، به همین دلیل هم اتاقی اش بالاخره به نقطه شکست مطلق خود رسید و با عصبانیت به او دستور داد فورا کل آشفتگی منزجر کننده را کاملا تمیز کند.)
بخش سوم: صرف Leave در زمان های کامل، مجهول و آینده در گذشته
یادگیری زمان های کامل و مجهول و آینده در گذشته فعل leave بسیار مهم است به این بخش توجه کنید.
زمان گذشته کامل (Had Left)
ساختار آن had + left است.
I had left the entire office before he arrived, ensuring I completely avoided the tense, highly awkward, uncomfortable and final one on one encounter entirely.
(قبل از آمدن او دفتر را ترک کرده بودم، و اطمینان حاصل کردم که کاملا از رویارویی نهایی، یک به یک، ناخوشایند، بسیار ناخوشایند و متشنج کاملا اجتناب کردم.)
She had left him a detailed, crucial message, but he did not see it until the next early morning, completely missing the urgent, time sensitive information it contained.
(برای او پیام گذاشته بود، اما او آن را تا صبح روز بعد ندید، و کاملا اطلاعات حساس به زمان و فوری که حاوی آن بود را از دست داد.)
They had left the hotel by the time we got there, so we missed our opportunity to speak with them before their flight departed early that very morning.
(تا ما رسیدیم آنها هتل را ترک کرده بودند، بنابراین ما فرصت صحبت با آنها را قبل از حرکت پرواز زودهنگام آنها در همان صبح از دست دادیم.)
He had left his entire fortune to charity, much to the anger of his entire greedy, extended family who had secretly expected to receive a large share of the wealth and property.
(او کل ثروت خود را به خیریه به ارث گذاشته بود، که باعث خشم کل خانواده بزرگ و حریص او شد که مخفیانه انتظار داشتند سهم بزرگی از ثروت و اموال را دریافت کنند.)
زمان گذشته مجهول (Was/Were Left)
ساختار آن was/were + left است.
The door was left open carelessly, allowing the cold winter air to rush in and immediately drop the room temperature significantly.
(در با بی دقتی باز مانده بود (رها شده بود)، و اجازه میداد هوای سرد زمستان به داخل بشتابد و بلافاصله دمای اتاق را به طور قابل توجهی کاهش دهد.)
The entire emergency money was left on the table, easily accessible to anyone who happened to walk by the area.
(تمام پول اضطراری روی میز مانده بود (رها شده بود)، و به راحتی برای هر کسی که تصادفا از آن منطقه عبور میکرد قابل دسترسی بود.)
The birthday cake was left completely untouched, as all the guests were too full from the massive, elaborate, rich dinner to eat even one small slice.
(کیک تولد دست نخورده مانده بود، زیرا همه مهمانان از شام غنی، مفصل و بزرگ بیش از حد سیر بودند که حتی یک برش کوچک هم بخورند.)
The final decision was left entirely up to the highly experienced, respected, professional medical team.
(تصمیم نهایی کاملا به عهده تیم پزشکی حرفه ای، مورد احترام و بسیار باتجربه گذاشته شد.)
A massive, beautiful mansion was left to the old, loyal, faithful butler in the unexpected final will and testament.
(یک عمارت بزرگ و زیبا به سرخدمتکار وفادار، پیر و مورد اعتماد در وصیت نامه نهایی و غیر منتظره به ارث گذاشته شد.)
The entire town was left in utter darkness after the massive storm unexpectedly left (فعل) the power lines severely damaged and entirely broken.
(کل شهر در تاریکی مطلق رها شد بعد از اینکه طوفان گسترده به طور غیر منتظره ای خطوط برق را به شدت آسیب دیده و کاملا شکسته رها کرد.)
The final crucial clue was left intentionally at the scene of the crime by the intelligent, elusive and clever mastermind criminal.
(سرنخ نهایی و حیاتی به طور عمدی در صحنه جرم توسط مغز متفکر مجرم، زیرک و گریزان گذاشته شد.)
The patient was left alone in the room while the doctor went to urgently fetch the necessary, crucial, specialized medical equipment.
(بیمار در اتاق تنها رها شد در حالی که دکتر رفت تا فورا تجهیزات پزشکی تخصصی، حیاتی و مورد نیاز را بیاورد.)
زمان آینده در گذشته کامل (Would Have Left)
ساختار آن would have left است.
He said he would have left if he had known the truth about the entire complex, difficult, dangerous and massive political conspiracy.
(او گفت اگر حقیقت را میدانست میرفت (ترک میکرد)، اگر حقیقت کل توطئه سیاسی بزرگ، خطرناک، دشوار و پیچیده را میدانست.)
She told me she would have left me a note if she had had time, but her sudden, immediate, unforeseen departure completely prevented her from writing even one single word down quickly.
(او به من گفت اگر وقت داشت یادداشتی برایم میگذاشت، اما عزیمت فوری، ناگهانی و غیر منتظره او کاملا مانع از نوشتن حتی یک کلمه واحد شد.)
Would you have left your colleagues alone to face the aggressive, hostile manager if you had known how inexperienced and hopelessly unprepared they truly were for the final, crucial confrontation?
(آیا اگر میدانستید همکارانتان چقدر بی تجربه و به طور ناامیدانه ای برای رویارویی نهایی و حیاتی آماده نشده اند، آنها را تنها رها میکردید تا با مدیر پرخاشگر و خصمانه رو به رو شوند؟)
They promised they would have left everything as they found it if they had not been in a massive, huge hurry, but the rush unfortunately caused them to completely forget the crucial promise.
(آنها قول دادند که اگر عجله نداشتند همه چیز را همان طور که پیدا کرده بودند رها میکردند، اما عجله متاسفانه باعث شد آنها کاملا قول حیاتی را فراموش کنند.)
I would have left the country for good if I had secured the final, necessary visa and the required citizenship documents, but the lengthy, difficult bureaucratic process utterly defeated my final resolve.
(من اگر ویزای نهایی و مورد نیاز و اسناد شهروندی لازم را تامین کرده بودم، کشور را برای همیشه ترک میکردم، اما فرآیند بوروکراتیک طولانی و دشوار کاملا عزم نهایی من را شکست داد.)
سخن پایانی
در این مقاله برای شما گذشته فعل leave در زبان انگلیسی را بررسی کردیم در نظر داشته باشید که شما میتوانید با آموزش رایگان زبان انگلیسی این زبان را بدون هیج هزینه ای بیاموزید.




