...
گذشته افعالآموزش رایگان زبان انگلیسیآموزش صرف افعال

گذشته live چه می شود؟

در این مقاله برای شما گذشته live چه می شود؟ را بررسی خواهیم کرد این امر باعث میشود تا شما بتوایند در تعریف خاطرات برای دوستان خود از این فعل استفاده کنید.

اگر میخواهید زبان انگلیسی را یاد بگیرید نظر ما به شما این است که در بهترین آموزشگاه زبان شرکت کنید. ساکنین تهران میتوانند با مراجعه به مقاله آموزشگاه زبان در تهران با بهترین آموزشگاه های زبان در این شهر آشنا شوند.

گذشته live چه می شود؟

گذشته live چه می شود؟

فعل Live یک فعل باقاعده (Regular Verb) در زبان انگلیسی است که گذشته ساده و شکل سوم (Past Participle) آن هر دو lived است.

صرف Live در زمان حال و گذشته ساده

در این بخش برای شما زمان حال و گذشته ساده فعل live را بررسی خواهیم کرد.

۱. زمان حال ساده (Live / Lives)

فعل Lives برای فاعل سوم شخص مفرد (he/she/it) به کار میرود.

I live in a small, cozy apartment in the city center, which is highly convenient for commuting.

(من در یک آپارتمان کوچک و دنج در مرکز شهر زندگی میکنم، که برای رفت و آمد بسیار راحت است.)

She lives with her strict, demanding parents and two noisy brothers, enduring a constant level of household chaos and excitement.

(او با پدر و مادر سختگیر و دو برادر پر سر و صدای خود زندگی میکند، و سطح ثابتی از هرج و مرج و هیجان خانگی را تحمل میکند.)

Do you live alone or with someone, and how does that affect your daily routine and overall personal schedule?

(آیا تنها زندگی میکنید یا با کسی، و این چگونه بر برنامه روزانه و برنامه شخصی کلی شما تاثیر میگذارد؟)

He doesn’t live here anymore; he moved to another distant country to pursue a completely new, highly promising career opportunity.

(او دیگر اینجا زندگی نمیکند؛ او به کشور دیگر نقل مکان کرده تا یک فرصت شغلی کاملا جدید و بسیار امیدوار کننده را دنبال کند.)

Plants live by photosynthesis, converting sunlight into necessary energy and crucial chemical sustenance.

(گیاهان با فتوسنتز زندگی میکنند، و نور خورشید را به انرژی ضروری و تغذیه شیمیایی حیاتی تبدیل میکنند.)

The rumor lives on (زنده میماند) in the public imagination, despite all official attempts to completely and utterly dispel the persistent, false gossip entirely.

(شایعه در تصور عمومی زنده میماند، علی رغم همه تلاشهای رسمی برای کاملا و مطلقا از بین بردن شایعه دروغ و مداوم.)

The final decision lives entirely with the board of directors, as they hold the ultimate, decisive and most powerful legal authority.

(تصمیم نهایی کاملا با هیئت مدیره است (زندگی میکند)، زیرا آنها بالاترین، قاطع ترین و قدرتمندترین اقتدار قانونی را دارند.)

۲. زمان گذشته‌ی ساده (Lived)

اگر میخواهید یک اتفاق را برای دوست خود تعریف کنید که در گذشته اتفاق افتاده و تمام شده میتوانید از این فعل lived استفاده کنید.

He lived in France for two full years when he was a university student, fully immersing himself in the local, rich, vibrant culture and the beautiful, complex, difficult language.

(او در دوران دانشجویی دو سال در فرانسه زندگی کرد، و کاملا خود را در فرهنگ غنی، پر جنب و جوش و محلی و زبان دشوار و پیچیده غوطه ور کرد.)

They lived happily ever after, facing all subsequent life challenges and inevitable difficulties together as a completely unified, strong, happy and loving team.

(آنها تا ابد خوشبخت زندگی کردند، و با همه چالشهای زندگی بعدی و مشکلات اجتناب ناپذیر با هم به عنوان یک تیم کاملا متحد، قوی، شاد و دوست داشتنی رو به رو شدند.)

Where did you live before you moved here, and what made you finally decide to completely leave your original, old, familiar and comfortable neighborhood entirely?

(قبل از اینکه به اینجا نقل مکان کنید، کجا زندگی میکردید، و چه چیزی باعث شد بالاخره تصمیم بگیرید کاملا محله اصلی، قدیمی، آشنا و راحت خود را ترک کنید؟)

She didn’t live to see her beloved grandchildren grow up; she tragically died of cancer just months before the very first, initial one was born unexpectedly.

(او زنده نماند تا نوه‌هایش را ببیند، او بر اثر سرطان درگذشت.)

We lived through a difficult time during the war, facing severe, daily shortages of necessary, crucial food and clean, drinkable water.

(ما دوران جنگ سختی را پشت سر گذاشتیم (تجربه کردیم)، با کمبودهای شدید و روزانه غذای حیاتی و آب تمیز و قابل شرب رو به رو بودیم.)

The legendary artist lived in this exact house for over a decade before he finally moved to his secluded, remote, private and isolated seaside villa.

(هنرمند افسانه ای بیش از یک دهه در این خانه دقیق زندگی میکرد قبل از اینکه بالاخره به ویلای ساحلی خصوصی، دورافتاده و منزوی خود نقل مکان کرد.)

He lived up to (به وعده عمل کرد) the massive, huge expectations of his highly successful, powerful and influential family, graduating at the very top of his entire class.

(او به انتظارات بزرگ و گسترده خانواده بسیار موفق، قدرتمند و با نفوذ خود عمل کرد، و در صدر کل کلاس خود فارغ التحصیل شد.)

صرف Live در زمان های استمراری و کامل گذشته

یادگیری زمان استمرای فعل live بسیار مهم است با ما همراه باشید.

۳. زمان گذشته‌ی استمراری (Was/Were Living)

برای شما در این بخش ساختار و مثال های آورده شده است. ساختار آن was/were + living است.

I was living in New York when the 9/11 attacks happened, a terrifying and highly unforgettable memory I will keep with me forever.

(من در نیویورک زندگی میکردم که حملات ۱۱ سپتامبر اتفاق افتاد، یک خاطره بسیار فراموش نشدنی و وحشتناک که برای همیشه با خود نگه خواهم داشت.)

They were living in a small tent while their house was being repaired, patiently enduring the cold, wet, harsh and highly unpleasant weather conditions.

(آنها در حالی که خانه شان در حال تعمیر بود در چادر زندگی میکردند، و با صبر شرایط آب و هوایی سخت، سرد و بسیار ناخوشایند را تحمل میکردند.)

Were you living your best life when I called you, or were you merely secretly struggling with immense, debilitating stress and severe, chronic anxiety?

(آیا بهترین زندگی خود را سپری میکردید وقتی بهت زنگ زدم، یا صرفا مخفیانه با استرس ناتوان کننده، گسترده و اضطراب شدید و مزمن مشکل داشتید؟)

She was living a dream until she unexpectedly woke up to the harsh, cruel and completely brutal reality of her deeply difficult, complex financial situation.

(او در رویا زندگی میکرد تا اینکه به طور غیر منتظره ای به واقعیت کاملا وحشیانه، ظالمانه و سخت وضعیت مالی پیچیده و عمیقا دشوار خود پی برد.)

He was not living in the city anymore; he was secretly moving all his furniture and belongings to his new, quiet, small, secluded, remote countryside cabin.

(او دیگر در شهر زندگی نمیکرد؛ او مخفیانه تمام مبلمان و وسایل خود را به کلبه دورافتاده، آرام و کوچک خود در حومه شهر منتقل میکرد.)

The entire team were living up to (داشتند به وعده عمل میکردند) the massive expectations of their highly demanding, strict, controlling manager, working long, excessive and continuous hours daily.

(کل تیم داشتند به انتظارات گسترده مدیر سختگیر، پر توقع و کنترل کننده خود عمل میکردند، و روزانه ساعتهای طولانی، زیاد و پیوسته کار میکردند.)

۴. زمان گذشته‌ی کامل استمراری (Had Been Living)

ساختار آن had been living است.

She had been living in the same house for twenty years before she sold it, feeling completely nostalgic and highly emotional about leaving the old, familiar family home entirely.

(او بیست سال قبل از فروش آن در همان خانه زندگی میکرد، و احساس کاملا دلتنگی و بسیار احساساتی در مورد ترک خانه قدیمی و آشنای خانوادگی میکرد.)

They had been living together for six months when they finally decided to get married, formalizing their strong, deep, emotional commitment and highly loving relationship.

(آنها شش ماه بود که با هم زندگی میکردند که تصمیم به ازدواج گرفتند، و تعهد عاطفی قوی، عمیق و رابطه بسیار دوست داشتنی خود را رسمی کردند.)

What had you been doing before I called you? Had you been living your best life, or were you merely struggling with a highly difficult and extremely overwhelming problem at that exact, final moment?

(قبل از اینکه بهت زنگ بزنم چیکار میکردی؟ آیا بهترین زندگی خود را داشته اید (در حال سپری کردن بودید)، یا صرفا در آن لحظه دقیق و نهایی با یک مشکل بسیار دشوار و بسیار گسترده مشکل داشتید؟)

He had not been living in his own apartment; he had been living with his girlfriend for months until she finally asked him to completely move out unexpectedly.

(او در آپارتمان خودش زندگی نکرده بود؛ او ماهها بود که با دوست دخترش زندگی میکرد تا زمانی که او بالاخره از او خواست به طور غیر منتظره ای کاملا از خانه خارج شود.)

صرف Live در زمان های کامل، مجهول و آینده در گذشته

این بخش به شما زمان دقیق یک اتفاق را بررسی خواهیم کرد.

۵. زمان گذشته کامل (Had Lived)

ساختار آن had + lived است.

He had lived in three different countries before he finally turned 18, experiencing a vast array of unique cultures and highly diverse, different social environments.

(او قبل از ۱۸ سالگی در سه کشور مختلف زندگی کرده بود، و مجموعه گسترده ای از فرهنگهای منحصر به فرد و محیطهای اجتماعی بسیار متنوع و متفاوت را تجربه کرده بود.)

They had lived in the same neighborhood for years, but they never met each other until they both unexpectedly attended the same small, local, community event.

(آنها سالها در یک محله زندگی میکردند، اما هرگز یکدیگر را ملاقات نکردند تا زمانی که هر دو به طور غیر منتظره ای در همان رویداد کوچک، محلی و اجتماعی شرکت کردند.)

Had you lived abroad before you came to Iran, or was this your very first, initial, massive, completely overwhelming international experience?

(آیا قبل از آمدن به ایران در خارج از کشور زندگی میکردید، یا این اولین، اولیه، گسترده و کاملا طاقت فرسای تجربه بین المللی شما بود؟)

She had not lived a normal life until she escaped from her abusive, cruel and horrible husband, finding a new sense of much needed peace, complete safety and security and highly desired and valuable freedom.

(او تا زمانی که از دست شوهر خشن، بیرحم و وحشتناک خود فرار نکرد، زندگی عادی نداشت.)

۶. زمان گذشته مجهول (Was/Were Lived)

ساختار آن was/were + lived in/with است.

The house was lived in by a famous, renowned, highly influential and highly respected writer for over two entire decades, giving the simple, old structure immense historical and cultural significance and value.

(یک نویسنده مشهور، مورد احترام، بسیار با نفوذ و بسیار شناخته شده برای بیش از دو دهه کامل در این خانه زندگی میکرد.)

They were lived with by their grandparents, who helped raise the children after their parents were tragically killed in a massive, unexpected, devastating car accident.

(آنها با پدربزرگ و مادربزرگشان زندگی میکردند (همراهی میشدند)، که به بزرگ کردن بچه ها کمک کردند بعد از اینکه والدینشان به طور غم انگیزی در یک تصادف اتومبیل ویرانگر، ناگهانی و گسترده کشته شدند.)

By whom was this sacred, isolated, remote place lived in thousands of years ago, and what was their entire complex culture and belief system entirely like?

(هزاران سال پیش در این مکان مقدس، منزوی و دورافتاده چه کسی زندگی میکرده است (توسط چه کسی زندگی میشد)، و کل فرهنگ و سیستم اعتقادی پیچیده آنها کاملا چگونه بود؟)

He was not lived with by anyone; he was completely alone and highly preferred the simple, quiet, total solitude of his remote, secluded cabin in the snowy, distant mountains.

(کسی با او زندگی نکرده است (توسط کسی زندگی نمیشد). او کاملا تنها بود و به شدت تنهایی کامل، آرام و ساده کلبه دورافتاده و منزوی خود در کوهستانهای برفی و دوردست را ترجیح میداد.)

The painful memory was lived (مجهول: زنده ماند) with him for the rest of his entire life, actively shaping his entire personality and entire subsequent worldview entirely.

(خاطره دردناک برای بقیه کل زندگی اش با او ماند (زندگی میشد)، و فعالانه کل شخصیت او و کل دیدگاه بعدی او را کاملا شکل داد.)

The simple, difficult life was lived by the monks in the remote, isolated, serene monastery high up in the cold, distant mountains.

(زندگی ساده و دشوار توسط راهبان در صومعه آرام، منزوی و دورافتاده در بالای کوهستانهای سرد و دوردست سپری میشد.)

The house was not lived in for years after the tragic, sudden, unexpected death of the old, highly eccentric and completely secretive elderly owner.

(خانه برای سالها پس از مرگ ناگهانی، غیر منتظره و غم انگیز مالک مسن، بسیار عجیب و غریب و کاملا محرمانه و قدیمی زندگی نشد (کسی در آن زندگی نمیکرد).)

I was lived with by my grandmother for a year after my parents moved abroad for a new, temporary, highly demanding, crucial work assignment.

(من برای یک سال توسط مادربزرگم همراهی میشدم (با من زندگی میکرد) بعد از اینکه والدینم برای یک ماموریت کاری حیاتی، بسیار سخت و موقت جدید به خارج از کشور نقل مکان کردند.)

The tragic story was lived through (مجهول: تجربه شد) by an entire, massive generation of completely innocent, unsuspecting people, leaving a permanent, deep, psychological scar on the entire nation.

(داستان غم انگیز توسط یک نسل کامل و گسترده از مردم کاملا بی گناه و ناآگاه تجربه شد، و یک زخم روانی عمیق و دائمی بر کل ملت به جای گذاشت.)

۷. زمان آینده در گذشته‌ی کامل (Would Have Lived)

اگر میخواهید از یک زمان استفاده کنید که در گذشته قرار بوده اتفاق بیوفتد ولی اتفاق نیوفتاده میتوانید از این ساختار استفاده کنید.

ساختار آن would have lived است.

He would have lived in Australia if he had passed the demanding immigration test, but his application was sadly rejected due to some kind of minor, easily rectifiable, clerical error.

(او در صورت قبولی در آزمون مهاجرت سخت در استرالیا زندگی میکرد، اما درخواست او متاسفانه به دلیل نوعی خطای دفتری، جزئی و به راحتی قابل اصلاح رد شد.)

They were going to have lived in a beautiful, sprawling villa, but it was tragically destroyed by a sudden, devastating and unexpected massive storm, forcing them to completely change their entire housing plan entirely.

(آنها قرار بود در یک ویلای بزرگ و زیبا زندگی کنند، اما در اثر طوفان گسترده، ویرانگر و ناگهانی به طور غم انگیزی ویران شد.)

What were you going to have done if you had not lived with your parents, and had been forced to rely completely and entirely on your own limited, personal financial resources and meager, small, limited income?

(اگه با پدر و مادرت زندگی نمیکردی چیکار میکردی، و مجبور میشدی کاملا و مطلقا به منابع مالی شخصی و محدود و درآمد کم و کوچک خودت تکیه کنی؟)

She would not have lived in a big, noisy, polluted city; she would have preferred the quiet, peaceful, serene atmosphere and highly natural beauty of the picturesque countryside setting entirely.

(او در یک شهر بزرگ، پر سر و صدا و آلوده زندگی نمیکرد؛ او کاملا فضای آرام، صلح آمیز و آرام و زیبایی بسیار طبیعی محیط روستایی و زیبا را ترجیح میداد.)

We were not going to have lived long if we had not changed our unhealthy, damaging, negative lifestyle completely, as the doctor warned us of the severe, impending, serious health risks involved.

(اگر سبک زندگی مان را تغییر نمیدادیم، زیاد زندگی نمیکردیم، زیرا دکتر ما را در مورد خطرات سلامتی شدید، قریب الوقوع و جدی درگیر هشدار داد.)

سخن پایانی

در این مقاله برای شما گذشته live در زبان انگلیسی را بررسی کردیم تا شما بتوایند به راحتی از این کلمه در مکالمه های خود استفاده کنید. یادگیری مکالمه زبان انگلیسی بسیار اهمیت دارد، از این رو ما سعی کرده ایم برای شما آموزش رایگان زبان انگلیسی را قرار بدهیم.

۵/۵ - (۱ امتیاز)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا