گذشته lose چه می شود؟
در این بخش به سوال همیشگی شما یعنی گذشته lose چه می شود؟ را بررسی خواهیم کرد. اگر میخواهید زبان انگلیسی را به خوبی یاد بگیرید در نظر داشته باشید که شما میتوانید در بهترین آموزشگاه زبان در تهران شرکت کنید.
برخی از دوستان به دنبال آموزش رایگان زبان انگلیسی هستند شما میتوانید به این بخش مراجعه کنید در ادامه برای شما گذشته lose در زبان انگلیسی را بررسی خواهیم.
گذشته lose چه می شود؟
فعل Lose (به معنای گم کردن، باختن، از دست دادن، تلف کردن و ریختن) یک فعل بی قاعده (Irregular Verb) کلیدی در زبان انگلیسی است.
صرف فعل و معانی اصلی
در این بخش برای شما فعل lose را در این بخش به صورت کامل صرف کرده ایم.
- شکل پایه (Base Form): Lose
- گذشته ساده (Simple Past): Lost
- شکل سوم (Past Participle): Lost
فعل Lose بر مفهوم از دست دادن مالکیت، عدم موفقیت (شکست)، یا عدم حفظ یک وضعیت تمرکز دارد. در فارسی، این فعل معانی مهمی چون:
- گم کردن (اشیا)
- باختن (در مسابقه یا بازی)
- از دست دادن (فرصت، شغل)
- تلف کردن (زمان)
- ریختن (مو، دندان)
را در بر میگیرد.
صرف Lose در زمان حال و گذشته ساده
در نظر داشته باشید که شما میتوانید با یادگیری زمان های حال ساده و گذشته ساده فعل lose از این فعل در مکالمه های خود استفاده کنید.
۱. زمان حال ساده (Lose / Loses)
فعل Loses برای فاعل سوم شخص مفرد (he/she/it) به کار میرود.
I rarely lose my focus completely during important, crucial final presentations, thanks to my extensive training and highly effective concentration techniques.
(من به ندرت تمرکز خود را کاملا در طول ارائه های نهایی و حیاتی از دست میدهم، به لطف آموزش گسترده و تکنیکهای تمرکز بسیار موثر خود.)
She loses herself completely in her complex, creative artwork, forgetting about the entire world and all her pressing, urgent daily responsibilities.
(او کاملا خودش را در کارهای هنری پیچیده و خلاقانه اش گم میکند، و کل دنیا و تمام مسئولیتهای روزانه فوری و سخت خود را فراموش میکند.)
Do they lose sleep over the difficult, challenging final decision, or do they always maintain a highly calm, collected and completely philosophical approach to all final, crucial life choices?
(آیا آنها برای تصمیم نهایی، دشوار و چالش برانگیز خواب خود را از دست میدهند، یا همیشه یک رویکرد کاملا فلسفی، خونسرد و بسیار آرام به همه انتخابهای نهایی و حیاتی زندگی حفظ میکنند؟)
He loses track of time easily when he is actively and enthusiastically engaging in his favorite, highly time consuming and highly complex hobby.
(او وقتی فعالانه و مشتاقانه مشغول سرگرمی پیچیده و بسیار وقت گیر مورد علاقه اش است، زمان را به راحتی از دست میدهد.)
The lawyer never loses a single case, having a reputation for being incredibly sharp, highly meticulous and entirely ruthless in the challenging courtroom setting.
(وکیل هرگز یک پرونده واحد را نمیبازد، شهرت داشتن برای بسیار تیز، بسیار موشکافانه و کاملا بی رحم در محیط دادگاه چالش برانگیز.)
We lose money on every single sale, but the massive company is actively hoping to quickly make up for the financial loss through sheer volume and extreme, widespread market saturation.
(ما روی هر فروش واحد پول از دست میدهیم، اما شرکت گسترده فعالانه امیدوار است که سریع از طریق حجم صرف و اشباع بازار شدید و گسترده، ضرر مالی را جبران کند.)
I lose my voice completely after every final, huge, massive and highly energetic concert performance, requiring complete vocal rest for several days to fully recover entirely.
(من صدای خود را کاملا بعد از هر اجرای کنسرت نهایی، بزرگ، گسترده و بسیار پر انرژی از دست میدهم، و نیاز به استراحت کامل صوتی برای چندین روز برای بهبودی کامل دارم.)
The sun loses its strong intensity as the evening approaches, making the entire sky appear softer and completely darker in color.
(خورشید شدت قوی خود را با نزدیک شدن عصر از دست میدهد، و باعث میشود کل آسمان نرمتر و کاملا تیره تر به نظر برسد.)
۲. زمان گذشتهی ساده (Lost)
در این بخش زمان گذشته lose را در مثال ها آورده شده است:
She lost her entire appetite after she received the devastating, highly emotional and highly shocking news from the concerned hospital.
(او کل اشتهای خود را بعد از دریافت اخبار ویرانگر، بسیار احساسی و بسیار تکان دهنده از بیمارستان نگران از دست داد.)
Did they lose the entire contract because they failed to deliver the final, crucial product on the tight, demanding, agreed upon schedule?
(آیا آنها کل قرارداد را از دست دادند زیرا در تحویل محصول نهایی و حیاتی در برنامه زمان بندی شده، سخت و مورد توافق شکست خوردند؟)
I lost myself completely in the vibrant, colorful, chaotic, complex culture of the new, exotic foreign country and its people.
(من خودم را کاملا در فرهنگ پیچیده، آشفته، رنگارنگ و پر جنب و جوش کشور خارجی و عجیب و غریب جدید و مردم آن گم کردم.)
He lost his battle with the severe, aggressive and debilitating disease after fighting bravely for over a full year with immense courage.
(او نبرد خود را با بیماری شدید، پرخاشگرانه و ناتوان کننده بعد از جنگیدن شجاعانه برای بیش از یک سال کامل باخت.)
We lost the final game, but we gained valuable, immense and highly necessary experience and learned many crucial lessons from the unexpected loss.
(ما بازی نهایی را باختیم، اما تجربه ارزشمند، گسترده و بسیار ضروری به دست آوردیم و بسیاری از درسهای حیاتی را از شکست غیر منتظره یاد گرفتیم.)
She lost her patience completely when the computer suddenly and unexpectedly froze for the fifth consecutive time, causing her to scream loudly out of intense frustration.
(او کاملا صبر خود را از دست داد وقتی رایانه ناگهان و به طور غیر منتظره ای برای پنجمین بار متوالی هنگ کرد، که باعث شد او با صدای بلند از ناامیدی شدید فریاد بزند.)
He did not lose a single dollar in the entire risky, ambitious investment, having completely pulled out all his final funds just moments before the final, massive, total crash occurred tragically.
(او حتی یک دلار هم در کل سرمایه گذاری جاه طلبانه و پرخطر از دست نداد، و کاملا تمام بودجه نهایی خود را درست لحظاتی قبل از وقوع غم انگیز سقوط کامل، گسترده و نهایی خارج کرده بود.)
آموزش Lose در زمان های استمراری و کامل گذشته
یکی از بخش های که بسیار در زبان انگلیسی مهم است را میتوان زمان استمراری و کامل گذشته دانست.
۳. زمان گذشتهی استمراری (Was/Were Losing)
ساختار آن was/were + losing است.
They were losing all their initial enthusiasm for the long, demanding, difficult project as the final, frustrating deadline quickly approached unexpectedly.
(آنها تمام شور و شوق اولیه خود را برای پروژه طولانی، سخت و دشوار از دست میدادند در حالی که مهلت نهایی و ناامید کننده به سرعت و به طور غیر منتظره ای نزدیک میشد.)
She was losing blood severely when the paramedics finally arrived, and immediately rushed her to the nearby, crucial, specialized emergency room.
(او به شدت خون از دست میداد وقتی امدادگران بالاخره رسیدند، و فورا او را به اتاق اورژانس تخصصی، حیاتی و نزدیک بردند.)
Was he losing his balance when he unexpectedly fell off the ladder, or did the ladder suddenly and completely break underneath him entirely?
(آیا او داشت تعادل خود را از دست میداد وقتی به طور غیر منتظره ای از نردبان افتاد، یا نردبان ناگهان و کاملا زیر او شکست؟)
We were losing daylight quickly, which forced us to completely abandon the dangerous mountain hike and start the slow, necessary descent immediately.
(ما داشتیم به سرعت نور روز را از دست میدادیم، که ما را مجبور کرد کاملا پیاده روی خطرناک کوهستانی را رها کنیم و فورا نزول آهسته و ضروری را شروع کنیم.)
The old man was losing his memory gradually, which sadly caused his entire family great emotional pain and complete, utter distress.
(مرد پیر داشت حافظه خود را به تدریج از دست میداد، که متاسفانه باعث درد عاطفی گسترده و پریشانی کامل و مطلق خانواده اش میشد.)
Were they losing the argument because they lacked final, crucial, factual evidence, or was the opposing lawyer simply more articulate and highly persuasive?
(آیا آنها داشتند بحث را میباختند زیرا فاقد شواهد نهایی، حیاتی و واقعی بودند، یا وکیل مخالف صرفا فصیح تر و بسیار متقاعد کننده تر بود؟)
I was losing a lot of water weight in the severe, massive heat, forcing me to constantly drink huge amounts of necessary, clean, refreshing water to stay completely hydrated.
(من داشتم آب زیادی را در گرمای شدید و گسترده از دست میدادم، و مرا مجبور میکرد دائما مقادیر زیادی آب تمیز، مورد نیاز و تازه کننده بنوشم تا کاملا آب بدن خود را حفظ کنم.)
He was losing massive, crucial, valuable time by constantly redoing the entire complex, difficult task, completely unaware of the approaching final, strict, demanding deadline.
(او با مداوم دوباره انجام دادن کل کار پیچیده و دشوار، وقت حیاتی، ارزشمند و گسترده ای را از دست میداد، و کاملا از مهلت نهایی، سخت و پرتوقع در حال نزدیک شدن بی خبر بود.)
۴. زمان گذشتهی کامل استمراری (Had Been Losing)
ساختار آن had been losing است.
She had not been losing any sleep over the situation, which made her completely oblivious and entirely indifferent to the high level of severe stress and anxiety that all her colleagues were constantly experiencing and enduring.
(او برای وضعیت نگران نبود، که او را کاملا بی خبر و کاملا بی تفاوت نسبت به سطح بالای استرس شدید و اضطرابی که همه همکارانش دائما تجربه و تحمل میکردند، میکرد.)
We had been losing the initial enthusiasm for the long, arduous project for months before the manager finally intervened and offered us some necessary, crucial, much needed encouragement and new, strong incentives.
(ما ماهها بود که شور و شوق اولیه برای پروژه طولانی و سخت را از دست میدادیم قبل از اینکه مدیر بالاخره دخالت کرد و مقداری تشویق مورد نیاز، حیاتی و ضروری و انگیزه های جدید و قوی به ما ارائه داد.)
Had the team been losing their final, crucial competitive edge for long before the opposing rival team finally managed to completely surpass and entirely overtake their leading position?
(آیا تیم برای مدت طولانی مزیت رقابتی نهایی و حیاتی خود را از دست میداد قبل از اینکه تیم رقیب مخالف بالاخره موفق شد کاملا از موقعیت پیشرو آنها پیشی بگیرد و مطلقا از آنها سبقت بگیرد؟)
He had been losing track of the conversation completely for a few minutes before he finally realized he had completely missed a key, crucial and extremely vital piece of the important final discussion.
(او چند دقیقه بود که کاملا پیگیری گفتگو را از دست میداد قبل از اینکه بالاخره فهمید کاملا یک قطعه حیاتی، کلیدی و بسیار حیاتی از بحث نهایی و مهم را از دست داده است.)
I had been losing my patience gradually with the constant, continuous, unending delays until I finally reached my absolute breaking point and angrily demanded a complete, full and immediate explanation from the responsible, accountable final party.
(من داشتم صبر خود را به تدریج با تاخیرهای بی پایان، پیوسته و مداوم از دست میدادم تا زمانی که بالاخره به نقطه شکست مطلق خود رسیدم و با عصبانیت درخواست یک توضیح کامل، تمام و فوری از طرف مسئول و پاسخگو کردم.)
She had been losing sleep over the difficult, complex, private financial situation for weeks before she finally decided to seek professional help from a highly specialized, expert financial advisor.
(او هفته ها بود که برای وضعیت مالی خصوصی، پیچیده و دشوار خواب از دست میداد قبل از اینکه بالاخره تصمیم گرفت از یک مشاور مالی متخصص و بسیار تخصصی کمک حرفه ای بگیرد.)
The subtle, underlying message had been losing its strong initial impact for days until the creator finally decided to completely rework and entirely revamp the entire massive, entire final presentation.
(پیام زیربنایی و ظریف برای روزها تاثیر اولیه قوی خود را از دست میداد تا زمانی که خالق بالاخره تصمیم گرفت کل ارائه نهایی، کامل و گسترده را کاملا دوباره کار کرده و مطلقا بازسازی کند.)
آموزش Lose در زمان های کامل، مجهول و آینده در گذشته
برای شما در این بخش زمان های کامل، مجهول و آینده کامل را بررسی خواهیم کرد.
۵. زمان گذشته کامل (Had Lost)
ساختار آن had + lost است.
He had lost a massive, substantial, huge amount of money in the stock market before he finally decided to seek professional, specialized financial advice and completely pull out all his remaining funds.
(او قبل از اینکه بالاخره تصمیم گرفت به دنبال نصیحت مالی تخصصی و حرفه ای باشد و کاملا تمام بودجه باقی مانده خود را خارج کند، مقدار پول گسترده، قابل توجه و بزرگی را در بازار سهام از دست داده بود.)
She had lost her keys and was severely locked out of the house for hours before her neighbor finally noticed her distress and offered her immediate and crucial, necessary help.
(او کلیدهایش را گم کرده بود و برای ساعتها به شدت بیرون از خانه قفل شده بود قبل از اینکه همسایه اش بالاخره متوجه پریشانی او شد و به او کمک فوری و حیاتی، ضروری ارائه داد.)
We had lost hope that the rescue helicopter would ever find us alive before we suddenly and unexpectedly spotted the final, bright, visible signal light in the distance.
(ما امید خود را از دست داده بودیم که بالگرد نجات هرگز ما را زنده پیدا خواهد کرد قبل از اینکه ناگهان و به طور غیر منتظره ای نور سیگنال نهایی و روشن را در فاصله دیدیم.)
They had lost the final, crucial contract because they failed to deliver the final, highly complex product on the tight, extremely demanding schedule.
(آنها قرارداد نهایی و حیاتی را از دست داده بودند زیرا در تحویل محصول بسیار پیچیده در برنامه زمانی سخت و بسیار پرتوقع شکست خورده بودند.)
I had lost my appetite completely before the massive, extensive dinner was finally served, due to the high level of severe stress and crippling anxiety I was constantly experiencing.
(من قبل از اینکه شام گسترده و بزرگ بالاخره سرو شد، اشتهای خود را کاملا از دست داده بودم، به دلیل سطح بالای استرس شدید و اضطراب فلج کننده ای که دائما تجربه میکردم.)
He had not lost his determination, which is why he immediately and completely tried the difficult challenge again after his initial, severe, disappointing and tragic failure.
(او عزم خود را از دست نداده بود، به همین دلیل او فورا و کاملا چالش دشوار را دوباره پس از شکست غم انگیز، ناامید کننده و شدید اولیه اش تلاش کرد.)
Had the team lost the final game because of the rain, or was the severe defeat simply due to the opposing team’s vastly superior, highly effective and dominant strategy?
(آیا تیم بازی نهایی را به دلیل باران باخته بود، یا شکست شدید صرفا به دلیل استراتژی غالب، بسیار موثر و به طور گسترده برتر تیم رقیب بود؟)
She had lost herself completely in the complex, intricate, vast and highly imaginative world of the fantasy novel before the loud, sudden alarm clock finally dragged her back to the harsh, cruel and simple reality of her actual, boring, daily life.
(او کاملا خودش را در دنیای فانتزی، بسیار تخیلی، وسیع، ظریف و پیچیده رمان گم کرده بود قبل از اینکه ساعت زنگ دار بلند و ناگهانی بالاخره او را به واقعیت ساده، بیرحم و سخت زندگی روزمره و واقعی اش کشاند.)
We had lost all access to the entire main network before the security team finally managed to completely install the crucial, necessary final firewall update entirely.
(ما قبل از اینکه تیم امنیتی بالاخره موفق به نصب کامل به روز رسانی نهایی، حیاتی و ضروری فایروال شد، کل دسترسی به کل شبکه اصلی را از دست داده بودیم.)
۶. زمان گذشتهی مجهول (Was/Were Lost)
ساختار آن was/were + lost است.
The feeling of hope was lost completely after the last, final, desperate attempt to find the cure tragically failed and completely fell apart entirely.
(احساس امید بعد از اینکه آخرین، نهایی و ناامیدانه تلاش برای یافتن درمان به طور غم انگیزی شکست خورد و کاملا از هم پاشید، کاملا از دست رفت.)
He was not lost after all; he had merely completely forgotten to inform his anxious, worried wife that he was going to be spending the night at a colleague is house entirely.
(به هر حال او گم نشد؛ او صرفا کاملا فراموش کرده بود که به همسر مضطرب و نگران خود اطلاع دهد که قرار است کاملا شب را در خانه یک همکار بگذراند.)
Were the documents lost due to human error and simple carelessness, or was the final, devastating loss caused by a severe, unexpected technical malfunction or total failure of the entire security system?
(آیا اسناد به دلیل خطای انسانی و بی دقتی ساده گم شدند، یا ضرر نهایی و ویرانگر ناشی از یک نقص فنی شدید و غیر منتظره یا شکست کامل کل سیستم امنیتی بود؟)
The entire purpose of the costly, expensive, time consuming project was lost completely after the manager unexpectedly and suddenly changed the entire final, crucial, entire objective entirely.
(کل هدف پروژه وقت گیر، گران قیمت و پرهزینه بعد از اینکه مدیر به طور غیر منتظره ای و ناگهانی کل هدف نهایی، حیاتی و کامل را تغییر داد، کاملا از دست رفت.)
His patience was lost completely when the computer unexpectedly crashed for the tenth consecutive time, forcing him to take a final, calming, necessary, much needed break.
(صبر او وقتی رایانه به طور غیر منتظره ای برای دهمین بار متوالی هنگ کرد، کاملا از دست رفت، و او را مجبور کرد یک استراحت نهایی، آرامش بخش، ضروری و بسیار مورد نیاز بگیرد.)
۷. زمان آینده در گذشتهی کامل (Would Have Lost)
ساختار آن would have lost است.
He would have lost his life if he had not worn a seatbelt, but the entire safety device tragically and completely saved him from severe, massive, crushing and total, immediate death.
(او اگر کمربند ایمنی نمیبست جان خود را از دست میداد، اما کل وسیله ایمنی به طور غم انگیزی و کاملا او را از مرگ فوری، کامل، خرد کننده و بزرگ نجات داد.)
They would have lost the final, crucial contract if they had not delivered the final, complex product on time, but they managed to complete the demanding task just in the very last minute.
(اگر به موقع (قرارداد) تحویل نمیدادند، قرارداد نهایی و حیاتی را از دست میدادند، اما آنها موفق شدند کار سخت را درست در همان آخرین دقیقه تکمیل کنند.)
She would not have lost her expensive, precious ring if she had been more careful and had not left it carelessly on the sink counter where it could easily roll off and fall into the drain pipe.
(اگر او بیشتر مراقب بود و آن را با بی دقتی روی پیشخوان سینک که میتوانست به راحتی از آنجا غلت بزند و در لوله تخلیه بیفتد رها نمیکرد، حلقه گران قیمت و گرانبهای خود را گم نمیکرد.)
Would you have lost your demanding job if you had failed the difficult, specialized final test, or would the company have simply provided you with a completely new, easy, necessary retake opportunity?
(آیا اگر در آزمون نهایی، دشوار و تخصصی مردود میشدید شغل سخت خود را از دست میدادید، یا شرکت صرفا یک فرصت کاملا جدید، آسان و ضروری برای آزمون مجدد برای شما فراهم میکرد؟)
سخن پایانی
در این مقاله برای شما گذشته lose چه می شود؟ را بررسی کردیم تا شما بتوایند به راحتی از این فعل در زبان انگلیسی استفاده کنید.




